کد خبر:
407128
| تاریخ مخابره:
1405 سهشنبه 10 شهريور -
07:16
الگوهای رفتاری چگونه به گسترش اعتیاد دامن میزنند؟
دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: مشارکتهای اجتماعی، بنیان تابآوری ملی و رکن اصلی سلامت اجتماعی است. حسین ذوالفقاری بابیاناینکه پیچیدهترین بحرانهای اجتماعی تنها از مسیر همافزایی ظرفیتهای حاکمیتی و جامعه مدنی قابلمدیریت است، افزود: سازمانهای مردمنهاد صرفاً مجریان برنامهها نیستند بلکه از مهمترین شرکای سیاستگذاری و حل مسئله بهشمار میروند و تجربه میدانی آنان میتواند سیاستهای کلان را به راهکارهای کاربردی و اثربخش تبدیل کند. بهگزارش مهر؛ وی از حرکت ستاد مبارزه با موادمخدر سمت «حکمرانی مشارکتی» و «ائتلافهای راهبردی» خبر داد و تأکید کرد: توانمندسازی ساختاری سمنها، شفافیت در فرآیندهای حمایتی و ارتقای تخصصگرایی تشکلهای مردمی، از اولویتهای ستاد در سالهای پیشرو خواهد بود.
مدیرکل پیشگیری ستاد مبارزه با موادمخدر، از راهاندازی حدود چهارهزار کانون یاریگران زندگی در مدارس طی دو تا سهسالاخیر خبر داد. زهرا عابدینی اظهار کرد: در سنین پایین، الگوهای رفتاری انسان در محیط خانواده شکل میگیرد و سبک زندگی و شیوه تربیتی والدین تأثیر بلندمدتی بر رفتار فرزندان دارد؛ بنابراین اگر سبک زندگی سالم و مناسبی در خانواده جاری باشد، فرزندان در آینده آمادگی بیشتری برای مواجهه با مخاطرات محیطی خواهند داشت. وی بااشارهبه نقش خانواده در شناسایی عوامل خطر افزود: فرزندان پس از خروج از خانه ممکن است در محیط اجتماعی، مدرسه و گروه همسالان با عواملی مانند سیگار و موادمخدر مواجه شوند و خانواده باید نسبت به اینعوامل و تأثیر آنها بر رفتار فرزندان آگاهی داشته باشد. مدیرکل پیشگیری ستاد مبارزه با موادمخدر، ناآگاهی را یکی از مهمترین تهدیدها در حوزه اعتیاد دانست و گفت: والدین باید نسبت به تغییرات رفتاری فرزندان خود حساس باشند؛ اضطراب، کمخوابی یا پرخوابی، گوشهگیری، فاصلهگرفتن از خانواده و تمایل غیرطبیعی به خارج بودن از محیط خانواده، درصورت تکرار، باید برای والدین سؤالبرانگیز باشد. عابدینی تأکید کرد: گاهی یک علامت کوچک میتواند زنگ خطر یک بحران بزرگ باشد و والدین نباید نشانهها را دستکم بگیرند؛ درصورت مشاهده تغییرات مستمر یا غیرطبیعی در رفتار فرزند، مراجعه به مشاور و دریافت راهنمایی تخصصی ضروری است. وی درادامه بااشارهبه برنامههای ستاد برای توانمندسازی خانوادهها گفت: یکی از گروههای سنی مهم در برنامههای پیشگیری، دانشآموزان و دانشجویان هستند و ستاد با همکاری وزارت آموزشوپرورش برنامههای متنوعی را دراینزمینه اجرا میکند. مدیرکل پیشگیری ستاد مبارزه با موادمخدر افزود: توانمندسازی والدین در قالب برنامه «تکاد» از جمله برنامههایی است که با همکاری وزارت آموزشوپرورش دنبال میشود و بخشیازآن به آموزش والدین اختصاص دارد. عابدینی باتأکیدبر ضرورت مشارکت والدین در برنامههای آموزشی مدارس گفت: برخی والدین تصور میکنند آموزشهای ارائهشده در مدارس برای آنها ضرورت ندارد، درحالیکه اینبرنامهها با هدف صیانت از فرزندان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در محیط خانواده طراحی شده است. وی ادامه داد: حتی والدین تحصیلکرده نیز ممکن است نسبت به برخی مسائل و پیامدهای اعتیاد و آسیبهای اجتماعی آگاهی کافی نداشته باشند و نباید تصور کنند که این آموزشها برای آنها کاربردی ندارد. مدیرکل پیشگیری ستاد مبارزه با موادمخدر همچنین از راهاندازی حدود چهارهزار کانون یاریگران زندگی طی دو تا سهسالاخیر در مدارس مختلف و بهویژه محیطهای پرخطر خبر داد و گفت: این کانونها بستری برای ارتباط دانشآموزان با مشاوران هستند و در آنها ارزیابی، آموزش فردی و جمعی، غربالگری و ارجاع دانشآموزان درمعرضخطر انجام میشود. عابدینی افزود: درصورت شناسایی دانشآموزان درمعرضخطر، مشاوران میتوانند خانوادهها را در جریان قرار دهند و مسیر دریافت خدمات تخصصی و حمایتی را برای آنها فراهم کنند. وی باتأکیدبراینکه والدین نباید نسبت به مصونیت فرزندان خود اطمینان بیشازحد داشته باشند، گفت: پیشگیری نیازمند آگاهی مستمر و مشارکت خانوادههاست و والدین باید آموزشهای ارائهشده ازسوی مدارس و مشاوران را جدی بگیرند. مدیرکل پیشگیری ستاد مبارزه با موادمخدر تصریح کرد: هدف از اینبرنامهها ایجاد ترس در خانوادهها نیست، بلکه افزایش آگاهی و توانمندسازی آنها برای شناسایی بهموقع عوامل خطر و صیانت از سلامت و آینده فرزندان است. وی بااشارهبه آخرین وضعیت شیوع مصرف موادمخدر در کشور اظهار کرد: براساس آخرین پیمایش رسمی شیوعشناسی اعتیاد که حدود ۱۰سالقبل انجام شده، میزان شیوع مصرف مواد در کشور حدود ۴.۵درصد برآورد شده. باتوجهبه ضرورت برخورداری از دادههای دقیق و بهروز، پیمایش جدید شیوعشناسی اعتیاد به سفارش ستاد مبارزه با موادمخدر درحالانجام است و نتایج پس از نهاییشدن، مبنای سیاستگذاریها و برنامهریزیهای آینده قرار خواهد گرفت. وی افزود: مطالعات انجامشده نشان داد میزان شیوع مصرف مواد در میان دانشآموزان حدود ۱.۵درصد است، درحالیکه اینمیزان در میان دانشجویان بین ۲.۵ تا ۲.۷درصد برآورد میشود. آمار مربوط به جامعه دانشجویی طبق مطالعات و گزارشهای ادواری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استخراج شده و در دانشگاهها و مناطق مختلف کشور متغیر است. مدیرکل پیشگیری ستاد مبارزه با موادمخدر بابیاناینکه بیشترینمیزان مصرف مواد در کشور در گروه سنی ۲۴ تا سال قرار دارد، گفت: این آمارها نشان میدهد که باید برنامههای پیشگیرانه بهویژه در گروههای نوجوان و جوان با جدیت بیشتری دنبال شود و محیطهای آموزشی و دانشگاهی بهعنوان یکی از مهمترین عرصههای اجرای برنامههای پیشگیری موردتوجه قرار گیرند. احمد کارخانه (کارشناس حوزه رسانه و مدرس دانشگاه) بابیاناینکه رسانهها صرفاً منعکسکننده واقعیت نیستند بلکه در بازتعریف واقعیت اجتماعی نقشآفرینی میکنند، اظهار کرد: نحوه بازنمایی مصرف موادمخدر در آثار نمایشی، بهویژه در شبکه نمایش خانگی، میتواند نگرش مخاطبان، بهویژه نوجوانان و جوانان را تحتتأثیر قرار دهد. این مدرس دانشگاه بااشارهبه نظریه «ساختگرایی اجتماعی» گفت: مشکل زمانی ایجاد میشود که بازنمایی مصرف موادمخدر، جذابتر و منسجمتر از واقعیتِ مخرب آن بهتصویر کشیده شود. هنگامیکه مصرف مواد بهعنوان ابزاری برای رهایی از تنهایی، کسب پرستیژ یا نمایش عصیانگری معرفی میشود، پیوند زیباییشناختی میان «شخصیت محبوب» و «ماده مخدر» شکل میگیرد که میتواند به شکستن قبح مصرف در ذهن مخاطب منجر شود. وی که دارای دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است، بااستنادبه «نظریه شناخت اجتماعی» آلبرت بندورا افزود: نوجوانان و جوانان در مرحله شکلدهی به هویت مستقل خود ممکن است با شخصیتهای طغیانگر و قانونشکن همذاتپنداری کنند و ازطریق یادگیری مشاهدهای، احساس قدرتِ ناشی از مصرف مواد را درونی کنند. کارخانه همچنین بااشارهبه نظریه «کاشت» جورج گربنر تصریح کرد: اثرگذاری این آثار در تغییر تدریجی جهانبینی مخاطب نمایان میشود؛ چراکه تماشای مستمر آثاری که موادمخدر را راهی برای فرار از واقعیت نشان میدهند، منجر به شکلگیری نگرشهای نادرست درباره مصرف خواهد شد. این کارشناس ارشد علوم ارتباطات، مرز میان بازنمایی واقعیت اجتماعی و ترویج آسیب را در نحوه روایت دانست و تأکید کرد: اگر مصرف مواد برای شخصیت داستان «پاداش دراماتیک» ایجاد کند و او را به آرامش یا حل مسئله برساند، اثر در مسیر عادیسازی قرار دارد؛ اما اگر پیامدهای شناختی، جسمی و اجتماعی مصرف بهصورت واقعی و بدون شعارزدگی تصویر شود، میتوان آنرا بازنمایی واقعگرایانه نامید. وی پیشنهاد کرد نویسندگان و کارگردانان بهسمت «دراماتورژی سلامتمحور» حرکت کنند تا بدون اتکا به موادمخدر، کشمکشهای دراماتیک خلق کنند. کارخانه باتأکیدبر مسئولیت اجتماعی هنرمندان بهعنوان «دروازهبانان محتوا»، تصریح کرد: پلتفرمهای نمایش خانگی در چارچوب «اقتصاد توجه» فعالیت میکنند و گاه برای جذب مخاطب بیشتر، محتواهای تکاندهنده تولید میکنند؛ بنابراین ضرورت دارد بهجای تنظیمگری صرفاً دستوری، بهسمت نظام پاسخگویی رسانهای حرکت کرد. وی گفت: ایجاد مشوقهای حمایتی برای آثاری که پیوست سلامت دارند و تعریف سازوکارهای مسئولیتپذیری برای تولیداتی که بدون ضرورت دراماتیک به عادیسازی آسیب میپردازند، میتواند راهکار مؤثری باشد. این مدرس دانشگاه بااشارهبه ردهبندی سنی آثار گفت: هشدارها و ردهبندیهای سنی زمانی اثربخش هستند که بخشی از یک برنامه جامع «سواد رسانهای» باشند. تأکید افراطی بر ممنوعیت ممکن است با واکنش روانی مخاطب مواجه شده و کنجکاوی نوجوان را تشدید کند؛ لذا باید مخاطب را به تحلیل انتقادی آثار دعوت کرد. کارخانه، نقش خانوادهها را دراینمیان کلیدی دانست و خاطرنشان کرد: محدودسازی بهتنهایی راهبرد مؤثری نیست. والدین باید بااستفادهاز «میانجیگری فعال» و طرح پرسشهای تحلیلی درباره رفتار شخصیتها، به فرزندان کمک کنند تا فیلتر شناختی و انتقادی در برابر محتوای رسانهای ایجاد کنند. این کارشناس ارتباطات، سه اولویت را برای سیاستگذاری فرهنگی دراینحوزه ضروری برشمرد و گفت: اولویت اول توانمندسازی زنجیره تولید ازطریق برگزاری کارگاههای تخصصی برای نویسندگان با حضور متخصصان علوم ارتباطات و روانشناسی است. نیز تولید محتوای مکمل برای پلتفرمها مانند نقدها و پادکستهای تحلیلی از دیگر موارد سیاستگذاری فرهنگی دراینخصوص است. کارخانه درپایان اولویت سوم را حرکت از نظارت صرف دولتی بهسمت نظارت و مشاوره مشارکتی با حضور نخبگان سینما، دانشگاهیان و نمایندگان جامعه برشمرد که در مرحله پیشتولید، ضمن حفظ خلاقیت هنری، از تبدیل بازنمایی آسیب به ترویج آن جلوگیری شود.