کد خبر:
407253
| تاریخ مخابره:
1405 چهارشنبه 15 مهر -
06:20
دلبستن شورای روابط خارجی آمریکا به ایجاد اختلاف داخلی در ایران
بررسی دو نشست تخصصی در دو اندیشکده آمریکایی حاکیازآناستکه مشاوران سیاستگذاری در واشنگتن مطمئن شدهاند که ایران نه در نتیجه جنگ و نه درپی فشارهای اقتصادی و تحریمی، تسلیم نمیشود. بهگزارش رضا حسینی (فارس)؛ هردو پنل کارشناسی تأکید میکنند که «موازنه قدرت» در منطقه تغییر کرده و در نظم جدید، نمیتوان نقشی اثرگذار برای آمریکا تعریف کرد.
بررسی دو نشست تخصصی در شورای روابط خارجی (CFR) و مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل (CSIS)، با بررسی چشمانداز جنگ علیه ایران و آینده پیشروی منطقه، نشان داد: اندیشکدههای اثرگذار آمریکایی به این یقین رسیدهاند که شکلگیری یک نظم و موازنه قدرت جدید در منطقه غرب آسیا قطعی است. ایشان همچنین پذیرفتهاند که ایران چندان به مذاکرات امیدوار نیست و کاملاً برای ادامه تشدید و گسترش دامنه جنگ آماده است. نکته بسیارمهم در نشست برگزارشده در شورای روابط خارجی ایناستکه تیم کارشناسی این شورا بهنحو قابلتوجهی به «ایجاد اختلافات در داخل ساختار حکمرانی ایران» امیدوار است و تأکید میکند نه در میدان جنگ و نه حتی ازطریق فشارهای اقتصادی بازهم نمیتوان ضرورتاً فروپاشی حکومت در ایران را تضمین کرد. مرکز مطالعات راهبردی اما بر راهبرد کلان اسرائیل برای شکلبخشی به آینده منطقه تمرکز کرد و آنرا در بستر جنگ علیه ایران، درحالتحول و بازآرایی، توصیف نمود. این اندیشکده تأکید میکند: پسازاین نمیتوان با تمرکز بر مهار ایران، سیاستهای آمریکا را در قبال اینمنطقه، طراحی کرد. یک کارگروه تخصصی در شورای روابط خارجی مدعی شد که جنگ ایران و آمریکا پس از ششماه وارد مرحلهای از بنبست فرسایشی شده است و هردوطرف تصور میکنند زمان بهنفع آنهاست. اینکارگروه شرایط فعلی را بهشکل زیر تحلیل میکند. آمریکا معتقد است که «محاصره نفتی»، تضعیف توان نظامی ایران و کاهش قدرت نیروهای همپیمانش سرانجام تهران را به عقبنشینی وادار خواهد کرد؛ درحالیکه ایران بر مقاومتش در برابر فشار نظامی و اقتصادی تکیه دارد و انتظار دارد فشارهای اقتصادی، سیاسی و انتخاباتی در داخل آمریکا و محدودیتهای نظامی واشنگتن درنهایت موقعیت اینکشور را تضعیف کند؛ اما ممکن است که هردوطرف دچار خطای محاسباتی شده باشند. ایالاتمتحده تاحدی بازار انرژی را مدیریت کرد اما این دستاورد شکننده است و هنوزهم نشانهای قطعی از فروپاشی حکومت دیده نمیشود. با همه این احوال، هدف نهایی آمریکا هنوزهم روشن نیست و مشخص نیست کارزار فشار اقتصادی و نظامی قرار است به چه هدفی دست پیدا کند. دولت ترامپ امیدوار است فشار آنقدر افزایش یابد که ایران یا تسلیم شود یا حکومت فروبپاشد اما تجربه گذشته نشان داده است که فشار اقتصادی لزوماً به تغییر رفتار یا سقوط حکومت منجر نمیشود. این تیم کارشناسی درباره احتمال تغییر حکومت در ایران مدعی شد که یکی از عوامل تعیینکننده در چنین تحولاتی، شکاف جدی در میان نخبگان حاکم است؛ شکافهایی که در ایران نشانههایی از آنها دیده میشود اما هنوز مشخص نیست بهاندازهای عمیق شده باشند که توان تصمیمگیری و کنترل حکومت را مختل کنند. کارشناسان مدعی شدند که برخی چهرهها نسبت به پیامدهای طولانیشدن جنگ برای نظام هشدار دادهاند و افزایش هزینههای جنگ میتواند اختلافات موجود میان جناحهای مختلف حاکمیت را آشکارتر کند اما در شرایط فعلی نشانهای از فلجشدن ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی وجود ندارد. ایشان براینباورندکه حکومت ایران در دورههایی که نتوانسته است به اجماع داخلی دست پیدا کند، با محدودکردن دامنه نخبگان تصمیمگیر و کنارگذاشتن یا حذف سیاسی برخی چهرهها تلاش کرده انسجام خود را حفظ کند و تحولات اخیر و ضربه به برخی از فرماندهان و مقامهای ارشد نیز لزوماً بهمعنای ازدسترفتن توانایی حکومت برای تصمیمگیری نیست بلکه حتی میتواند فضای عدمقطعیت بیشتری میان نخبگان ایجاد کند. ازدیگرسو، اعضای این تیم به سابقه جمهوری اسلامی در تحمل فشار و ادامهدادن به سیاستهای خود اشاره کرد و مدعی شد که ساختار حاکم در برابر فشارهای خارجی و هزینههای جنگ تاکنون توانسته است به فعالیت خود ادامه دهد. درنتیجه، جنگ میتواند شکافهای درون حاکمیت ایران را تشدید کند اما صرف مشاهده اختلافنظر میان مقامات یا افزایش هزینههای جنگ برای نتیجهگیری درباره فروپاشی انسجام سیاسی حکومت کافی نیست و باید دید آیا این اختلافات درنهایت به شکافی جدی در میان نخبگان و اختلال در توانایی نظام برای اعمال قدرت منجر خواهد شد یا خیر. کارشناسان درباره احتمال گسترش دامنه جنگ و سناریوهای پایان آن هشدار دادند: درصورت تداوم بنبست، ایران ممکن است برای افزایش فشار، دامنه اقدامات خود را به خارجازمیدان اصلی جنگ گسترش دهد؛ ازجمله ازطریق فعالکردن حوثیها برای بستن دریای سرخ یا حمله به تأسیسات نفتی کشورهای منطقه، اقدامی که میتواند ثبات بازار انرژی را برهم بزند، قیمت نفت را افزایش دهد و باز فشار اقتصادی و سیاسی بیشتری بر آمریکا وارد کند. بهعقیده ایشان؛ ایران همچنان ابزارهایی برای تشدید بحران دراختیار دارد و در شرایط بنبست ممکن است هدفقراردادن زیرساختهایی مانند نیروگاهها و تأسیسات تصفیه آب در دستورکار هردوطرف قرار گیرد. ایندرحالیستکه تضمینی برای پایان سریع وجود ندارد و درصورت ادامه جنگ ممکن است دو طرف سرانجام بهایننتیجه برسند: گذشت زمان الزاماً بهنفع آنها نیست و به یک توافق دشوار، ناقص و بیثبات تن بدهند. این تیم درنهایت مدعی شده که آینده تاحدزیادی به نتیجه رویارویی در خلیجفارس وابسته است؛ بهاینمعناکه اگر ایران هم اهرم هستهای و هم توانایی اعمال فشار در خلیجفارس را از دست بدهد، احتمال تشدید اختلافات در میان نخبگان حاکم افزایش خواهد یافت؛ هرچند اینروند الزاماً بهمعنای سقوط حکومت نیست. مرکز مطالعات راهبردی و بینالملل در ارائه چشمانداز خود از آینده جنگ، از رویکرد کلانتر منطقهای بهره میگیرد و باور دارد خاورمیانه در یک نقطهعطف تاریخی قرار گرفته و جنگ اخیر ایران و آمریکا یکی از مهمترین نشانههای فروپاشی تدریجی نظم پیشین منطقه است. جنگ ایران و آمریکا دراینچارچوب نشانه تغییر در موازنه قدرتی است که در دهههای قبل برپایه مهار ایران، برتری آمریکا و اسرائیل و اتکای جوامع عربی خلیجفارس به حمایت امنیتی واشنگتن شکل گرفته بود. ایران اکنون احساس میکند دیوارهای محدودکننده پیرامونش درحالفروریختن است و کشورهای خلیجفارس نیز ناچار هستند واقعیت قدرت و جایگاه ایران را مستقیماً در محاسبات خود لحاظ کنند. چشمانداز بازگشت سریع به دیپلماسی چندان روشن نیست و تهران خود را برای احتمال ادامه درگیری آماده کرده است. پنل کارشناسی تصریح میکند که ازنظر اسرائیل، جنگ نتوانسته به هدف مدنظرشان نائل شود و ایران همچنان بهعنوان یک تهدید جدی توانمندیهای خود را احیا کرده و/یا توسعه میبخشد؛ پس احتمال بازگشت اسرائیل به اقدام نظامی در آینده منتفی نیست. درمجموع، از نگاه این کارشناسان، جنگ ایران و آمریکا نه پایان یک بحران؛ بلکه بخشی از فرآیند شکلگیری نظم جدیدی در خاورمیانه است؛ نظمی که در آنمیزان نفوذ آمریکا، نقش اسرائیل، جایگاه ایران و روابط کشورهای خلیجفارس با واشنگتن همگی درحالبازتعریف است و نتیجه آن هنوز مشخص نشده. این تیم کارشناسی توضیح داد که آمریکا نیازمند بازنگری در رویکرد راهبردی خود نسبت به ایران و اسرائیل است و نمیتواند که سیاست منطقهای خود را صرفاً بااتکابر مدیریت بحرانهای مقطعی یا واکنش نظامی بنا کند. واشنگتن باید از نگاه تاکتیکی فاصله گرفته و بهسوی یک راهبرد بلندمدت حرکت کند. این تیم تصریح کرد که دراینراهبرد، واقعیت تداوم قدرت ایران و جایگاه آن در معادلات منطقهای باید درنظر گرفته شود و نباید تمرکز را روی مهار یا تغییر رفتار تهران قرار داد. ازسویی ایشان تأکید کردند: لازم است آمریکا، برای کنترل رفتار اسرائیل، از چند اهرم فشار استفاده کند و ازاینطریق بر تصمیمات اسرائیل درباره ایران، غزه، لبنان و آینده نظم امنیتی منطقه تأثیرگذار باشد. این تیم کارشناسی معتقد است: آمریکا برای حفظ نقش خود در غرب آسیا باید رابطه با ایران و اسرائیل را در چارچوب راهبرد منطقهای منسجمتر بازتعریف کند؛ طوریکه اهداف نظامی، دیپلماتیک و امنیتی آن در قبال هردو کشور و همچنین پیامدهای این سیاست برای متحدان عرب آمریکا هماهنگ باشد. از نگاه کارشناسان حاضر دراینپنل، آینده خاورمیانه همچنان با عدمقطعیت جدی مواجه است و خطر گسترش دوباره درگیریها یا شکلگیری یک جنگ بزرگتر از بین نرفته است. تهران خود را برای احتمال دور جدید درگیری آماده کرده و در شرایط کنونی چشمانداز بازگشت به مذاکرات چندان روشن نیست. از مجموع دیدگاههای مطرحشده برمیآید: جنگ هنوز نقطه پایانی برای بحرانهای منطقهای ایجاد نکرده و غرب آسیا در دورهای قرار گرفته که در آن، احتمال بازگشت درگیری، تغییر موازنههای امنیتی و شکلگیری ترتیبات جدید منطقهای همزمان وجود دارد.