کد خبر:
407238
| تاریخ مخابره:
1405 يکشنبه 12 مهر -
07:24
تبدیلشدن جنگ ایران به موضوعی داخلی در آمریکا
مایکل هریسون در فارنپالیسی نوشت: «جنگ علیه ایران درآستانه انتخابات میاندورهای آمریکا از یک بحران سیاست خارجی فراتر رفته و به موضوعی داخلی تبدیل شده؛ بهگونهایکه تقویم انتخاباتی اکنون بخشی از فضای سیاسی و دیپلماتیک جنگ را شکل میدهد». بهگزارش ایرنا؛ «فارنپالیسی این فوکس» در تازهترین نوشتار باعنوان «جنگ ایران به موضوعی انتخاباتی در آمریکا تبدیل میشود»، نوشت: جنگ با ایران که در بخش عمده سالجاری در واشنگتن صرفاً یک موضوع سیاست خارجی و مرتبط با اهداف نظامی، سیاست هستهای، بازدارندگی و مذاکرات تلقی میشد، با نزدیکشدن به انتخابات میاندورهای سوم نوامبر، بیشازپیش به بخشی از مناقشه داخلی آمریکا درباره قیمتها، اختیارات کنگره و انتظارات مردم از دولت در عرصه سیاست خارجی تبدیل شده است. «مایکل هریسون» نوشت: اهمیت این تغییر ازآنجهت است که انتخابات میاندورهای آمریکا صرفاً همهپرسی درباره سیاست خارجی نیست؛ تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا دراینانتخابات بهرأی گذاشته میشوند و نتیجه انتخابات مشخص خواهد کرد که کنگره تاچهاندازه میتواند در دوسال پایانی دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، سیاست دولت را بهچالش بکشد، تأمین مالی کند، موردتحقیق قرار دهد یا در شکلدهی به آن نقش داشته باشد. دراینگزارش آمده است که «جنگ ایران» ازطریق موضوعاتی که معمولاً در محدوده سیاست خارجی باقی نمیمانند، به رأیدهندگان آمریکایی رسیده است. قیمت بنزین در پی اختلال در جریان انرژی در خاورمیانه بهشدت افزایش یافته و یک نظرسنجی مشترک «آسوشیتدپرس» و «کیافاف» از بیش از 2000 رأیدهنده ثبتنامشده روستایی نشان میدهد ۴۲درصد از آنان معتقدند برای نامزدهای انتخابات میاندورهای بسیارمهم است که درباره درگیری با ایران صحبت کنند. اینمیزان میان رأیدهندگان روستایی دموکرات به ۵۷درصد رسیده. هزینه زندگی درمجموع اهمیت بیشتری برای رأیدهندگان داشته؛ بهطوریکه ۶۹درصد گفتهاند پرداختن نامزدها بهاینموضوع اهمیت بسیارزیادی دارد. یک رأیدهنده آمریکایی برای مواجهشدن با پیامدهای جنگ لزوماً نیازی ندارد مذاکرات نیویورک یا مباحث مربوط به برنامه هستهای ایران را دنبال کند. قیمت بنزین، هزینه حملونقل کالاها و پرسشها درباره هزینههای فدرال میتواند یک جنگ دوردست را به موضوعی داخلی در کارزارهای انتخاباتی تبدیل کند. کنگره آمریکا نیز بیشازپیش درگیر این جنگ شده است. در ۲۴ سپتامبر، سنای آمریکا با ۴۹ رأی موافق در برابر ۵۰ رأی مخالف، قطعنامه اختیارات جنگی را که خواستار خروج نیروهای آمریکایی از درگیریهای نظامی با ایران بود، رد کرد. چهار سناتور جمهوریخواه به بیشتر دموکراتها پیوستند و به این قطعنامه رأی مثبت دادند. این رأیگیری به جنگ پایان نداد، اما نشان داد که درگیری با ایران دیگر صرفاً موضوعی مربوط به قوه مجریه نیست و اعضای کنگره اکنون باید درباره میزان اختیاراتی که حاضرند دراختیار کاخ سفید قرار دهند، تصمیم بگیرند؛ تصمیمی که رأیدهندگان نیز فرصت خواهند داشت درباره آن قضاوت کنند. در ادامه گزارش آمده است که ترامپ نیز جدول زمانی دیپلماسی را مستقیماً به تقویم انتخاباتی مرتبط کرده است. ترامپ در سخنرانی ۲۲ سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که معتقد است آمریکا پس از انتخابات میاندورهای نوامبر با ایران به توافق خواهد رسید و مدعی شد که تهران منتظر است ببیند او در انتخابات چه عملکردی خواهد داشت. خبرگزاری رویترز نیز پسازآن گزارش داد که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی درحالبررسی توافقی مرحلهای درباره تنگه هرمز و لغو فشارهای اقتصادی آمریکا هستند. نویسنده تأکید میکند که این تحولات بهتنهایی ثابت نمیکند دولت آمریکا عمداً مذاکرات دیپلماتیک را بهدلایل انتخاباتی بهتأخیر انداخته است. اختلافات واقعی میان واشنگتن و تهران درباره محدودیتهای هستهای، تحریمها، تنگه هرمز و شرایط هرگونه آتشبس یا توافق بلندمدت وجود دارد و مذاکرات ممکن است بهدلایلی شکست بخورد که ارتباط چندانی با سیاست داخلی آمریکا نداشته باشد. هنگامیکه رئیسجمهوری آمریکا بهصورت علنی زمانبندی یک توافق احتمالی را به انتخابات مرتبط میکند، تقویم سیاسی آمریکا نیز ناگزیر به بخشی از اینموضوع تبدیل میشود. بهنوشته هریسون؛ «جنگ ایران» برای هر دو حزب آمریکا یک مشکل سیاسی ایجاد کرده است. جمهوریخواهانی که از دولت ترامپ دفاع میکنند باید علاوهبر توضیح اهداف راهبردی عملیات نظامی، درباره طول مدت جنگ و پیامدهای اقتصادی آن نیز توضیح دهند. دموکراتها میتوانند از جنگ برای زیرسؤالبردن نحوه مدیریت درگیری ازسوی دولت و رویکرد آن به اختیارات جنگی کنگره استفاده کنند، اما آنها نیز باید توضیح دهند در قبال ایران چه سیاستی درپیش خواهند گرفت و چگونه با خطر تشدید تنشها برخورد خواهند کرد. این گزارش تأکید میکند که هیچیکاز این دو استدلال را نمیتوان به یک فرمول ساده حزبی تقلیل داد. بهنوشته این گزارش، این ابهام در میان رأیدهندگان مناطق روستایی که در گذشته برای ائتلافهای انتخاباتی جمهوریخواهان اهمیت داشتهاند، بیشتر دیده میشود. نظرسنجی آسوشیتدپرس و کیافاف نشان داده است حدود نیمی از رأیدهندگان روستایی معتقدند وضعیت اقتصادی نسبت به وقتی ترامپ دوباره ریاستجمهوری را در دست گرفت، بدتر شده. قیمت بنزین و هزینههای درمان نیز از مهمترین نگرانیهای آنان درباره توانایی پرداخت هزینهها بوده است. درعینحال، جمهوریخواهان روستایی همچنان حمایت بسیاربیشتری از ترامپ نسبت به دموکراتها و مستقلهای روستایی داشتهاند. اثر سیاسی جنگ صرفاً بهمعنای تغییر حزب موردحمایت رأیدهندگان نیست و میتواند بر میزان مشارکت، انگیزه حضور در انتخابات و نحوه صحبت نامزدها درباره عملکرد دولت نیز تأثیر بگذارد. دراینگزارش آمده است که انتخابات آمریکا خود به بخشی از محیط دیپلماتیک تبدیل شده است. رویترز گزارش داده که مقامهای ایرانی اخیراً نامهای سرگشاده خطاب به رأیدهندگان آمریکایی، پیش از انتخابات میاندورهای، منتشر کردهاند. فارغازاینکه چنین اقدامی چهمیزان تأثیر داشته باشد یا نداشته باشد، ایناقدام واقعیت گستردهتری را نشان داد: دولتهای طرف دیگر مناقشه، تقویم سیاسی داخلی آمریکا را زیرنظر دارند، زیرا ترکیب کنگره و جایگاه سیاسی رئیسجمهوری میتواند بر گزینههای دردسترس پس از انتخابات تأثیر بگذارد. هریسون درپایان مینویسد برای رأیدهندگان آمریکایی، پرسش اصلی دیگر فقط ایننیستکه «جنگ ایران» محبوب است یا نامحبوب؛ بلکه ایناستکه آیا درگیری که بهعنوان یک موضوع امنیت ملی آغاز شد، اکنون از فیلتر الزامات یکسال انتخاباتی عبور میکند یا خیر. اینامر بهمعنای نادیدهگرفتن سیاست انتخاباتی نیست، زیرا مقامهای منتخب در برابر رأیدهندگان پاسخگو هستند؛ اما رأیدهندگان باید میان راهبرد نظامی، راهبرد دیپلماتیک و راهبرد انتخاباتی تمایز قائل شوند و بررسی کنند که این سه دستورکار در کجا با یکدیگر تلاقی پیدا میکنند. انتخابات نوامبر بهتنهایی تعیین نمیکند که آمریکا و ایران به توافق خواهند رسید یا خیر. دیپلماسی به تصمیمهای تهران و واشنگتن، همچنین اقدامات بازیگران منطقهای و شرایط موجود در میدان بستگی دارد. بااینحال، انتخابات محیط سیاسی را که تصمیمها در آن اتخاذ میشوند تغییر خواهد داد. برای کشوری که درگیر جنگ است، این تمایز اهمیت دارد؛ یک بحران سیاست خارجی میتواند مدتها پیشازآنکه به یک نتیجه انتخاباتی تبدیل شود، به یک موضوع انتخاباتی تبدیل شده باشد.