آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
گرفتاری آمریکا بین «بد» و «بدتر!» در تنگه!
کد خبر: 407052 | تاریخ مخابره: 1405 دوشنبه 12 مرداد - 06:25

مرکز امنیت قومی اسرائیل گزارش داد؛

گرفتاری آمریکا بین «بد» و «بدتر!» در تنگه!

جنگی که آمریکا مدعی بود آن‌را با اهدافی مشخص آغاز کرده و در زمانی کوتاه به‌پایان خواهد رساند، اکنون نه‌تنها وارد پنجمین‌ماه شده و هیچ‌یک‌از اهدافش را محقق نکرده؛ که به نبردی بر سر گشودن تنگه هرمز تبدیل شده است؛ نبردی که به‌باور یک اندیشکده اسرائیلی، گزینه‌های پیش‌روی آمریکا در آن، یکی از دیگری بدتر است. به‌گزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ جنگ آمریکا علیه ایران از چارچوب سنتی بازدارندگی فراتر رفته و به تقابلی چندلایه تبدیل شده که ابعاد نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک آن هم‌زمان درهم تنیده‌اند. دراین‌میان، تنگه هرمز به‌دلیل نقش تعیین‌کننده در امنیت انرژی جهان، به مهم‌ترین محور این رویارویی تبدیل شده است.

مرکز امنیت قومی اسرائیل در تازه‌ترین پژوهش خود، راهبرد آمریکا دراین‌بحران را بررسی کرده است. این گزارش بر سه هدف اصلی واشنگتن تأکید دارد: حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، احیای بازدارندگی آمریکا و جلوگیری از تغییر موازنه دریایی توسط ایران. به‌باور این مرکز، آمریکا راهبردی ترکیبی را دنبال می‌کند؛ یعنی هم‌زمان با اعمال فشارهای نظامی و اقتصادی، مسیر دیپلماسی را نیز باز نگه می‌دارد تا ایران را به پذیرش توافقی منطبق با منافع خود وادار کند. بااین‌حال، اصرار تهران بر استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم راهبردی، مانع اصلی تحقق این اهداف به‌شمار می‌رود. درحالی‌که واشنگتن مدعی است استفاده از قدرت نظامی صرفاً ابزاری برای افزایش فشار و کشاندن ایران به میز مذاکره است، از ورود به یک جنگ زمینی و فرسایشی نیز پرهیز می‌کند. افزون‌براین، اختلاف نگاه تهران و واشنگتن نسبت به اهمیت تنگه هرمز، توانایی ایران در گسترش دامنه درگیری و ملاحظات کشورهای منطقه، موفقیت این راهبرد را با تردیدهای جدی روبه‌رو کرده است. این پژوهش درپایان تأکید می‌کند که تداوم فشارهای آمریکا تنها زمانی با منافع اسرائیل همسو خواهد بود که به توافقی محدود و صرفاً متمرکز بر تنگه هرمز یا نادیده‌گرفتن پرونده هسته‌ای ایران منجر نشود. از نگاه تل‌آویو، هر توافق احتمالی باید علاوه‌بر بحران هرمز، برنامه هسته‌ای ایران را نیز دربرگیرد. رویارویی ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز وارد مرحله‌ای حساس شده است. واشنگتن با ترکیبی از حملات به زیرساخت‌های دریایی و نظامی ایران، به‌ویژه در بندرعباس و هم‌زمان با اعمال فشارهای اقتصادی، تلاش می‌کند بازدارندگی خود را احیا کرده و ایران را از موضع ضعف به میز مذاکره بکشاند؛ هدفی که درنهایت از تبدیل‌شدن تنگه هرمز به اهرم دائمی فشار تهران جلوگیری کند. بااین‌حال، دولت ترامپ با یک بن‌بست راهبردی مواجه است. فشارهای محدود تاکنون به تغییر رفتار ایران منجر نشده و گسترش عملیات نیز خطر گرفتارشدن آمریکا در جنگی طولانی‌مدت را افزایش می‌دهد. درمقابل، اسرائیل ادامه فشارهای آمریکا را به‌سود خود ارزیابی می‌کند، زیرا معتقد است این‌روند به تضعیف توان ایران می‌انجامد. بااین‌حال، تل‌آویو نیز مایل نیست بدون هماهنگی کامل با واشنگتن وارد یک درگیری گسترده شود؛ به‌ویژه اگر نتیجه نهایی تنها توافقی محدود درباره تنگه هرمز باشد و پرونده هسته‌ای ایران همچنان حل‌نشده باقی بماند. راهبرد آمریکا بر پنج محور اصلی استوار است: ۱. رد حاکمیت ایران بر تنگه هرمز: جلوگیری از تبدیل‌شدن این آبراه به ابزاری برای اعمال کنترل یا دریافت عوارض و حفظ اصل آزادی کشتیرانی/ ۲. احیای بازدارندگی: اثبات اینکه حمله به نیروها، پایگاه‌ها و منافع آمریکا و متحدانش، به‌ویژه پس از حملات به نیروهای آمریکایی در اردن، هزینه سنگینی در پی خواهد داشت/ ۳. تشدید فشار: بهره‌گیری هم‌زمان از حملات به زیرساخت‌های موشکی و پهپادی، تحریم‌های نفتی و فشارهای اقتصادی برای وادارکردن ایران به پذیرش شرایط آمریکا/ ۴. دیپلماسی موازی: تلاش برای دستیابی به توافقی سریع ازطریق میانجی‌هایی مانند عمان و قطر، بدون ورود به جنگ تمام‌عیار یا دنبال‌کردن سیاست تغییر نظام/ ۵. پرهیز از هزینه‌های بلندمدت: اجتناب از عملیات زمینی و حضور نظامی گسترده و پرهزینه در منطقه. باوجوداین، تناقض اصلی راهبرد آمریکا آن‌است‌که واشنگتن خواهان تغییر بنیادین در رفتار ایران است، اما تمایلی به پرداخت هزینه‌های یک جنگ فرسایشی درصورت ناکامی فشارهای هوایی و دریایی ندارد. مهم‌ترین مانع، تفاوت نگاه راهبردی دو طرف به تنگه هرمز است. برای آمریکا، این تنگه نماد آزادی کشتیرانی و ثبات بازار انرژی جهانی است؛ اما برای ایران، بخشی از ابزار بازدارندگی و امنیت ملی محسوب می‌شود. ازاین‌رو، تهران کوچک‌ترین عقب‌نشینی دراین‌حوزه را رد می‌کند، این درحالی است که افزایش فشارهای آمریکا ممکن است به‌جای عقب‌نشینی، به تشدید تنش بینجامد. ایران همچنین می‌تواند دامنه درگیری را به پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت‌های انرژی آمریکا و متحدانش در منطقه گسترش دهد تا هزینه‌های واشنگتن را افزایش داده و متحدان منطقه‌ای آن‌را نگران کند. دراین‌میان، کشورهای عربی خلیج‌فارس نیز در موقعیتی دوگانه قرار دارند. آن‌ها ازیک‌سو به حمایت امنیتی آمریکا نیاز دارند و ازسوی‌دیگر نمی‌خواهند سرزمینشان به میدان جنگ تبدیل شود؛ ازهمین‌رو، دستیابی به توافقی محدود را بر تشدید درگیری ترجیح می‌دهند. در کنار این‌عوامل، محدودیت‌های اقتصادی نیز آزادی عمل آمریکا را کاهش داده است. کاهش ذخایر راهبردی نفت، احتمال افزایش قیمت انرژی و فشارهای تورمی، هزینه سیاسی بحران را برای دولت آمریکا افزایش می‌دهد. درنتیجه، هرچه آثار اقتصادی این تنش برای جامعه آمریکا ملموس‌تر شود، فاصله میان نمایش قدرت و ضرورت دستیابی به توافق بیشتر خواهد شد. دولت ترامپ در مدیریت این بحران با چند چالش اساسی روبه‌رو است: بازدارندگی یا تشدید تنش: پاسخ قاطع برای احیای بازدارندگی ضروری است، اما گسترش اهداف نظامی می‌تواند به جنگی منطقه‌ای و بدون چشم‌انداز خروج منجر شود/ فشار یا مذاکره: آمریکا امیدوار است فشار نظامی راه را برای توافق باز کند، اما اگر ایران آن‌را تهدیدی علیه بقای خود بداند، احتمالاً مواضع سخت‌تری اتخاذ خواهد کرد/ دستاورد تاکتیکی یا هدف راهبردی: تمرکز بر آزادی کشتیرانی و کاهش قیمت نفت ممکن است به‌بهای غفلت از پرونده هسته‌ای ایران تمام شود/ استقلال عملیاتی یا نیاز به شرکا: آمریکا برای عملیات خود به همکاری کشورهای منطقه وابسته است، اما این‌کشورها با هرگونه اقدامی که بی‌ثباتی گسترده ایجاد کند، مخالف هستند/ سرعت یا پایداری: دستیابی به توافقی سریع شاید دستاوردی سیاسی برای واشنگتن باشد، اما ممکن است ریشه‌های بحران را دست‌نخورده باقی بگذارد. آمریکا برای مدیریت بحران تنگه هرمز با چهار گزینه اصلی روبه‌رو است: ادامه فشارهای کنونی: تداوم حملات هوایی و تحریم‌ها بدون ورود به جنگ زمینی؛ گزینه‌ای که خطر فرسایشی‌شدن درگیری را به‌همراه دارد/ تقویت حضور دریایی: افزایش اسکورت کشتی‌ها و حضور نظامی در منطقه؛ راهکاری پرهزینه که لزوماً مانع حملات موشکی و پهپادی ایران نخواهد شد/ تهاجم گسترده: هدف‌قراردادن زیرساخت‌های حیاتی ایران یا تصرف موقت برخی نقاط راهبردی؛ گزینه‌ای با بیشترین هزینه نظامی و سیاسی برای آمریکا/ آتش‌بس و توافق: دستیابی به توافقی برای تضمین آزادی کشتیرانی و کاهش تنش؛ گزینه‌ای که اگر به بحران هسته‌ای نپردازد، از نگاه اسرائیل یک توافق ناقص خواهد بود. از نگاه اسرائیل، ادامه فشارهای آمریکا بدون دستیابی به توافقی محدود، مطلوب‌ترین سناریو است؛ زیرا منجر به فشار به ایران می‌شود، بدون‌آنکه تل‌آویو مستقیماً هزینه‌ای بپردازد. بااین‌حال، نگرانی اصلی اسرائیل آن‌است‌که واشنگتن در ازای بازگشایی تنگه هرمز و کاهش قیمت نفت، پرونده هسته‌ای ایران را کنار بگذارد. ازاین‌رو، تلاش اسرائیل برآن‌است‌که اولویت آمریکا همچنان بر مهار برنامه هسته‌ای ایران متمرکز باقی بماند.

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه