آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
شکاف حقوقی در دانشگاه دولتی و آزاد
کد خبر: 407103 | تاریخ مخابره: 1405 سه‌شنبه 3 شهريور - 07:12

سخن مدیرمسئول

شکاف حقوقی در دانشگاه دولتی و آزاد

تفاوت دریافتی حقوق‌بگیران در دستگاه‌های دولتی و مراکز خصوصی، همواره از موضوعات بحث‌برانگیز در کشور بوده است. به‌طورمعمول، شرکت‌ها و نهادهای خصوصی مزایای بیشتری نسبت به بخش دولتی ارائه می‌دهند؛ این تفاوت گاه چنان آشکار است که حتی در دوران بازنشستگی نیز نمود پیدا می‌کند. برای نمونه، دریافتی برخی بازنشستگان مشمول قانون تأمین اجتماعی گاه به ارقام قابل‌توجهی (حتی بیش از ۱۰۰‌میلیون‌تومان در ماه) می‌رسد، درحالی‌که بازنشستگان ادارات دولتی معمولاً دریافتی به‌مراتب کمتری دارند؛ اما در حوزه آموزش عالی، این معادله به‌شکل متفاوتی تعریف می‌شود و با تبعیضی آشکار و چالش‌برانگیز روبه‌رو هستیم. برخلاف تصور عمومی مبنی‌بر رفاه بیشتر کارکنان بخش خصوصی، در محیط دانشگاهی، استادان عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی درمقایسه‌با همکاران خود در دانشگاه‌های دولتی، با تفاوت‌های ساختاری و تبعیض‌های معناداری مواجه‌اند که ریشه در سیاست‌گذاری‌های کلان وزارت علوم و هیئت‌امنای دانشگاه آزاد دارد. این تفاوت‌ها را می‌توان در سه محور بررسی کرد: ۱. ساعت موظف تدریس: برخلاف انتظار، ساعت تدریس موظف برای استادان دانشگاه‌های دولتی و آزاد یکسان نیست. در دانشگاه‌های دولتی، ساعات حضور موظف استادان کمتر از دانشگاه آزاد اسلامی است که این مسئله خود نشان‌دهنده نبودِ وحدت رویه در نظام آموزش عالی کشور است. ۲. منزلت و جایگاه: اگرچه در دانشگاه‌های دولتی، اعتبار و جایگاه اجتماعی استادان از وزن بیشتری برخوردار است، اما در دانشگاه آزاد، به‌دلیل ماهیت درآمدزایی ازطریق شهریه، دانشجو به‌عنوان «مشتری» تلقی می‌شود. این نگاهِ اقتصادی، گاه باعث ایجاد چالش‌هایی در تعاملات آموزشی شده است؛ برای مثال، سخت‌گیری‌های مالی دانشگاه در ایام امتحانات و ممانعت از حضور دانشجو به‌دلیل بدهی، عملاً فضای علمی را تحت‌الشعاع مسائل مالی قرار می‌دهد و جایگاه استاد را در این چرخه مخدوش می‌کند. ۳. تبعیض در حقوق و معیشت: آنچه بیش از همه نگران‌کننده و ظالمانه به‌نظر می‌رسد، تفاوت محسوس دریافتی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه آزاد نسبت به دانشگاه‌های دولتی است. این نابرابری، علاوه‌بر مشکلات معیشتی، می‌تواند ازنظر روانی و شغلی، نوعی حس سرخوردگی و کاهش انگیزه را در استادان دانشگاه آزاد ایجاد کند که شایسته محیط‌های علمی نیست. درنهایت، شایان‌ذکر‌است؛ این نابرابری در سایر سطوح آموزشی نیز دیده می‌شود؛ چنان‌که در مدارس، حق‌التدریسِ کادر آموزشی در مدارس غیردولتی معمولاً بیشتر از مدارس دولتی است، اما در سطح دانشگاهی، وارونه بودن این منطق در دانشگاه آزاد اسلامی، نیازمند بازنگری جدی و حذف تبعیض‌های نارواست تا منزلت استادان در تمامی سطوح، فارغ از نوع دانشگاه، حفظ شود.

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه