آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
تئاتر کودک را نباید ساده گرفت!
کد خبر: 407119 | تاریخ مخابره: 1405 دوشنبه 9 شهريور - 02:15

گفت‌وگو با «امیرافسر شیبانی»؛ کارگردان نمایش «هچل»:

تئاتر کودک را نباید ساده گرفت!

تئاتر کودک‌ونوجوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های هنرهای نمایشی‌ست؛ که اگر قرار باشد مخاطب خود را جدی بگیرد، نمی‌تواند به سرگرمی صرف بسنده کند. یک اثر کمدی کودک، زمانی می‌تواند ماندگار شود که در کنار ایجاد شادی؛ از تخیل، موسیقی، حرکت، طراحی و روایت نیز برای ساختن جهانی استفاده کند که کودک بتواند با آن ارتباط برقرار کند. «هچل» به‌کارگردانی امیر افسر شیبانی؛ در «تالار هنر تهران (فضای اختصاصی تئاتر کودک‌ونوجوان)» طی مردادماه و شهریورماه امسال به‌روی صحنه رفت. این نمایش، کوشیده تا بااستفاده‌از شیوه‌هایی مانند کمدی دل‌آرته، کابوکی و تئاتر هند، در کنار موسیقی، ماسک، عروسک، طراحی لباس و حرکت؛ تجربه‌ای متفاوت را برای مخاطب کودک‌ونوجوان رقم بزند. «امیرافسر شیبانی» فعالیت تئاتری را از سال ۱۳۹۰ در اصفهان آغاز کرده و از سال ۱۳۹۱ به‌شکل جدی وارد حوزه تئاتر کودک شد. او دراین‌گفت‌وگو، درباره مسیر ورودش به تئاتر، علاقه‌اش به جهان فانتزی، شکل‌گیری «هچل»، روند انتخاب بازیگران، تمرین‌های نمایش، طراحی موسیقی آن، مشکلات تولید تئاتر کودک، شرایط اقتصادی این‌حوزه و برنامه‌های آینده گروهش صحبت کرد.

 

 

انتخاب فانتزی برای کار کودک‌ونوجوان
از مسیر ورودتان به تئاتر و فعالیت در حوزه کودک‌ونوجوان بگویید. چه شد این‌مسیر را انتخاب کردید؟
من از سال ۱۳۹۰ فعالیت تئاتری‌ام را در آموزشگاه جام‌جم اصفهان در خدمت اساتید نوایی و عرب‌زاده آغاز کردم. بعدازآن، سال ۱۳۹۱ در گروه تئاتر کودک «فرفره» اصفهان مشغول فعالیت شدم و ازآن‌زمان کار کودک را آغاز کردم که تا امروز نیز ادامه داشته است. ازلحاظ تحصیلات، ابتدا متالورژی مواد خواندم، بعدازآن بازیگری تئاتر و درنهایت کارشناسی ارشد تاریخ هنر را دنبال کردم. اصولاً و اساساً بازیگری، کارگردانی و به‌طورکلی تئاتر کارکردن، حس خلق‌کردن را به آدم می‌دهد؛ اینکه بتواند همه تفکراتی را که به‌هرحال از کودکی تا بزرگ‌سالی همراه خود دارد، دراین‌زمینه پیاده کند. از کودکی علاقه خاصی به فیلم‌های فانتزی و اتفاقات فانتزی داشتم و به‌همین‌دلیل تصمیم گرفتم فعالیت هنری‌ام را؛ یعنی کارگردانی و بازیگری، در کارهای کودک و به‌‌ویژه نوجوان و درمجموع فانتزی انتخاب کنم. همیشه دوست داشتم نمایش‌هایم فانتزی و خلاقانه؛ و چیزی باشند که بتواند خانواده‌ها، کودکان‌ونوجوانان را با خود همراه کند. به‌همین‌دلیل، سبک فانتزی را انتخاب می‌کنم. در میان هنرمندان ایرانی، همیشه «سروش صحت» را خیلی دوست داشتم و کارهایش را دنبال و سعی کرده‌ام از نگاهش درس بگیرم. در میان هنرمندان خارجی نیز از ابتدا به «تیم برتون» علاقه‌مند بودم و از او الگوهایی را با خودم همراه کرده‌ام. در کار کودک نیز «دیوید وود» برای من بسیار الهام‌بخش بوده است. از کتاب‌های این هنرمندان شروع کردم و امروز نیز بیشتر کارهای فانتزی را انجام می‌دهم.

 

الهام‌گرفتن متن «هچل» از چند شیوه نمایشی
ایده شکل‌گیری «هچل» از کجا آمد و چرا تصمیم گرفتید از چند شیوه نمایشی دراین‌اثر استفاده کنید؟
متن «هچل» از اینجا شکل گرفت که دوست داشتم یکسری از سبک‌های نمایشی را بتوانم در تئاتر کودک پیاده کنم؛ سبک‌هایی مثل کمدی دل‌آرته، اپرای چین، تئاتر اسپانیا، تئاتر هند و کابوکی ژاپن. این سبک‌ها برای من الهام‌بخش بودند و می‌خواستم بتوانم با کمک شروین حاجی‌آقاجانی عزیز، متن «هچل» را پیش ببریم. درنهایت تصمیم گرفتیم از تئاتر هند، کابوکی و کمدی دل‌آرته استفاده کنیم. ازآنجاکه خود حاجی‌آقاجانی مدرس کمدی دل‌آرته و مایم بود، می‌توانست کمک شایانی دراین‌زمینه به ما بکند. این‌عوامل باعث شد متن «هچل» به‌سمت‌وسویی که امروز دارد، برود. دغدغه کلی ما کارکردن بود و اینکه در کنار آموزش بتوانیم یک دنیای سرگرم‌کننده برای بچه‌ها ایجاد کنیم.

 

تئاتر کودک؛ یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تئاتر
تئاتر کودک‌ونوجوان در نگاه عمومی گاهی ساده‌تر از تئاتر بزرگ‌سال دیده می‌شود. «هچل» در مسیر تولید با چه چالش‌هایی مواجه شد؟
تئاتر کارکردن در ایران به‌هرحال چالش‌های زیادی دارد؛ مخصوصاً تئاتر کودک‌ونوجوان. درابتدا که مطرح می‌کنیم می‌خواهیم تئاتر کودک‌ونوجوان کار کنیم، خیلی‌ها این ژانر نمایشی را جدی نمی‌گیرند و فکر می‌کنند کار ساده‌ای‌ست؛ اما ازنظر ما یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تئاتر، کارکردن برای کودک است. در هر صحنه شاید نیاز داشته باشید تصویر را عوض کنید، صحنه را تغییر دهید یا لباس عوض کنید. ازاین‌رو، برای کاراکترها مجبوریم چند‌‌دست لباس داشته باشیم. انتخاب بازیگران نیز از چالش‌های اصلی بود؛ چون واقعاً کارکردن برای بچه‌ها تمرین زیادی می‌خواهد، مطالعه و تحقیق زیادی لازم دارد و به انگیزه بالایی نیازمند است. در عرف جامعه، تئاتر کودک به‌شکلی جا افتاده که شاید اگر دارید تئاتر کودک کار می‌کنید، تصور شود قرار نیست در یک گروه حرفه‌ای تلاش کنید. ما سعی کردیم گروه را از یکجای دیگر حرفه‌ای بنا کنیم و در آن، کار کودک حرفه‌ای انجام دهیم. برای‌همین، افراد زیادی آمدند و رفتند. انتخاب بازیگر یکی از چالش‌های ما بود، مسیر داستان نیز برایمان چالش‌برانگیز بود. اتفاقاتی‌که در کشور افتاد و وقفه‌هایی که در تمرینات تا رسیدن به‌ اجرا ایجاد شد نیز از بزرگ‌ترین چالش‌های ما بودند.

 

چالشی تحت‌عنوان تلفیق کمدی دل‌آرته، کابوکی و تئاتر هند
موسیقی، ماسک، عروسک و طراحی صحنه چگونه در ساختار «هچل» کنار یکدیگر قرار گرفتند؟
موسیقی، ماسک، عروسک و همچنین طراحی صحنه برای من اهمیت زیادی داشتند. نخستین‌بار بود طراحی صحنه را برون‌سپاری می‌کردیم. حسین کاظمی عزیز این‌کار را دقیق انجام داد و گفت‌وگوهای زیادی باهم داشتیم تا به نتیجه‌ای که روی صحنه رفت، رسیدیم. درمورد موسیقی، ازآنجاکه خودم در گذشته موسیقی سنتی کار کرده بودم، خیلی دوست داشتم نمایش «هچل» را برخلاف نمایش قبلی که نزدیک به نمایش‌های اروپایی کار شده بود، بیشتر وارد فضای ایرانی و تلفیقی کنم؛ پس مجبور بودم خیلی موسیقی گوش بدهم و تلاش کردم آن‌قدر گوش کرده باشم که بتوانم بهترین‌ها را انتخاب کنم. طی دوسالی که مشغول «هچل» بودیم، بالغ‌بر ۱۵۰۰ موسیقی را با گروه گوش کردیم، درباره آن‌ها تصمیم گرفتیم و روی آن‌ها شعر نوشتیم. یکی از چالش‌های اصلی ما این‌بودکه چگونه این تلفیق را با کمدی دل‌آرته، کابوکی و تئاتر هند داشته باشیم. این‌مسئله برای ما چالش بزرگی بود؛ اما هر‌یک‌از این‌شیوه‌ها توانایی‌های خاص خودشان را دارند. فاطمه اسماعیلی در ساخت ماسک، شروین حاجی‌آقاجانی در طراحی حرکت و صبا اقرلو در طراحی لباس، هرکدام کمک کردند تا این عناصر را به یکدیگر پیوند بزنیم. من نیز با انتخاب موسیقی و اشعاری که نوشته شد، تلاش کردم این عناصر را کنار هم قرار دهم. درنهایت اثری که روی صحنه رفت، حاصل همین تلاش‌هاست و فکر می‌کنم تاحدودی موفق شده باشیم این پیوند و تلفیق را روی صحنه ایجاد کنیم.

 

حرف اول: اخلاق در گروه
در انتخاب بازیگران «هچل» چه معیارهایی برایتان اهمیت داشت؟
حقیقتاً آنچه درابتدا به بچه‌هایی که وارد گروه می‌شدند می‌گفتم، درباره سختی‌هایی بود که ما اصولاً در تمرینات تئاتر داریم. تمرینات زمان‌بر، سخت و گروهی‌ست. یکی از مهم‌ترین چیزها در انتخاب بازیگر، اخلاق است. در گروه ما اخلاق حرف اول را می‌زند و بعدازآن، تلاش و کوشش برای رسیدن به نقش و داشتن یک کار گروهی تمیز و منظم اهمیت دارد. این‌ها معیارهایی هستند که همیشه در انتخاب بازیگر روی آن‌ها اصرار داشته‌ایم و احتمالاً در آینده نیز خواهیم داشت.

 

طراحی نزدیک‌تر به فرم و حرکت
باتوجه‌به فرم‌های مختلف نمایش، تمرین‌ها چگونه طراحی شدند؟
به‌دلیل‌اینکه از فرم‌های بسیاری استفاده می‌کردیم و به هماهنگی زیادی نیاز داشتیم، مجبور بودیم از ابتدا گروه را طوری طراحی کنیم که بچه‌ها به فرم و حرکت نزدیک‌تر باشند. کوشیدیم در تمرین‌ها خلاقیت داشته باشیم و بازی‌هایی را طراحی کنیم که در کنار آماده‌کردن بدن و بیان بچه‌ها برای اجرا، بتوانیم از نقش بچه‌ها نیز مواردی داشته باشیم که آن‌ها را زودتر و بهتر به نقش‌هایشان نزدیک کند؛ پس تمرینات پیوسته و طولانی‌مدت داشتیم. تلاش کردیم تنوع زیادی در تمرین‌ها ایجاد کنیم. بچه‌ها سختی زیادی را تحمل کردند؛ اما خود اعضای گروه نیز از این‌روند راضی بودند.

 

تبدیل گروه به یک مجموعه خودکفا
در فرآیند تولید «هچل» مشکلات مالی و اجرایی را چگونه مدیریت کردید؟
در فرآیند تولید اثر، گروه‌ها معمولاً چالش‌های مالی و ساخت‌وسازی زیادی دارند. اگر پیش‌تولید قوی نداشته باشید، در تولید اثر، با چالش‌های متعددی مواجه خواهید شد. از همان سه‌،چهارسال‌پیش که گروه را شکل دادیم، سعی کردیم گروهی منسجم داشته باشیم که هر‌یک‌از بچه‌ها در زمینه‌های مختلف تخصص‌هایی همراه خودشان داشته باشند و به یک گروه خودکفا تبدیل شویم. برای‌همین، در تولید اثر با چالش سنگینی مواجه نشدیم. اگر ماسک و عروسک بود، بچه‌ها خودشان تلاش می‌کردند و می‌ساختند. اگر لباس بود، از طراحی تا اجرا را خود بچه‌های گروه انجام می‌دادند. در ساخت دکور نیز خود گروه در رنگ‌آمیزی، ساخت و آماده‌سازی آن برای اجرا کنار هم تلاش کردند. افراد متخصصی نیز به‌عنوان تکنسین بالای سر هر بخش بودند و کارها طبق نظرات آن‌ها پیش می‌رفت. بااین‌حال، فکر می‌کنم یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های ما در نمایش «هچل»، همان انتخاب بازیگر برای نقش‌های اصلی بود که کمی زمان برد. خوشبختانه صبری که برای انتخاب بازیگر داشتیم، به گروه کمک کرد تا نتیجه خوبی را تجربه کنیم.

 

جدی‌گرفته‌شدن تئاتر کودک در گذشته
باتوجه‌به سوابقتان، وضعیت امروز تئاتر کودک‌ونوجوان را درمقایسه‌با گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من خودم واقعاً از شهرستان شروع کردم. از سال ۱۳۹۱ در گروه تئاتر فرفره فعالیت داشتم که زیرنظر متخصصانی بود که سال‌ها دراین‌حوزه فعالیت کرده بودند. استاد من؛ آقای محمدرضا وزیری، زحمات زیادی درزمینه تئاتر کودک کشیده بودند. احساس می‌کنم در گذشته تئاتر کودک‌ونوجوان جدی‌تر گرفته می‌شد. چالش‌های سنگین‌تری ازلحاظ کارگردانی، بازیگری و طراحی کار کودک‌ونوجوان وجود داشت و این‌حوزه جدی‌تر دنبال می‌شد. امروز نمی‌دانم؛ شاید به‌خاطر مسائلی که جامعه درگیر آن‌هاست، سرعت همه‌چیز بالا رفته و شاید آن‌قدر زمان وجود ندارد که بخواهند مثل گذشته چند‌وقت برای کار تمرین کنند، زحمت بکشند و یک اثر را روی صحنه ببرند. تأکید می‌کنم این نظر شخصی من است.

 

ترجیح من؛ سالی یک کار!
بااین‌شرایط، برای حفظ کیفیت اثر چه رویکردی را دنبال می‌کنید؟
ترجیح می‌دهم سالی فقط یک کار انجام دهم؛ اما با تحقیق، بررسی، پژوهش، زحمت و تلاش همراه باشد؛ با اتفاقاتی‌که واقعاً ارزشش را داشته باشد که ما به آن اثر بگوییم تئاتر. اینکه در یک‌ماه یک اثر را جمع‌آوری کنیم، با سرعت زیاد پیش برویم و کیفیت ملاک نباشد و درآمد بیشتر مدنظر قرار بگیرد، انتخاب من نیست. ترجیح می‌دهم همه تلاشم را بکنم که اثر از همه‌جهت قابل‌نقد، قابل‌پذیرش و قابل‌دفاع باشد. ترجیح من این‌است‌که به‌شیوه استادانم در گذشته کار کنم و این‌مقوله را خیلی‌ساده نگیرم. کار در حوزه کودک‌ونوجوان مسئولیت به‌شدت سنگینی دارد. ممکن است عواقب این اتفاق را ما درحال‌حاضر در کودک نبینیم و در آینده بیشتر مشاهده کنیم. ما سعی می‌کنیم بر این مسئولیت سنگین واقف باشیم.

 

حرکت تئاترها به‌سمت بی‌چیزشدن
از نگاه شما مهم‌ترین مشکلات تولید یک نمایش کودک‌ونوجوان در شرایط امروز چیست؟
یکی از مهم‌ترین مشکلات تولید نمایش، متن خوب برای تولید یک اثر هنری خوب برای کودک‌ونوجوان است؛ و دوم، مسئله تهیه‌کننده و مشکلات مالی که گروه‌ها با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اگر به آثار کودک و بزرگ‌سال نگاه کنیم، خیلی از تئاترها دارند به‌سمت تئاتر بی‌چیز نزدیک می‌شوند؛ به‌دلیل مشکلات مالی ازیک‌طرف و مشکلات اقتصادی تماشاگران تئاتر ازطرف‌دیگر. ممکن است با اتفاقاتی‌که هرروز در جامعه رخ می‌دهد، توان تئاتر‌دیدن از خانواده‌ها گرفته شود. وقتی خانواده‌ها نمی‌توانند بیایند و کارها را ببینند، کارها به سود نمی‌رسند یا حتی به آنچه برایشان هزینه شده، دست پیدا نمی‌کنند و انگیزه‌ برای‌اینکه برای یک نمایش کودک‌ونوجوان مثل قبل هزینه شود، کمتر می‌شود. در‌این‌‌شرایط، تولید آثاری با اکسسوار زیاد، رنگ‌ولعاب بیشتر و دکورهای پیچیده‌تر دشوارتر شده. بسیاری از تئاترها به‌سمت دکورهای جمع‌وجور و کاربردی رفته‌اند و شاید آن شور و هیجانی که پیش‌تر با هزینه‌کردن و ساخت دکورهای پیچیده‌تر ایجاد می‌شد، امروز در نمایش‌های کودک‌ونوجوان کمتر دیده شود.

 

مسئولان؛ و لزوم تماشای تئاتر کودک از نزدیک
از نهادهای فرهنگی و مسئولان چه انتظاری برای حمایت از تئاتر کودک‌ونوجوان دارید؟
حقیقتاً انتظارم از نهادهای فرهنگی این‌است‌که مسئولان بیایند و تئاتر کودک‌ونوجوان را ببینند؛ یعنی ابتدا ببینیم چه‌کارهایی دارد انجام می‌شود و مسئولان متوجه شوند چالش‌های کار کودک چیست. درباره بازیگران تئاتر و مسئولان انجمن‌های تئاتر صحبت نمی‌کنم؛ آن‌ها قطعاً می‌آیند، تماشا و حمایت می‌کنند؛ اما مسئولانی که قدرت بیشتری دراختیار دارند، خیلی‌کم پیش می‌آید بیایند تئاتر را ببینند. ما ابتدا باید بتوانیم بگوییم شما این تئاتری را که دیدید، با چه چالش‌هایی تولید کرده‌ایم و بعد بتوانیم از آن‌ها حمایت دریافت کنیم. تبلیغات ما طوری‌ست‌که تماشاگر باید بیاید سالن و تبلیغ ما را بکند. فضای مجازی و این‌‌ها شاید تا یکجایی کمک‌کننده باشد؛ اما تابلوهای شهری و امکاناتی که سازمان شهرداری می‌تواند برای تئاتری‌ها داشته باشد، کمک‌کننده است. به‌شرط‌اینکه مسئولان دراین‌حوزه بیایند کار کودک را ببینند و متوجه باشند که دغدغه تولید کار کودک‌ونوجوان چیست. احساس می‌کنم فعلاً آن‌قدر دغدغه درباره این‌موضوع وجود ندارد که حتی بخواهند بیایند و کار را ببینند؛ چه‌رسدبه‌اینکه حمایت هم بکنند. نمی‌دانم در آینده این اتفاق می‌افتد یا نه؛ اما احساس می‌کنم همین‌که بیایند کار را ببینند، شاید ترغیب شوند که حمایت هم بکنند.

 

تأیید مسیر ما توسط مخاطبان
بازخورد مخاطبان در اجراهای نخست «هچل» چگونه بوده است؟
بازخوردهایی که مخاطبان تا اجرای چهارم نمایش «هچل» به ما داده‌اند، خوشحال‌کننده و انگیزه‌بخش بود. تماشاگران نمایش را دوست داشتند و تا امروز نقدی نسبت به نمایش دریافت نکرده‌ایم. خودم چون در سالن حضور داشتم، اگر کم‌وکاستی در کار ‌بود، سعی می‌کردم آن‌را اصلاح کنم. با مخاطب همیشه صحبت می‌کنم، نظراتش را می‌پرسم و تلاش می‌کنم خودم و کار را بیشتر به ذائقه مخاطبان نزدیک کنم. مخاطبان فهیمی داشتیم؛ چه ازلحاظ متن، وقتی تحلیلی را به ما ارائه دادند؛ و چه ازلحاظ درک موسیقی‌های تلفیقی. این بازخوردها برای ما خوشحال‌کننده بود. اساتیدی که به تماشای کار آمدند نیز انگیزه زیادی به ما دادند و تشویقمان کردند. درمجموع، احساس می‌کنم مسیری که انتخاب کرده بودیم، درست بوده است.
عکس: مینا قانع

 

 امین کردبچه چنگی

 

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه