آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
حسرت نیم‌قرنی فوتبال امید
کد خبر: 407216 | تاریخ مخابره: 1405 يکشنبه 5 مهر - 19:45

سخن مدیرمسئول

حسرت نیم‌قرنی فوتبال امید

پنجاه‌سال از آخرین حضور موفق و مقتدرانه تیم امید فوتبال ایران در بازی‌های آسیایی و المپیک می‌گذرد و همچنان این حسرت بزرگ و فرسایشی، مانند باری سنگین بر دوش فوتبال و جامعه ورزشی کشور سنگینی می‌کند. شکست و نمایش مأیوس‌کننده اخیر تیم امید ایران برابر کره‌شمالی نیز بار دیگر به همه یادآوری کرد که این ناکامی‌ها محصول یک اتفاق، یک مسابقه خاص یا اشتباه یک مربی نیست؛ بلکه نشانه‌ای آشکار از وجود بحران‌های عمیق، ریشه‌دار و ساختاری در پیکره فوتبال ماست که دهه‌هاست زیر سایه نتایج مقطعی پنهان مانده است. بر هیچ کارشناس و علاقه‌مندی پوشیده نیست که فوتبال ایران هرگز از کمبود استعداد ناب، پتانسیل فیزیکی و خلاقیت فردی رنج نبرده است. هرساله ده‌ها و صدها بازیکن جوان، تکنیکی و مستعد در گوشه‌وکنار این خاک و در محلات، مدارس فوتبال و رده‌های مختلف ظهور می‌کنند؛ اما پرسش بی‌پاسخ و اساسی این‌است‌که چرا این معدن غنی از استعدادها در مسیر رسیدن به رده‌های پایه، امید و بزرگ‌سالان هرز می‌رود و به نتایج مطلوب و بین‌المللی تبدیل نمی‌شود؟ چرا کشورهایی با جمعیت کمتر، تنوع اقلیمی محدودتر و حتی زیرساخت‌های مالی مشابه، می‌توانند با نقشه راه روشن به قطب‌های فوتبال قاره تبدیل شوند، اما فوتبال ایران همچنان در چرخه‌ای از آزمون‌وخطا و روزمرگی درجا می‌زند؟ به‌نظر می‌رسد یکی از کلیدی‌ترین آسیب‌ها، غیبت یک ساختار مدرن، حرفه‌ای و پایدار برای تیم‌ها و آکادمی‌های پایه است. تغییرات مداوم و زنجیره‌ای در سطوح مدیریتی، اتخاذ تصمیم‌های واکنشی و کوتاه‌مدت برای فرار از فشارهای مقطعی، اعمال‌نظرهای غیرفنی و فقدان برنامه‌ریزی جامع میان‌مدت و بلندمدت، فوتبال ایران را فرسنگ‌ها از مسیر استاندارد توسعه حرفه‌ای دور کرده است. در بسیاری از کشورهای صاحب‌سبک و موفق فوتبال جهان، رده‌های پایه ستون فقرات، هویت و تضمین‌کننده آینده فوتبال ملی محسوب می‌شوند؛ حال‌آنکه در کشور ما تمام سرمایه‌گذاری‌ها، توجه رسانه‌ای و تمرکز مدیریتی صرفاً معطوف به نتایج کوتاه‌مدت تیم‌ملی بزرگ‌سالان و حواشی لیگ برتر است و فوتبال پایه عملاً در حاشیه و غربت اداره می‌شود. اکنون زمان آن فرارسیده که متولیان ورزش و فوتبال، تعارفات مرسوم را کنار بگذارند و فوتبال ایران یک «خانه‌تکانی» ساختاری، جامع و بنیادین را تجربه کند. این جراحی و بازنگری اساسی نباید تنها به تغییر نام‌ها روی نیمکت مربیگری محدود شود، بلکه باید تمام سطوح مدیریت کلان، نظام استعدادیابی علمی، استانداردهای آموزشی، آکادمی‌های باشگاهی و شیوه باشگاه‌داری و اداره فوتبال را در بربگیرد. فوتبال کشور امروز بیش از هر زمان تشنه طرحی نو، اندیشه‌ای آینده‌نگر و مدیریتی تماماً تخصصی و فوتبالی است؛ مدیریتی ساختاریافته که به دانش روز دنیا تکیه کند، به تجربیات جهانی احترام بگذارد و توسعه فوتبال را برمبنای یک استراتژی شفاف و پایدار به پیش ببرد. تداوم سیاست‌های گذشته و اصرار بر مسیر فعلی، هیچ دستاوردی جز عمیق‌تر شدن فاصله‌ها و طولانی‌تر شدن حسرت نسل‌های آینده نخواهد داشت. پنجاه سال انتظار، سرخوردگی و امیدواری‌های نافرجام برای مردم و فوتبال‌دوستان پرشور ایرانی بیش‌ازحد کافی است. امروز رسالت بزرگ مسئولان فوتبال کشور این‌است‌که با شجاعت و صداقت، ناکارآمدی‌ها و ضعف‌های ساختاری را بپذیرند و به‌جای پناه‌بردن به بهانه‌تراشی و توجیه شکست‌ها، اراده‌ای جدی برای اصلاح ریشه‌ها نشان دهند. بی‌تردید آینده فوتبال ایران درگرو تصمیم‌های شجاعانه و علمی است که همین امروز گرفته می‌شود؛ تصمیم‌هایی که غفلت از آن‌ها یا به تعویق انداختنشان، این حسرت تاریخی نیم‌قرنی را به قرنی از ناکامی بدل خواهد کرد.

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه