عبور از روزهای بحرانی سکته مغزی، تنها نیمی از مسیر دشوارِ درمان است. برای بسیاری از خانوادهها، سؤال اصلی پس از تثبیت وضعیت بیمار این است: «گام بعدی برای بازگرداندن توانمندیها چیست؟» پاسخ این پرسش، نه در داروها، بلکه در توانبخشی و تلاش برای بازسازی ارتباط میان مغز و بدن نهفته است. فیزیوتراپی مهمترین درمان پس از سکته مغزی است. درواقع بعدازآنکه سکته مغزی از مرحله حاد خود به سلامت گذشت و جان بیمار دیگر در خطر نبود، فیزیوتراپی بهعنوان تنها درمان اصلی برای بازگرداندن توانمندیهای حرکتی آغاز میشود تا مشکلات بهجامانده را درمان کند. یکی از عوارض شایع که در بیشتر موارد به جا میماند، ازکارافتادن نسبی یا کامل یک سمت از بدن است؛ حالتی که در آن دستوپا بهدلیل آسیب بخشی از مغز، دچار ضعف یا فلج میشوند و شدت این وضعیت مستقیماً به میزان و محلِ آسیبدیدگی در مغز بستگی دارد. در ادامه این مقاله، به بررسی دقیق این مسیر درمانی، اهمیتِ زمانبندی طلایی و تکنیکهای تخصصی برای بازگرداندنِ استقلال حرکتی به بیمار میپردازیم.
طول دوره فیزیوتراپی پس از سکته مغزی
مدتزمان دوره فیزیوتراپی پس از سکته مغزی میتواند متفاوت باشد. این مدت به موارد زیر بستگی دارد: محل آسیب، میزان آسیب، سن فرد، قابلیتهای خاص مغزی بیمار (مثلاً اینکه فرد فعال بوده یا مثلاً نوازندگی میکرده است)، انگیزه بیمار برای بهبودی و همکاری او با فیزیوتراپیست، همکاری خانواده بیمار برای فراهمکردن شرایط مناسب درمان، انجام فیزیوتراپی درست و بهموقع.
زمان طلایی در فیزیوتراپی پس از سکته مغزی
اگر بخواهیم بهطورکلی درباره طول دوره فیزیوتراپی صحبت کنیم، میتوان گفت که معمولاً این دوره ۶ ماه درنظر گرفته میشود که به آن «۶ ماه طلایی» میگوییم؛ اما این به این معنا نیست که همه سکتههای مغزی حتماً نیاز به ۶ ماه درمان دارند یا اینکه درمان همیشه دقیقاً ۶ ماه طول میکشد. همانطورکه گفته شد، طول دوره بهبودی به عوامل زیادی بستگی دارد. بااینحال، معمولاً ۶ ماه اول بسیارمهم است و بیشترین پیشرفت و بهبودی در این زمان رخ میدهد.
جلسات فیزیوتراپی پس از سکته مغزی
اینکه بیمار به چند جلسه درمانی در هفته نیاز دارد، اصولاً توسط فیزیوتراپیست و براساس شرایط بیمار، میزان آسیبدیدگی و روند درمان تعیین میشود. گاهی در شروع درمان، تعداد جلسات در هفته بیشتر است و بهتدریج با بهتر شدن شرایط، تعداد جلسات کمتر میشود. بااینحال، تشخیص نهایی اینموضوع با فیزیوتراپیست است. ازآنجاکه فیزیوتراپی پس از سکته مغزی معمولاً طولانی است، توصیه میشود هم بیمار و هم اطرافیان صبور باشند و درمان را تا پایان ادامه دهند تا کمترین عوارض باقی بماند.
نحوه فیزیوتراپی پس از سکته مغزی
یکی از مهمترین نکات در درمان بیماران سکته مغزی ایناستکه فیزیوتراپی این بیماران باید دقیق، تخصصی و فقط توسط فیزیوتراپیست انجام شود. حتماً به این نکته توجه کنید که انجام فیزیوتراپی توسط افرادیکه خود را فیزیوتراپیست معرفی میکنند اما درواقع مدرک علمی معتبر دراینزمینه ندارند، میتواند باعث شود درمان بیمار بهدرستی انجام نشود و آسیبهای جبرانناپذیری به او وارد شود. دراینصورت، زمان طلایی درمان نیز از دست میرود؛ بنابراین باید حتماً از فیزیوتراپیست بودن فردی که برای درمان بیمار شما مراجعه میکند مطمئن شوید. بهترینراه برای این اطمینان، مشاهده کارت نظام پزشکی اوست. مراقب باشید هر فرد بدون صلاحیتی فقط با آوردن دستگاه الکتریکی به منزل شما، خود را فیزیوتراپیست معرفی نکند. فیزیوتراپی پس از سکته مغزی شامل: الکتروتراپی استفاده از جریانهای الکتریکی لازم (T تمریندرمانی تمرینات تخصصی لازم برای بهبودی بیمار) و تکنیکهای دستیست که توسط فیزیوتراپیست متخصص انجام میشود. باید بدانید که درمان اصلی برای مشکلات حرکتی پس از سکته مغزی، انجام تمرینات است. شاید بتوان گفت دستگاهها ۲۵ درصد و تمرینات ۷۵ درصد درمان را تشکیل میدهند. البته اینموارد باتوجهبه تشخیص فیزیوتراپیست تنظیم میشود، اما بهطورمعمول نقش تمرینات در بهبودی حرکتی بیمار بسیارمهم است. اغلب اوقات فیزیوتراپی است تمرینات خاصی را به همراهان بیمار آموزش میدهد تا در ساعات غیر از جلسات فیزیوتراپی تکرار شوند. هرچه این تمرینات دقیقتر و با تعداد تکرار موردنظر درمانگر انجام شوند، بهسرعت بهبودی کمک بیشتری میکنند.
تصور غلط بیماران
فردی که دچار سکته مغزی شده است ممکن است تصور کند که برای همیشه بیمار است و باید فقط روی تخت بخوابد تا خوب شود. بعضیها فکر میکنند مانند بسیاری از بیماریها، مثلاً سرماخوردگی، باید استراحت کرد و خوب خورد و خوب خوابید تا کمکم بیماری درمان شود؛ اما این یک تصور غلط است. عوارض حرکتیِ باقیمانده از سکته مغزی برای بهبودی نیاز به حرکت دارند. بههمیندلیل، مهمترین درمان، ورزش و تمرین است؛ اما این تمرینات باید درست و تخصصی باشند تا فرد را بهسمت بهبودی ببرند، نه بهسمت ایجاد مشکلات جدید.
اسپاسم چیست؟
یکی از اصطلاحاتی که در سکته مغزی شنیده میشود «اسپاسم» است. البته کلمه درستتر «اسپاستیسیته» است که کاملاً با اسپاسم تفاوت دارد، اما مهم ایناستکه بدانیم این واژه دراینجا به چه معنا استفاده میشود. اگر خیلی ساده توضیح دهیم، اسپاسم یعنی سفت شدن بیشازاندازه عضلات دست یا پای بیمار بهگونهای که در انجام حرکات عادی اختلال ایجاد کند. اسپاسم یکی از عوارضی است که در روند بهبودی بیمار ممکن است ایجاد شود و یکی از اقداماتی که فیزیوتراپیست انجام میدهد، مراقبت از ایجاد اسپاسم بیشازحد در اندام بیمار است. البته باید بدانید که اسپاسم یک واکنش ناخودآگاه مغزی است و خودبهخود ایجاد میشود، اما فیزیوتراپیست با تکنیکهایی که انجام میدهد میتواند تا حد زیادی و حتی شاید ۱۰۰ درصد، جلوی آنرا بگیرد یا آنرا کاهش دهد.
پوزیشندهی به بیمار
یکی از نکات مهم در بیماران سکته مغزی، وضعیتهای خوابیدن بیمار در تخت است. این وضعیتها یا پوزیشنها باید درست و اصولی به همراهان آموزش داده شود تا در مراحل بعدی درمان مشکلی ایجاد نشود. برای مثال، یکی از اشکالاتی که پوزیشنهای اشتباه ممکن است ایجاد کنند، اسپاسم در اندامهاست. در واقع، در دورانی که دست و پای بیمار بیحرکت است، باید مراقبت شود تا در مراحل بعدی دچار مشکل نشود. از فیزیوتراپیست خود بخواهید پوزیشنهای درست خوابیدن بیمار را به شما آموزش دهد.
جابهجایی بیمار
در جابهجایی بیمار در تخت یا از تخت به ویلچر یا صندلی، باید کاملاً مراقب دست و پای بیحرکت او باشید. بهخصوص نباید دست مبتلا را بکشید، زیرا شانه بیمار مستعد دررفتگی است و ممکن است با کشش زیاد دچار آسیب تاندونی و لیگامانی شود یا حتی دررفتگی پیدا کند؛ این موضوع خود باعث درد شده و روند درمان را مختل میکند. بهتر است نحوه صحیح جابهجا کردن بیمار در تخت یا خارج از تخت را از فیزیوتراپیست خود یاد بگیرید و دقیق اجرا کنید تا هم بیمار آسیب نبیند و هم به همراهان فشار کمتری وارد شود.
کمک اضافه ممنوع
فردی که دچار سکته مغزی شده نباید در تخت بخوابد و انتظار داشته باشد اطرافیان همه کارهای او را انجام دهند و خودش هیچ حرکتی نکند. برعکس، در تمام کارهایی که قرار است انجام شود، بیمار باید حتماً تلاش خود را بکند. تلاش در درمان بسیار اهمیت دارد. جملههایی مثل «نمیشه»، «نمیتونم» و… برای این بیماران سم است و نباید گفته شود. بیمار باید در انجام حرکت تلاش خود را بکند، چه بتواند انجام دهد و چه نتواند. مهم تلاش است. بنابراین اگر میخواهید بیمار شما سریعتر مسیر بهبودی را طی کند، کمکِ بیشازحد به او نکنید، زیرا این کمکِ مهربانانه کاملاً به ضرر بیمار است و موجب کندی درمان میشود.
بیاختیاری ادرار و مدفوع
بیاختیاری ادرار و مدفوع یکی از عوارض سکته مغزی است. یکی از اختلالاتی که در بیشتر مواقع بعد از سکته مغزی ایجاد میشود، بیاختیاری در دفع ادرار یا مدفوع است. در ابتدا ممکن است بیمار حتی حس نکند که ادرار یا مدفوع دارد و حتی تخلیه شدن آنرا متوجه نشود. بهمرور و با گذشت زمان و بهتر شدن حسها، بیمار متوجه وجود ادرار خواهد شد، ولی توانایی جلوگیری از دفع را ندارد. نهایتاً این اختلال معمولاً با گذشت زمان بهتر و حتی برطرف میشود، اما گاهی نیز ممکن است اختیار کامل بهدست نیاید؛ بنابراین یکی از اقدامات فیزیوتراپیست توجه به این اختلال است تا درصورت نیاز، برای آن نیز برنامه تمرینی یا فیزیوتراپی مخصوص بیاختیاری انجام شود و نتیجه درمان کاملتر باشد.
اهمیت خواب خوب
خواب یکی از مهمترین زمانهایی است که بدن خود را ترمیم میکند و اشکالات را برطرف میسازد؛ بنابراین خواب خوب و باکیفیت در زمان مناسب میتواند کمک بسیاری به ترمیم ضایعات ایجادشده در مغز کند و درنتیجه درمان را تسریع ببخشد. یادتان باشد که خواب خوب به معنی زیاد خوابیدن نیست و بیمارانی که بیشازحد میخوابند، درواقع درمان خود را به تعویق انداختهاند. گاهی بیماران بعد از ترخیص از بیمارستان خواب خوبی ندارند و شبها بسیار بیقرار میشوند و حتی گاهی اصلاً نمیخوابند. اینموارد در زمان نسبتاً کوتاهی برطرف میشود، اما درصورت نیاز باید با پزشک متخصص مغز و اعصاب مشورت شود تا درصورت لزوم داروی آرامبخش یا خوابآور برای تنظیم خواب راحت شبانه تجویز کند. این داروها باید طوری تجویز شوند که باعث خوابآلودگی بیمار درطول روز نشوند تا فرد بتواند در روز حداکثر فعالیت حرکتی را داشته باشد و درمانش سریعتر پیش برود.
مشکلات گفتاری
یکیدیگر از اختلالاتی که ممکن است بعد از سکته مغزی ایجاد شود، اشکال در تکلم است. البته این اختلال در همه موارد ایجاد نمیشود و همانطورکه گفته شد، بستگی به محل ضایعه در مغز دارد. اختلالات گفتاری بهطور ساده دو حالت دارند: یا فرد متوجه حرف شما میشود و میداند جواب درست چیست، اما نمیتواند کلمه را درست ادا کند، یا اینکه فرد کلمات را میتواند بیان کند اما مفاهیم دچار اشکال هستند، یا اینکه ترکیبی از حالتهای مختلف دیده میشود. در بسیاری از مواقع، اختلالات گفتاری بعد از سکته مغزی بهدلیل ازکارافتادن عضلات صورت، زبان و… که مسئول گفتار هستند ایجاد میشود. اینموارد خیلی از اوقات خودبهخود و با گذر زمان نسبتاً کوتاه برطرف میشوند و شخص گفتار درست را بهدست میآورد. نقش فیزیوتراپیست در اینموارد بسیارمهم است تا با ارائه تمرینات مناسب صورت و همچنین راهنماییهای درست برای ماساژ، روند درمان را سریعتر کند. اگر اختلالات گفتاری جدی و با منشأ آسیب مغزی به نواحی گفتاری بهوجود آمده باشد و در مدتزمان محدود برطرف نشده باشد، باید از گفتاردرمانی برای بهبود این عارضه استفاده شود و به توانبخشی گفتاری بیمار کمک کرد.
اختلالات حسی و درد
یکیدیگر از اختلالاتی که معمولاً بعد از سکته ایجاد میشود، اختلال در حسهای اندام مبتلاست. مثلاً حس لامسه یا حسهای دیگر مانند گرما و سرما در دست و پای مبتلا مختل میشود. گاهی حتی بیمار کلاً وجود دست و پای مبتلا را حس نمیکند. دانستن این نکته بسیارمهم است، زیرا ممکن است همین حسنکردن منجر به آسیبهای ناخواسته به دست و پای بیمار شود؛ مثلاً با کیسه آب گرم پوست بیمار بسوزد، یا دستوپا به جایی برخورد کند، یا زیر بدن له شود، اما چون حس نمیشود، آسیب ببیند. یکیدیگر از مواردی که ممکن است دیده شود، دردهایی است که در اندامهای مبتلا بهوجود میآید. باید بدانید که درطول بهبودی، بهخاطر برگشت تدریجی حس و حرکت در اندامها، حسهای عجیبوغریب ممکن است ایجاد شود؛ مثلاً گزگز، سردی بیدلیل، سوزش، حتی خارش و…
حس درد
یکی از این حسهایی که درطول بهبودی ممکن است بهوجود آید، حس درد است. درد اگر بهدلیل آسیب یا ضربه خاصی نباشد، باید جزئی از روند درمان حساب شود و بهمرور با بهتر شدن حس و حرکت کاهش مییابد؛ اما یکیدیگر از علتهای درد در دست و پای مبتلا، فشارهایی است که درطول حرکات روزمره بیمار به دستوپا وارد میشود. چون عضلات ضعیف هستند و نمیتوانند مفاصل را بهطور کامل ساپورت کنند، فشار بیشازحد به مفاصل وارد میشود و میتواند درد ایجاد کند. فیزیوتراپیست باید به اینموارد توجه کرده و پیشگیری و درمان مناسب انجام دهد. نقش فیزیوتراپیست در کنترل میزان تمرینات و فشارهای وارده به مفاصل مهم است.
تکرار تمرینات، کلید بهبودی کامل
مغزی که دچار سکته شده، درواقع بخشی از مدارهای حرکتی آن مختل شده است. این مدارهای پیچیده مغزی برای انجام هر حرکت کوچکی در دست یا پای شما باید فعال شوند و بهصورت یک زنجیره منظم، عضلات دست و پای شما را بهترتیب فعال کنند تا بتوانید یک حرکت ساده را انجام دهید. حالا وقتی بخشی از این مدار مختل شود، حرکت یا شروع نمیشود یا بهطور کامل انجام نمیشود. تمام کاری که فیزیوتراپیست برای بیمار انجام میدهد، کمک به ترمیم این مدارهای حرکتی در مغز است. درواقع، فیزیوتراپی روی مغز کار میکند، نه فقط دست و پای بیمار. مهمترین روش برای ترمیم این مدارهای حرکتی، انجام حرکت و تکرار آن است تا دوباره به مغز یادآوری شود که حرکت به چه صورت انجام میشود. درواقع، بازآموزی حرکتی درمان اصلی پس از سکته مغزی است. روال انجام تمرینات باید توسط فیزیوتراپیست طراحی و تعیین شود. دوره بهبودی بیمار به چند فاز تقسیم میشود و در هر فاز باید تمرینات مخصوصی برای او طراحی شود. هنر فیزیوتراپیست ایناستکه این تمرینات را براساس فاز درمانی و نیاز بیمار طراحی و اجرا کند؛ اما برای آنکه نتیجه مطلوبی از درمان بهدست آید، باید علاوهبر جلسه فیزیوتراپی، تمرینات توسط خود بیمار با کمک همراهانش تکرار شود. تکرار است که یادآوری و بازآموزی حرکت را در مغز ایجاد میکند. هرچه بیمار یک حرکت را بیشتر تکرار کند، کمکم مدارهای حرکتی فعال شده و شکلگیری مجدد حرکت تسهیل میشود. بهمرور حرکات هماهنگتر شده و اشکالات آن توسط مغز برطرف میگردد تا نهایتاً به حرکتی نرم، کامل و بدون اشکال تبدیل شود؛ بنابراین حتماً برای تکرار تمرینات با بیمار خود برنامهریزی داشته باشید. بهخصوص اگر بیمار فعالیتهای روزمره همیشگی خود را تکرار کند و سعی کند در انجام کارهای شخصیاش فعالانه تلاش کند، بیشترین اثربخشی را روی بهبودی خواهد داشت. مغز حرکاتی را که برایش آشنا هستند، خیلی راحتتر بهیاد میآورد و ترمیم سریعتر میشود.
فیزیوتراپی بعد از سکته مغزی درمانی بسیار تخصصی، پیچیده و معمولاً طولانیمدت است؛ بنابراین هم در انتخاب فیزیوتراپیست باتجربه دقت کنید و هم شرایط را برای بیمار خود به بهترین شکل فراهم کنید تا درطول دوره درمانی خود کمبودی حس نکند و بتواند این دوره را با موفقیت هرچهبیشتر به پایان برساند و بیشترین میزان بهبودی را بهدست آورد.
دکتر پویا فراهانی
pouya_f63@yahoo.com