کد خبر:
407336
| تاریخ مخابره:
1405 دوشنبه 11 آبان -
06:49
اتاق مشاوره
نقش آموزشهای رفتاری در اصلاح الگوی تغذیه نسل جدید
محققان در پژوهشی جدید شواهد علمی موجود درباره روشهای آموزشی مبتنیبر شناخت و رفتار را برای ترغیب کودکانونوجوانان به صرف صبحانه و ترویج تغذیه سالم در مدارس و خانوادهها تحلیل کردند. تغذیه سالم و اصولی، بهویژه در دورههای حساس و سرنوشتساز کودکی و نوجوانی، یکی از پایههای بنیادین برای حفظ تندرستی عمومی جامعه و ضامن رشد متوازن جسمانی و شکوفایی قوای ذهنی بهشمار میرود.
در چرخه غذایی روزانه، وعده صبحانه از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است، زیرا انرژی لازم برای فعالیتهای روزانه، تمرکز ذهنی، یادگیری کلاسی و بهبود عملکردهای شناختی دانشآموزان را تأمین میکند. مصرف منظم صبحانه نهتنها کیفیت کلی رژیم غذایی و سلامت جسمانی کودکان را ارتقا میدهد، بلکه اثرات مستقیمی بر بهبود نمرات درسی، تقویت سلامت روان و کاهش رفتارهای پرخطر در سنین رشد دارد. بااینحال، بهدلیل تغییر سبک زندگی شهری، فشارهای روزمره و شکلگیری باورهای نادرست، حذف این وعده کلیدی به یک معضل تغذیهای شایع در سراسر جهان و همچنین در میان دانشآموزان ایرانی تبدیل شده است. بهگزارش ایسنا؛ عوامل متعددی ازقبیل پایگاه اقتصادی و اجتماعی خانواده، سطح سواد والدین، وضعیت اشتغال مادران، کمبود آگاهی تغذیهای و نگرشهای منفی به صرف صبحانه، در گسترش این پدیده نامطلوب دخالت دارند. ازاینرو، اجرای برنامههای آموزشی که بتوانند طرز فکر افراد را اصلاح کنند و احساس توانایی شخصی را برای انجام یک رفتار سالم بالا ببرند، ضرورت بالایی دارد. یکی از الگوهای معتبر دراینحوزه، نظریه رفتار برنامهریزیشده است که تأکید میکند رفتار انسان از سه عامل مهم سرچشمه میگیرد: «نگرش» یا دیدگاه مثبت و منفی فرد نسبت به فواید یک کار، «هنجارهای انتزاعی یا ذهنی» یعنی فشارهای مثبت و حمایتی ازسوی والدین، معلمان و دوستان و «کنترل رفتاری درکشده» که نشاندهنده میزان احساس آسانی و توانمندی فرد در غلبه بر موانع برای انجام آن رفتار است. با وجود اهمیت فراوان اینموضوع، تاکنون بررسی جامع و یکپارچهای که اختصاصاً به اثربخشی اینرویکرد آموزشی بر صبحانه کودکان بپردازد انجام نشده بود و انجام چنین مطالعهای ضروری بهنظر میرسد. درهمینخصوص، مشرفه چالشگر کردآسیابی از گروه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت دانشکده بهداشت دانشگاه علومپزشکی مازندران بههمراه سهنفر از پژوهشگران همدانشگاهی خود، مطالعهای جامع را انجام دادند تا میزان موفقیت آموزشهای مبتنیبر مدل رفتار برنامهریزیشده را در ارتقای مصرف صبحانه و بهبود عادات تغذیهای مرتبط در گروه سنی کودکانونوجوانان ارزیابی و جمعبندی نمایند. این پژوهش به شیوه مرور نظاممند اجرا شد؛ روشی که در آن دانشمندان با جستوجوی بسیارگسترده و روشمند در پایگاههای معتبر اطلاعاتی بینالمللی و داخلی شامل پابمد، اسکوپوس، وبآوساینس، گوگلاسکالر و پایگاه جهاد دانشگاهی، کلیه مقالات چاپشده بهزبانهای فارسی و انگلیسی را بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ بررسی کردند. در این غربالگری، مقالاتی که مستقیماً به ارزیابی مداخلات آموزشی مبتنیبر نظریه رفتار برنامهریزیشده برای صبحانه کودکانونوجوانان پرداخته بودند انتخاب و دادههای آنها استخراج و تحلیل شد. دراینطرحها از روشهای آموزشی چندگانه مانند جلسات گفتوگوی گروهی، نمایش فیلم و کلیپهای آموزشی، توزیع کتابچهها و راهنماها، برپایی کارگاههای اختصاصی برای پدران، مادران و آموزگاران و آموزش شیوههای تصمیمگیری استفاده شده بود. نتایج نشان داد در ۱۰ مطالعه، نگرش مثبت و باور به توانمندی فردی برای صبحانه خوردن بهطور چشمگیری افزایش یافته، در ۷ مطالعه حمایت اجتماعی و هنجارهای ذهنی تقویت شده، در ۱۱ مطالعه انگیزه و قصد تصمیمگیری بهتر شده و درنهایت در ۱۰ مطالعه، رفتار واقعی مصرف صبحانه در میان دانشآموزان بهطرز چشمگیری بهبود یافته است. برایناساس، نتیجهگیری شد که بهکارگیری «الگوهای آموزش رفتار برنامهریزیشده» ابزاری بسیار کارآمد و موفق در ترویج فرهنگ مصرف صبحانه در میان فرزندان است. این یافتهها روشن میسازند که ایجاد باور مثبت نسبت به صبحانه و تقویت این حس در دانشآموز که خودش میتواند موانع صبحانهخوردن را مدیریت کند، بههمراه همراهی صمیمانه والدین، ضامن اصلی موفقیت اینبرنامهها هستند؛ بنابراین ضرورت دارد الگوهای آموزشی آینده همزمان بر دانشآموز، کانون خانواده و فضای مدرسه متمرکز شوند. طبق اطلاعات ارائهشده دراینپژوهش که نتایج در «فصلنامه تحقیقات سلامت در جامعه» وابسته به دانشگاه علومپزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مازندران منتشر شده است، چارچوبهای آموزش رفتاری، ظرفیت بالایی در پیشبینی رفتارهای سلامتمحور دارند. البته تمرکز بیشتر پژوهشهای موجود بر جامعه ایرانی نشاندهنده توجه ویژه محققان کشور به این چالش بومی است، اگرچه بهدلیل تفاوت در روشهای اجرایی در دیگر کشورها، تعمیم دادهها نیازمند احتیاط است. تحلیلها حاکیازآن هستند که هرچه تعداد جلسات آموزشی و مدتزمان برنامهها طولانیتر باشد، اثرگذاری پایدارتری بر تغییر نگرش و رفتار دانشآموزان حاصل میشود که اینموضوع به اصل تناسب اثرگذاری با تکرار آموزش اشاره دارد. همچنین آموزش والدین بهعنوان حامیان اصلی کودک، نقشی تعیینکننده در تثبیت این عادات دارد، زیرا اغلب برنامهها فقط بر دانشآموز متمرکز بودهاند و لزوم پیونددادن مدرسه با خانواده کاملاً احساس میشود. علاوهبراین، در برخی پژوهشها کاهش مصرف خوراکیها و میانوعدههای ناسالمی نظیر تنقلات و نوشیدنیهای قندی نیز در کنار افزایش مصرف صبحانه دیده شده است که قدرت این آموزشها را در اصلاح چندبعدی شیوه زندگی نشان میدهد. باتوجهبه تفاوت جنسیتی، معمولاً دختران پاسخدهی بهتری در تغییر نگرش نسبت به پسران نشان دادهاند و برای گروههای مختلف سنی باید روشهای اختصاصی مانند فناوریهای نوین آموزشی یا برنامههای خانوادهمحور بهکار رود. پژوهشگران پیشنهاد نمودهاند مدارس و مراکز بهداشتی با همکاری کارشناسان تغذیه و آموزگاران، از رسانههای آموزشی و بستههای تعاملی برای توانمندسازی کودکان، جلب حمایت والدین و نهادینهسازی همیشگی وعده صبحانه بهرهگیری نمایند.