کد خبر:
407185
| تاریخ مخابره:
1405 شنبه 28 شهريور -
06:48
آیا فوران نفت ونزوئلا قفل تنگه هرمز را باز میکند؟
ترامپ باردیگر نفت ونزوئلا را بهعنوان یکی از برگهای برنده آمریکا در برابر بحران تنگه هرمز معرفی کرده است؛ اما پشت این ادعا یک پرسش ساده وجود دارد: آیا ونزوئلا واقعاً میتواند آنقدر نفت تولید و صادر کند که معادلات نفتی آمریکا را تغییر دهد و از شدت نگرانیها درباره هرمز و التهاب بازار جهانی نفت بکاهد؟ بازار نفت در تابستان ۲۰۲۶ یکی از شدیدترین بحرانهای خود را سپری میکند.
جنگ آمریکا علیه ایران و اختلال در صادرات انرژی از مسیر تنگه هرمز، در کنار تنشهای تجاری واشنگتن و اتاوا، تأمین نفت آمریکا را پیچیدهتر کرده. درچنینشرایطی، ترامپ کارت ونزوئلا را روی میز گذاشته؛ کشوری که طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)؛ با حدود ۳۰۳میلیاردبشکه ذخایر اثباتشده، معادل نزدیک به ۱۷درصد ذخایر جهان را دراختیار دارد و بهگفته ترامپ میتواند نیاز پالایشگاهها و ذخایر راهبردی آمریکا را تأمین کند؛ اما میان «ذخیره» و «عرضه» فاصلهای بزرگ وجود دارد. تولید فعلی ونزوئلا روزانه حدود ۱.۱ تا ۱.۲۵میلیونبشکه است و صادرات اینکشور به آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۶ روزانه حدود ۷۸۶هزاربشکه بود. این فاصله نشان میدهد که مسئله ونزوئلا کمبود ذخایر نفت نیست؛ مسئله، توان تبدیل این ذخایر به نفت قابلتولید و صادرات است. بهگزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ اهمیت نفت ونزوئلا برای آمریکا در «نوع» آن نیز نهفته. بخش عمده نفت اینکشور سنگین و ترش است؛ گریدی که بخشی از پالایشگاههای ساحل خلیج مکزیک برای فراورش طراحی شدهاند؛ اما صنعت نفت ونزوئلا سالهاست که با کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات و محدودیتهای زیرساختی دستوپنجه نرم میکند. فرسودگی پایانهها، اختلالات برق و گلوگاههای بارگیری، حتی صادرات فعلی را نیز با چالش مواجه کرده. درچنینشرایطی، وعده افزایش سریع تولید توسط ترامپ، بیشازآنکه راهکاری عملی برای آرامکردن بازار در کوتاهمدت باشد، مصرف رسانهای و تبلیغاتی پیدا میکند. بازسازی صنعت نفت ونزوئلا به سرمایهگذاری عظیم و سالها زمان نیاز دارد؛ نفتی که هنوز استخراج و آماده انتقال نشده، نمیتواند کمبود حالحاضر بازار را جبران کند. حتی با سرمایهگذاری میلیاردها دلاری، نتیجه چیزی نیست که دونالد ترامپ بتواند «همینامروز» روی میز بازار نفت بگذارد؛ بنابراین سؤال مهمتر این است: اگر ونزوئلا نمیتواند در کوتاهمدت جایگزین نفت موردنیاز آمریکا شود، قرار است جای کدام منبع را بگیرد؟ پاسخ پیشازهرچیز، کاناداست. آمریکا در سال ۲۰۲۵ متوسط روزانه حدود ۳.۹میلیونبشکه نفتخام از کانادا وارد کرد؛ حجمی معادل حدود ۶۳درصد کل واردات نفتخام آمریکا و چندینبرابر صادرات فعلی ونزوئلا به اینکشور. بخش مهمی از نفت کانادا نیز سنگین است و با نیاز پالایشگاههای آمریکا؛ بهویژه پالایشگاههای ساحل خلیج مکزیک، تناسب دارد؛ بنابراین ازنظر محاسباتی، ۷۸۶هزاربشکه نفت ونزوئلا نمیتواند جایگزین ۳.۹میلیونبشکه نفت کانادا شود. ازدیگرسو، تنشهای تجاری ترامپ با اتاوا، کانادا را سمت متنوعکردن بازارهای صادراتی و توجه بیشتر به بازارهای آسیایی سوق داده است. توسعه خط لوله Trans Mountain نیز امکان دسترسی بیشتر نفت کانادا به بازارهای آسیایی از مسیر اقیانوس آرام را فراهم کرده است. هرچه فشار واشنگتن بر اتاوا بیشتر شود، انگیزه کانادا برای یافتن مشتریان جدید افزایش مییابد؛ و این دقیقاً همانجایی است که ضعف استراتژی ترامپ آشکار میشود: واشنگتن از منابع جایگزین سخن میگوید، اما همزمان با سیاستهای تجاری خود یکی از مهمترین تأمینکنندگان نفت سنگین آمریکا را بهسمت بازارهای رقیب سوق میدهد. اگر کانادا بخشی از نفت خود را به بازارهای دیگر منتقل کند و ونزوئلا نیز نتواند در کوتاهمدت این خلأ را پر کند، آمریکا ناچار خواهد بود بیشازپیش به بازار جهانی نفت تکیه کند و درست در همین نقطه، تنگه هرمز دوباره به معادله بازمیگردد. حتی اگر ونزوئلا و کانادا را کنار بگذاریم، یک واقعیت پابرجاست: تنگه هرمز را نمیتوان از معادله انرژی آمریکا حذف کرد. اگرچه وابستگی مستقیم آمریکا به نفت عبوری از تنگه هرمز کمتر از برخی کشورهای آسیایی است اما بازار نفت جهانی است و هر اختلال جدی در خلیجفارس میتواند قیمت نفتخام، فرآوردهها و هزینه حملونقل را در کل جهان، ازجمله آمریکا، تحتتأثیر قرار دهد. مسئله نیز فقط نفتخام نیست. آمریکا به فرآوردههایی مانند بنزین و دیزل نیاز دارد و اختلال در جریان انرژی خلیجفارس میتواند بازار این فرآوردهها را نیز تحتفشار قرار دهد؛ پس «داشتن نفت ونزوئلا» پاسخ کاملی به بحران هرمز نیست؛ زیرا ونزوئلا نمیتواند اثر یک اختلال ژئوپلیتیکی در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان را از بازار حذف کند. یکی از آشکارترین تناقضهای روایت ترامپ همینجاست. او ازیکسو به بازارهای جهانی پیام میدهد تنگه هرمز باز است و کشتیها میتوانند در آن تردد کنند، اما ازسویدیگر، همزمان با تشدید فشارها و ازسرگیری اقدامات نظامی، از ایران میخواهد تنگه هرمز را باز نگه دارد. اگر هرمز بیاهمیت است، چرا امنیت آن همچنان در مرکز سیاست آمریکا قرار دارد؟ و اگر امنیت و عبور از هرمز برای بازار جهانی نفت حیاتی است، چگونه میتوان با وعده افزایش تولید ونزوئلا این واقعیت را کنار گذاشت؟ این تناقض، ادعای «استقلال انرژی آمریکا» را بیشازآنکه به یک واقعیت اقتصادی شبیه کند، به بخشی از یک روایت سیاسی تبدیل میکند. زمانبندی اظهارات ترامپ قابلتوجه است. وقتیکه قیمت نفت به محدوده ۹۵دلار رسید و نگرانی از جهش بیشتر قیمتها افزایش یافت، واشنگتن به پیامی آرامکننده برای بازار نیاز داشت. برجستهکردن ذخایر عظیم ونزوئلا و وعده افزایش تولید، این پیام را منتقل میکند: آمریکا منابع جایگزین دارد و بحران خاورمیانه نمیتواند برای مدت طولانی بازار انرژی اینکشور را تحتفشار قرار دهد. بازار ممکن است با شنیدن این وعدهها اندکی آرام شود، اما پالایشگاهها به «نفت فیزیکی» نیاز دارند، نه وعدههایی که شاید سالهابعد محقق شوند و ازاینلحاظ نفت ونزوئلا در کوتاهمدت بیشازآنکه یک راهکار عملی برای بحران انرژی باشد، ابزاری برای آرامکردن بازار و القای تصور «داشتن جایگزین» است. واقعیت بازار نفت پیچیدهتر از بازی تبلیغاتی ترامپ است. ونزوئلا ذخایر عظیمی دارد، اما در استخراج و عرضه این ذخایر به بازار با چالشهای جدی مواجه است. کانادا نیز ازنظر حجم و نوع نفت، جایگاهی دارد که ونزوئلا فعلاً قادر به پرکردن آن نیست. حتی اگر آمریکا بخشی از نیاز خود را از تولید داخلی، کانادا یا ونزوئلا تأمین کند، نمیتواند نقش خلیجفارس و اثر اختلال در هرمز بر بازار جهانی نفت و فرآوردهها را حذف کند. درنهایت، ادعای اینکه نفت ونزوئلا میتواند آمریکا را از خاورمیانه بینیاز کند، فعلاً بیشازآنکه واقعیت اقتصادی باشد، یک روایت سیاسی است. ذخیره با تولید یکی نیست؛ تولید با صادرات یکی نیست؛ و صادرات نیز بهمعنای توان جایگزینی نفت موردنیاز پالایشگاههای آمریکا نیست. ترامپ میتواند درباره میلیاردها بشکه نفت ونزوئلا سخن بگوید، اما نمیتواند با کلمات، پالایشگاهها را با نفت موردنیازشان تأمین کند. بازار نفت با وعده اداره نمیشود؛ با بشکه واقعی، زیرساخت واقعی و مسیر واقعی انتقال نفت اداره میشود و دراینمعادله، تنگه هرمز همچنان واقعیتی است که ترامپ نمیتواند با تبلیغات حذفش کند.