آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
رکود تولید و بحران اشتغال
کد خبر: 407236 | تاریخ مخابره: 1405 يکشنبه 12 مهر - 07:24

سخن مدیرمسئول

رکود تولید و بحران اشتغال

اقتصاد هر کشور، همچون یک موجود زنده، بر پایه ستون‌های مستحکم تولید و اشتغال استوار است. درواقع، زمانی‌که جریان سرمایه‌ها به‌سمت شریان‌های حیاتی نظیر کارخانه‌ها، کارگاه‌های صنعتی و فعالیت‌های دانش‌بنیان مولد حرکت کنند، چرخه پویای اشتغال به حرکت درآمده و بستر مناسب برای رشد پایدار اقتصادی فراهم می‌شود؛ اما هنگامی‌که امنیت و صرفه اقتصادی دراین‌مسیر متزلزل شده و سرمایه‌گذاران با ناامیدی از چشم‌انداز تولید، سرمایه خود را در حاشیه امن سپرده‌های بانکی حبس می‌کنند، اقتصاد با یک خطر جدی و مهلک روبه‌رو می‌شود؛ خطری که نام آن نه‌تنها رکود، بلکه بیکاری گسترده و مزمن است که می‌تواند پیکره جامعه را تهدید کند. در سال‌های اخیر، بسیاری از صاحبان صنایع، کارآفرینان و مدیران واحدهای تولیدی به‌دلیل تورم فزاینده، افزایش سرسام‌آور هزینه‌های مواد اولیه، کاهش حاشیه سودآوری، بی‌ثباتی در سیاست‌های کلان اقتصادی و پیچیدگی‌های اداری در کسب‌وکار، ناچار شده‌اند فعالیت‌های خود را محدود و یا به‌طور کامل متوقف کنند. بخشی از این سرمایه‌های سرگردان، پس از خروج ناگزیر از چرخه پرمشقت تولید، به‌سوی بانک‌ها کوچ کرده‌اند. باید توجه داشت که هر کارخانه‌ای که چراغ آن خاموش می‌شود، تنها یک بنگاه اقتصادی نیست که از مدار خارج شده؛ بلکه این‌رویداد به‌معنای از دست رفتن زنجیره‌ای از فرصت‌های شغلی، تخصص‌ها و تجربه است که طی سال‌ها شکل گرفته است. با تعطیلی هر واحد، ده‌ها، صدها و گاه هزاران نیروی کار که نان‌آوران خانواده‌های بسیاری هستند، معیشت خود را در معرض تهدید می‌بینند. ادامه این‌روند فرسایشی می‌تواند به شکل‌گیری موجی سهمگین از بیکاری در سراسر کشور منجر شود. اگر روند خروج سرمایه از بخش صنعت شتاب بگیرد و نرخ تعطیلی کارخانه‌ها فزونی یابد، خیل عظیمی از کارگران ساده، تکنسین‌های فنی، مهندسان نخبه و کارکنان متخصص، جایگاه شغلی خود را از دست خواهند داد. این بیکاری گسترده، صرفاً یک چالش اقتصادی در ترازنامه‌های دولتی نیست، بلکه یک بحران چندبعدی است که می‌تواند موجب تشدید نرخ فقر، کاهش شدید قدرت خرید خانوارها، گسترش آسیب‌های جبران‌ناپذیر اجتماعی و درنهایت، تقویت ناامیدی و نارضایتی‌های عمومی شود که ترمیم آن سال‌ها زمان می‌برد. رشد خیره‌کننده سپرده‌های بانکی درشرایطی‌که بخش تولید روزبه‌روز در حال کوچک شدن است، نه‌تنها نشانه سلامت اقتصاد نیست، بلکه زنگ خطری برای آینده است. اقتصادی که در آن سودهای بدون ریسک سپرده‌گذاری، جذاب‌تر از مخاطرات کارآفرینی و تولید مولد باشد، به‌تدریج ظرفیت اشتغال‌زایی خود را از دست می‌دهد. در چنین فضای وارونه‌ای، بانک‌ها با تورم منابع مالی بی‌استفاده روبه‌رو می‌شوند، اما در مقابل، کارخانه‌ها با خطوط تولیدی که در سکوت فرورفته‌اند و کارگرانی که آینده‌ای نامطمئن و غبارآلود را پیش‌روی خود می‌بینند، دست‌وپنجه نرم می‌کنند. درواقع، این وضعیت باعث می‌شود نقدینگی به‌جای اینکه موتور محرک توسعه باشد، به عاملی برای دامن زدن به تورم و رکود تبدیل شود. ازاین‌رو، بیکاری باید به‌عنوان مهم‌ترین و ملموس‌ترین هشدارِ ناشی از خروج سرمایه از بخش تولید تلقی شود. اگر سیاست‌گذاران نتوانند با اصلاحات ساختاری، کاهش نرخ بهره‌های غیرمتعارف و تسهیل محیط کسب‌وکار، شرایطی فراهم کنند که سرمایه‌ها دوباره باانگیزه و اطمینان به‌سمت تولید بازگردند، خطر بیکاری به یک بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی تبدیل خواهد شد. رونق تولید، فراتر از یک هدف ساده اقتصادی، مهم‌ترین ابزار راهبردی برای حفظ کرامت انسانی ازطریق اشتغال، جلوگیری از گسترش فقر مطلق و تأمین ثبات و امنیت اجتماعی در کشور به‌شمار می‌رود. بدون بازگرداندن رونق به کارخانه‌ها، امید به بهبود وضعیت معیشتی مردم سرابی بیش نخواهد بود.

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه