کد خبر:
407298
| تاریخ مخابره:
1405 سهشنبه 28 مهر -
06:41
کارنامه صنعت گاز ایران؛ از رکورد تولید تا بازسازی پس از جنگ
صنعت نفت و گاز ایران در دوسالاخیر، همزمان با تداوم تحریمها، محدودیت اقتصادی و آسیبهای ناشی از جنگ، رکوردهای تازهای در تولید نفت و گاز، ذخیرهسازی و جمعآوری گازهای مشعل ثبت کرده؛ کارنامهای که از افزایش ۲۳۰هزاربشکهای تولید نفتخام تا بازگشت سریع بخشی از تأسیسات آسیبدیده به مدار تولید را دربرمیگیرد و باز اهمیت توان فنی داخلی، آمادگی عملیاتی و شناخت تخصصی در مدیریت این صنعت راهبردی را برجسته میکند. بهگزارش طیبه بیات (مهر)؛ افزایش تولید گاز در شرایط تحریم، صرفاً به توسعه میدانهای جدید محدود نیست؛ نگهداشت ظرفیت تولید، حفاری چاههای تازه، تکمیل تأسیسات و آمادهبهکاری زیرساختها نیز دراینروند نقش تعیینکننده دارند.
کارنامه دوسالاخیر صنعت گاز نشان میدهد که توسعه میدانهای دریایی و خشکی، در کنار مدیریت عملیات و اجرای طرحهای فنی، زمینه افزایش ظرفیت تولید و ثبت رکوردهای تازه را فراهم کرده است. در بخش گاز طبیعی نیز روند افزایش تولید ادامه یافته است؛ بخشی که بهدلیل پیوند مستقیم با تأمین انرژی خانوارها، نیروگاهها و صنایع، نقش تعیینکنندهای در عملکرد اقتصاد کشور دارد. براساس آمارهای ارائهشده، در دولت چهاردهم روزانه ۵۱میلیونمترمکعب به تولید گاز خام کشور افزوده شده است. تولید گاز خام در ۱۴۰۳ بارها از رکوردهای قبلی عبور کرد و اینروند در ۱۴۰۴ نیز ادامه یافت؛ بهگونهایکه رکورد تولید روزانه از ۱۱۰۵میلیونمترمکعب در سال ۱۴۰۳ به ۱۱۲۱میلیونمترمکعب در ۱۴۰۴ رسید. این افزایش در شرایطی رقم خورده که رشد مصرف داخلی بهویژه در فصل سرد، همواره فشار قابلتوجهی بر شبکه تأمین گاز وارد میکند. ازاینرو، افزایش تولید تنها یکی از حلقههای تأمین پایدار انرژی است و استمرار آن به آمادهبهکاری تأسیسات، توسعه میدانها و مدیریت دقیق عملیات وابستگی دارد. اهمیت اینروند زمانی روشنتر میشود که افزایش تولید را کنار ضرورت حفظ پایداری شبکه گاز بررسی کنیم. ثبت رکوردهای تازه، علاوهبر توسعه ظرفیت استخراج، به تداوم فعالیت تأسیسات، مدیریت تعمیرات و هماهنگی میان بخشهای تولید و فراورش وابسته است. بههمیندلیل، ارزیابی عملکرد صنعت گاز تنها با میزان افزایش تولید کامل نمیشود و توان حفظ این ظرفیت در دورههای اوج مصرف و شرایط اضطراری نیز باید درنظر گرفته شود. در میان میدانهای گازی کشور، پارس جنوبی جایگاهی راهبردی دارد. این میدان مشترک، علاوهبر سهم تعیینکننده در تأمین گاز ایران، در صیانت از منافع کشور در بهرهبرداری از منابع مشترک اهمیت دارد. طبق آمارهای اعلامی؛ تولید گاز پارس جنوبی در ۱۴۰۴ چندینبار رکوردهای پیشین را جابهجا کرد و در ۲۸ بهمن همانسال به ۷۲۹.۶میلیونمترمکعب در روز رسید. در همین چارچوب، هفتحلقه چاه جدید در فاز ۱۱ با مجموع تولید روزانه ۱۵میلیونمترمکعب، هفتحلقه در فاز ۱۳ با تولید روزانه ۱۰.۵میلیونمترمکعب و دوحلقه در فاز ۱۴ با تولید روزانه سهمیلیونمترمکعب وارد مدار شدند. افزایش ظرفیت تولید به پارس جنوبی محدود نمانده و میدانهای خشکی ازجمله دی، واروی، آغار، مزدوران، دالان، تنگبیجار، توس و خارتنگ نیز در برنامههای توسعه و افزایش تولید قرار داشتهاند. راهاندازی ایستگاه تقویت فشار در میدان واروی نیز از اقداماتی است که با هدف پشتیبانی از ظرفیت تولید انجام شده است. مجموع ایناقدامات نشان میدهد افزایش تولید گاز به یک پروژه یا میدان مشخص وابسته نیست بلکه حاصل عملکرد زنجیرهای از فعالیتهای توسعهای و عملیاتی است. از حفاری چاههای جدید و نگهداشت ظرفیت میدانهای موجود تا تکمیل تأسیسات و تقویت زیرساختها، هر حلقه در میزان تولید نهایی و امکان استمرار آن نقش دارد. وابستگی متقابل، هماهنگی مدیریتی و شناخت دقیق از ظرفیتهای فنی صنعت را به یکی از الزامات حفظ روند افزایشی تولید تبدیل میکند. در صنعت گاز، عملکرد زمستانی تنها در ماههای سرد تعیین نمیشود. بخش مهمی از توان پاسخگویی به اوج مصرف، به تصمیمهایی وابسته است که در ماههای گرم، ازجمله درباره تعمیرات، آمادهسازی تأسیسات و ذخیرهسازی گاز، گرفته میشود. در دوسالاخیر، مدیریت تعمیرات اساسی با هدف کاهش توقف تولید در ماههای سرد دنبال شده است؛ رویکردی که میتواند از همزمانی تعمیرات ضروری با دوره اوج مصرف جلوگیری کند و آمادگی شبکه را برای عبور از زمستان افزایش دهد. در همین چارچوب، در فصل گرم ۱۴۰۴ بیش از ۳.۱میلیاردمترمکعب گاز در مخازن سراجه و شوریجهدی ذخیره شد؛ رقمی که در آمارهای ارائهشده بهعنوان بالاترین میزان ذخیرهسازی ثبتشده در کشور معرفی شده است. همچنین رکورد تحویل روزانه گاز به شرکت ملی گاز ایران در سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۴بار و در سال ۱۴۰۴ نیز ششبار ارتقا یافت. طبق آمار اعلامشده، حجم تحویل گاز خام از ابتدای آبان تا پایان اسفند ۱۴۰۳ نیز حدود ۱.۶۹میلیاردمترمکعب بیش از برنامه مصوب بود. اینارقام در کنار افزایش تولید، تصویری از تلاش برای تقویت ظرفیت تأمین گاز ارائه میکنند؛ هرچند ارزیابی پایداری اینروند، به بررسی همزمان میزان مصرف، محدودیتهای شبکه و عملکرد بخشهای مختلف زنجیره گاز نیاز دارد. یکی از مهمترین آزمونهای صنعت نفت و گاز در دوره اخیر، مواجهه با آسیبهای فیزیکی ناشی از جنگ بوده است. در جریان جنگ ۱۲روزه و درگیریهای ۴۰روزه در اسفند ۱۴۰۴، شماری از تأسیسات پالایشگاهی پارس جنوبی آسیب دیدند. طبق آمارها؛ آسیبها در مقطعی به کاهش حدود ۲۵۰میلیونمترمکعبی تولید گاز و افت ۲۳۰میلیونمترمکعبی تحویل گاز شیرین به شبکه منجر شد؛ رخدادی که ابعاد وابستگی شبکه تأمین انرژی به استمرار فعالیت تأسیسات تولید و فراورش را آشکار کرد. حمید بورد درتشریح اینشرایط گفته است که با وجود توقف مقطعی عملیات در برخی میدانها، برنامههای توسعهای و افزایش تولید دوباره در دستورکار قرار گرفت. بازگرداندن بخشی از تأسیسات آسیبدیده به مدار تولید در کمتر از ۲۰روز، از اقداماتی است که درایندوره گزارش شده است. همچنین براساس برآوردهای اعلامشده؛ قرار است پیش از آغاز فصل سرد سال ۱۴۰۵، حدود ۹۵میلیونمترمکعب در روز از ظرفیت ازدسترفته به مدار بازگردد. بااینحال، اهمیت این تجربه را نباید تنها در سرعت تعمیرات خلاصه کرد. تداوم تأمین انرژی در شرایط بحران، به هماهنگی میان بخشهای تولید، فراورش، انتقال و توزیع، دسترسی به تجهیزات و قطعات، تصمیمگیری سریع و شناخت دقیق از ظرفیتهای عملیاتی وابسته است. بهبیاندیگر، درشرایطیکه بخشی از زیرساختها از مدار خارج میشوند، توان بازآرایی عملیات و بازگرداندن ظرفیت تولید بهاندازه ظرفیت اسمی تأسیسات اهمیت پیدا میکند. بازسازی تأسیسات گازی، علاوهبر منابع مالی و تجهیزات، به شناخت دقیق فرآیندهای فنی، اولویتبندی تعمیرات و هماهنگی میان بخشهای مختلف عملیاتی نیاز دارد. تصمیمگیری درباره بازگشت هر واحد به مدار، باید بادرنظرگرفتن وضعیت سایر تأسیسات و اثر آن بر تولید و تحویل گاز انجام شود. ازاینمنظر، تجربه عملیاتی و آشنایی با ساختار فنی صنعت میتواند در مدیریت شرایط اضطراری و کاهش زمان بازگشت ظرفیتهای ازدسترفته نقش مؤثری داشته باشد. کنار افزایش تولید نفت و گاز، جمعآوری گازهای مشعل از محورهای مهم عملکرد صنعت نفت بوده؛ گازهایی که درصورت مهار و بهرهبرداری، میتوانند بهجای سوزاندهشدن، در زنجیره تأمین انرژی و خوراک صنایع مورداستفاده قرار گیرند. براساس آمارهای ارائهشده؛ حجم جمعآوری گازهای مشعل از حدود ۵.۲میلیونمترمکعب در روز پیش از آغازبهکار دولت چهاردهم، با راهاندازی کارخانههای گاز مایع ۳۱۰۰ و ۳۲۰۰، در پایان سال ۱۴۰۴ به ۱۵.۳میلیونمترمکعب در روز رسید. هدفگذاری اعلامشده برای پایان ۱۴۰۵ نیز افزایش اینرقم به ۳۶.۳میلیونمترمکعب در روز است. تحقق این هدف میتواند ضمن کاهش سوزاندن گاز و پیامدهای زیستمحیطی آن، امکان استفاده بیشتر از منابع موجود را در زنجیره تولید فراهم کند. البته دستیابی به ظرفیت هدفگذاریشده، به تکمیل پروژهها و فراهمشدن زیرساختهای لازم برای جمعآوری، انتقال و بهرهبرداری از این گازها وابسته است. درسویدیگر، مدیریت مصرف نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده. آسیب به بخشی از تأسیسات پالایشگاهی و محدودیتهای ناشیازآن، ضرورت استفاده بهینه از انرژی را برجستهتر کرده است. سرپرست وزارت نفت از مردم خواسته است با صرفهجویی حدود ۱۰ تا ۱۵درصدی در مصرف انرژی، به عبور کمهزینهتر کشور از شرایط پیشرو کمک کنند. این درخواست، در کنار برنامههای افزایش تولید و بازسازی تأسیسات، نشان میدهد که مدیریت عرضهوتقاضا باید بهصورت همزمان دنبال شود؛ زیرا افزایش ظرفیت تولید، بدونتوجه به روند مصرف و محدودیتهای زیرساختی، بهتنهایی تضمینکننده پایداری شبکه انرژی نخواهد بود. درمجموع، افزایش تولید، توسعه ظرفیت ذخیرهسازی، جمعآوری گازهای مشعل و مدیریت مصرف، اجزای بههمپیوسته سیاست تأمین پایدار گاز هستند. پیشبرد همزمان اینبرنامهها اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا افزایش عرضه در کنار کاهش اتلاف و مدیریت تقاضا میتواند ظرفیت بیشتری برای پاسخگویی به نیاز خانوارها، نیروگاهها و صنایع فراهم کند؛ بنابراین، ارزیابی عملکرد صنعت گاز باید مجموعه ایناقدامات و میزان تحقق اهداف هر بخش را درکناریکدیگر درنظر بگیرد. کارنامه دوسالاخیر صنعت گاز، از افزایش تولید و ثبت رکوردهای تازه تا توسعه میدانهای مشترک، ذخیرهسازی راهبردی، جمعآوری گازهای مشعل و بازسازی تأسیسات آسیبدیده، نشان میدهد: اداره اینبخش با مجموعهای از مأموریتهای فنی و مدیریتی بههمپیوسته روبهرو است. تداوم این دستاوردها نیز به حفظ ظرفیت تولید، تکمیل طرحهای توسعهای، آمادگی برای دوره اوج مصرف و کاهش آسیبپذیری زیرساختها وابسته است. درچنینشرایطی، تجربه مستقیم در صنعت نفت و گاز و شناخت ارتباط میان بخشهای تولید، فراورش و انتقال، میتواند یکی از معیارهای مهم انتخاب مدیران ارشد باشد. مدیریت این زنجیره، علاوهبر تصمیمگیری درباره پروژههای توسعهای، به توان هماهنگسازی بخشهای عملیاتی و پشتیبانی و اتخاذ تصمیمهای سریع در شرایط اضطراری نیاز دارد.