کد خبر:
406963
| تاریخ مخابره:
1405 دوشنبه 8 تير -
18:54
نمایش مذهبی «تعزیه» درگذرزمان
هرساله با برپایی مراسم عزاداری اباعبداللهالحسین (ع) شاهد اجرای نمایشهای مذهبی بهخصوص تعزیه در سطح شهر هستیم. هنرمندان بسیاری برای ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان نمایشهایی را آماده میکنند تا آنها را برای مردم به اجرا ببرند بسیاری از کودکانونوجوانان هم به تماشای تعزیه و نمایشهای دینی مینشینند و با عزاداریهای ایام محرم و صفر همراه میشوند.
باید گفت که تعزیه یکی از اصلیترین آیینهای عزاداری در ایام محرم و صفر بهشمار میرود، اگر از بزرگترها سؤال کنید خواهند گفت که از زمان کودکی برای تماشای تعزیه در محلههای خود لحظهشماری میکردند و هنوزهم برای تماشای تعزیه در ایام عزاداریها برنامهریزی میکنند. دراینگزارش قصد داریم به معرفی پیشینه تعزیه در کشور و رواج آن میان مردم بپردازیم. بهگزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ تعزیه بهمعنای متعارف، نمایشی است که در آن واقعه کربلا بهدست افرادیکه هر یک نقشی از شخصیتهای اصلی را بر دوش دارند، نشان داده میشود. این نمایش نوعی نمایش مذهبی و سنتی ایرانی-شیعی و بیشتر درباره شهادت حسین بن علی (ع) و مصائب اهلبیت (ع) است. هنر تعزیه ازیکسو به بالندگی تئاتر در ایران کمک کرده و ازسویدیگر، نشانی هنری از مذهب شیعه است. پس بهتر است بگوییم بسیاری از مردم، هنر تئاتر را با اجرای تعزیه شناختهاند و زمانیکه هنرهای دیگر در میان مردم کمرنگتر بوده، هنر تئاتر با تعزیه، خود را به مردم شناسانده است. در ایران شاهد اجرای تعزیه در شهرهای مختلف هستیم و هرکدام از شهرها با زبان و گویش خود مصائب وارده به اهلبیت (ع) را روایت میکنند بنابراین اگر در زمان عزاداریها به شهرهای مختلف ایران سفر کنید، تعزیه را با گویشهای متفاوتی خواهید شنید که باید گفت یکی از زیباترین اجراها در سراسر کشور است. برخی از شهرهای قدیمی مانند اردبیل (شهر لاهرود) سمنان (شاهرود), هرمزگان (کریان، اصفهان، مرکزی، قم، تهران، مازندران، قزوین، البرز، کرمان، یزد، همدان، خوزستان، فارس، زنجان، بوشهر و خراسانرضوی در اجرای تعزیه زبان زد بوده و همواره شاهد اجرای این نمایشها در ایام عزاداریها هستیم. در کتابهای مختلفی از تعزیه و تعزیهخوانها صحبت و به این نمایش مذهبی پرداخته شده است، اما زمان دقیق پیدایش تعزیه مشخص نیست، برخی پیدایش تعزیه در ایران را به پیشازاسلام و پیشینه سههزارساله سوگ سیاوش پهلوان داستانهای ملی ایران نسبت داده و این آیین را مایه و زمینهساز شکلگیری آن دانستهاند. برخی پژوهشگران نیز پیشینه آنرا به آیینهایی، چون مصائب میترا و یادگار زریران بازمیگردانند و برخی پیدایش آنرا متأثر از عناصر اساطیری میانرودان، آناتولی و مصر و افرادی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانههای تاریخی در فرهنگهای هندواروپایی و سامی را در پیدایش آن کارساز دانستهاند؛ ولی بهگمان بسیار، تعزیه جدا از شباهتهایش با عزاداریهای آیینی گذشته شکل تکاملیافتهتر و پیچیدهتر سوگواریهای ساده شیعیان سدههای نخستین برای شهدای کربلا است. شکل رسمی و آشکار این سوگواری بهروایت ابن اثیر برای نخستینبار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی مذهب آلبویه صورت گرفت. این سوگواری بهگونهای بود که معزالدوله احمد ابن بویه در دهم محرم سال ۳۵۲ هجری قمری در بغداد به مردم دستور داد که برای سوگواری، دکانهایشان را ببندند و بازارها را تعطیل کنند. نوحه بخوانند و جامههای خشن و سیاه بپوشند. در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده، شیعیان حداکثر استفاده را در انجام مراسم سوگواری و بزرگداشت خاندان پیامبر (ص) میکردند؛ اما سوگواریها دراینفاصله تاریخی سبک مشخصی نداشت. بهتدریج و بهمرورزمان، عزاداریها برای حضرت اباعبدالله (ع)، شکل و شیوه مشخصی پیدا کرد. تعزیه، اما در دوره ناصرالدینشاه به اوج خود رسید و بسیاری ایندوره را عصر طلایی تعزیه نامیدهاند. تعزیه که پیشازآن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهی منازل شخصی اجرا میشد، در زمان ناصرالدینشاه در اماکن باز یا سربسته تکایا و حسینیهها برگزار میشد. معروفترین و مجللترین این تکایا، تکیه دولت بود که درهمیندوره بهدستور ناصرالدینشاه و مباشرت دوستعلیخان معیرالممالک در سال ۱۳۰۴ هجری قمری ساخته شد. در آغاز سلطنت ناصرالدینشاه، تعزیه در ۳۰۰ مکان مشخص برپا میشد. در سالهای آغاز دیکتاتوری رضاشاه، یعنی پس از ۱۳۰۴ هجری شمسی، اجرای تعزیه رفتهرفته ممنوع اعلام شد و پا به دوران افول خود گذاشت. هرچند پس از شهریور ۱۳۲۰ دیگربار سربرآورد، اما در برابر انواع سرگرمیهای جدید مثل سینما و تئاتر، نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را بازیابد. گفته میشود هنر تعزیه درطولزمان تغییراتی را بهخود دیده و تعزیهای که امروز میبینیم با اجرای تعزیه در گذشته کمی متفاوت است، اما همچنان تعزیه یکی از اصلیترین آیینها و نمایشهای مذهبی در عزاداری اباعبداللهالحسین (ع) بهشمار میرود. امروزه تعزیهخوانها در تکیهها، سالنها و در مکانهای مشخصی گردهم آمده و بااستفادهاز امکانات امروزی تعزیه را برپا میکنند. موسیقی و استفاده از طبل، شیپور و کرنا یکی از اصلیترین ابزار برگزاری تعزیه است. در تعزیه امروز هریکاز شخصیتها با آوا شبیهخوانی میکنند. براینمونه اگر سؤال و جوابی میان اهلبیت مطرح شود این آواها با آهنگ متناسب و با شوروحال خاصی بیان میشود درحالیکه مخالف خوانها شعرها را با صدای بلند، پرخاشگرانه و بدون تحریر میخوانند. شبیهخوانها هرروز یکی از وقایع کربلا را نشان میدهند و شبیهخوانی مربوطبهآن را نمایش میدهند. بازیگران نیز معمولاً نقش خود را از روی نوشتههایی که دارند میخوانند و نقشها را بهترتیب اجرا میکنند. تعزیهنامه نیز بهعنوان یکی از اصلیترین متنهای شبیهخوانی دراختیار تعزیهخوانها قرار دارد. تعزیهنامه، متنی است که تعزیهگردان برای اجرای تعزیهای گرد آورده یا مینگارد و پیش از آغاز تعزیه میان شبیهخوانها پخش میکند. گاهی به تعزیهنامه، «نسخه» نیز میگویند. شبیهخوانی از درون سوگواریهای مذهبی برآمده و خود نیز جزئی از سوگواری بهشمار میرود؛ اما رفتهرفته با پیمودن مسیر تکاملی، انواع تعزیهها بهوجود آمد. شبیهخوانی را میتوان به تعزیه دوره، تعزیه زنانه و تعزیه مضحک تقسیم کرد. تعزیه شامل تعزیههای پیشواقعه، تعزیه واقعه و تعزیههای پس واقعه و تعزیههای مضحک است. تعزیه پیشواقعه شامل تعزیههایی است که قبل از روز عاشورا بودهاند، مثل ذبح اسماعیل، سلیمان و بلقیس، تعزیه حضرت امیر (ع) و ... تعزیههای واقعه: مربوط به شهدای کربلا و افرادی است که در روز دهم سال ۶۱ هجری در روز عاشورا بهشهادت رسیدند؛ از علیاصغر (ع) تا حبیب و خود امامحسین (ع). تعزیههای پس واقعه شامل تعزیههایی است که بعد از روز عاشورا اتفاق افتاده، مثل بازار شام، ورود به مدینه، عبداله عفیف و ... . بهعلت وابستگی تعزیه به عاشورا، معمولاً در ۹۰ درصد شبیههای پیش یا پس واقعه به کربلا گریزی زده میشود. تعزیه دوره عبارتاستاز نمایش چندین دستگاه تعزیه بهگونهای همزمان بهطوریکه چندین گروه تعزیهخوان در یک محل یا محلهای مختلف، آنرا میخوانند. شیوه کار بهاینصورت است که گروه نخست پس از پایانبخشیدن به کار خود در محل نخست، به محل دوم میرود و در آنجا همان دستگاه را تکرار میکند و دستهدوم جای گروه اول را گرفته، دستگاه دیگری را بهنمایش درمیآورد. آنگاه گروه نخست پس از بهپایانبردن کار در محل دوم به محل سوم میرود و گروه دوم نیز که کار خود را در محل اول پایان بخشیده، جای گروه نخست را در محل دوم میگیرد. بههمینصورت چندین دستگاه تعزیه بهصورت همزمان بهنمایش درمیآید. در برخیجاها تعزیه دوره را در میدانی گِرد و پر از تماشاگر بازی میکردند. تعزیه میدانی در مکانهای وسیع (میدان) در حضور بینندگان پرشمار و همراه با صحنهآراییهایی مانند ساخت نخلستان، رود و ... در مقیاسی کوچکتر نسبت به میدان کربلا است تا بهاینترتیب صحنه برای مخاطبان باورپذیرتر باشد. یکی از بزرگترین تعزیههای میدانی ایران که بهثبت ملی فرهنگی رسیده است هرساله در ایام محرم با حضور دههاهزارنفر بیننده در روستای صحرارود شهرستان فسا در استان فارس برگزار میشود. تعزیه زنانه روزگاری بهوسیله زنان و برای تماشاگران زن، معمولاً در دنباله مجلس روضهخوانی اجرا میشد و تنها بهصورت کاری تفننی بر جا ماند و عمومیت نیافت. این تعزیهها را در فضای باز حیاطها یا تالارهای بزرگ خانهها اجرا میکردند. بازیگران شبیهخوانها زنانی بودند که پیشازآن در مجلسهای زنانه «ملأ» روضه میخواندند یا پای چنین مجلسهایی راهورسم بازیگری را آموخته بودند. آنها نقش مردان مجلسهای مختلف را نیز بازی میکردند. داستان این تعزیهها مثل مضامین تعزیه معمولی بود، بااینتفاوتکه قهرمانهای اصلی را بیشتر زنان تشکیل میدادند. تعزیه زنانه تا میان عهد قاجار گاهگاه در خانههای اشرافیان بازی میشد و رفتهرفته تا اواخر ایندوره از میان رفت. تعزیه مضحک، تعزیهای است شاد با مایههایی سرشار از طنز، کنایه، لعن و نفرین. افراد در این تعزیه بهتمسخر دینستیزان و کسانی میپردازند که به امامان شیعه و خاندان آنها ستم یا بیادبی کردهاند. اگر اولیاءخوانی در این تعزیهها نقش داشته باشد، حضورش چه در گفتار و چه در رفتار توأم با وقار و متانت است، درحالیکه دیگران هر یک بهجای خود با بازیها و حرکتهایی مضحک و خندهآور ظاهر میشوند و شادی میآفرینند. گاهی هم برای نشاندادن مجلس کفار از مطربان و تقلیدگران و مسخرگان استفاده میکردند که چون مراد از این استفاده تمسخر و توهین به آنها بود، طبعاً منعی نیز نداشت. ایننوع تعزیهها معمولاً روزهای جمعه و عیدهای مذهبی و برای شادکردن مردم اجرا میشد. اگر توجه کرده باشید رنگها در تعزیه و نمایشهای مذهبی بسیارمهم است و گویی هرکدام زبان شخصیت نمایش است. براینمونه سبز، مخصوص اولیا است ازجمله امامحسین (ع), امامحسن (ع) حضرت عباس (ع)، علیاکبر (ع)، قاسم (ع)، عبدالله (ع) و امام زادگان. البته نکته قابلتوجه ایناستکه هرچه بهسمت امام (ع) میرویم این رنگ سیرتر میشود، یعنی شبیهخوان امامحسین (ع) سبز تیرهتر از حضرت عباس (ع) میپوشد. رنگ قرمز: مخصوص اشقیاء است و هرچه شخص شقیتر باشد، رنگ لباس و ابلقهای او قرمز تیرهتر میشود، رنگ سفید، برای پیامبر، حضرت مسلم (ع)، حضرت عباس (ع) و علیاکبر (ع) استفاده میشود. قهوهای، بیشتر برای نقشهای مردهای ریشسفیدی مانند شریح، عبدالله جعفر و ازاینگونه افراد استفاده میشود، رنگ زرد برای حر و فرزند و غلامش که احساس دودلی در آنها وجود دارد، اگرچه بهتر است ابن سعد تا روز تاسوعا نیز از شال یا قسمتی از لباس که رنگ زرد داشته باشد استفاده کند، چون تا عاشورا دو دل بود. رنگ مشکیرنگی بسیارخاص است، چنانچه اگر تمام پوشش فرد مشکی باشد، بسته به نقشش معنای مختلفی دارد، چون هم عزرائیل مشکیپوش است، هم شهربانو، ولی عزرائیل با گذاشتن تاج، نشان آسمانی بودنش را ظاهر میکند، ازطرفی اگر شخصی مشکی بپوشد و رشمه یا نواری باریک از قرمز بر پیشانی و کمر ببندد، نشانه شقاوت میشود که معمولاً ابنملجم، منقذ یا حکیم ابن طفیل اینگونه میپوشند، چنانچه این مشکی با سبز تلفیق شود، نشانه عصمت و عفت و معصومیت است که شبیه حضرت زهرا (س) و یا شبیه حضرت زینب (س) اینگونه میپوشند.