کد خبر:
407032
| تاریخ مخابره:
1405 دوشنبه 5 مرداد -
05:35
سخن مدیرمسئول
همراه با تیمملی در جهانی
سالها میگذرد و ما همچنان در حسرت صعود به دور دوم مسابقات جام جهانی فوتبال ماندهایم؛ حسرتی که هر بار به آرزویی ناکام تبدیل میشود. ازهمینرو، نگاهی دوباره به این دوره از مسابقات، تدارکات فدراسیون، آمادگی بدنی بازیکنان، برگزاری مسابقات دوستانه، سطح بالای اردوها، پرداخت هدایا و مزایا و در یک جمله، رسیدگی کامل و کمنقص فدراسیون فوتبال به تیمملی، ضروری بهنظر میرسد. بااینهمه، بازهم ناکامی؛ و بازهم پس از بازگشت، همان داستان تکراری: «کی بود، کی بود، من نبودم!» میلیونها هوادار تیمملی فوتبال، بار دیگر ناظر گفتارها و اظهارنظرهای مسئولان تیمملی بودند؛ و عجیبتر از همه، سخنانی که گویی هر بار با این مضمون تکرار میشود که: «من آنم که رستم بود پهلوان!» شگفتا که برخی دوستان، برای کماثر کردن زخمزبان مردم و پیروزی جلوه دادن یک شکست، نهتنها پاسخگو نیستند، بلکه طلبکار هم شدهاند. کار به جایی رسیده است که در میان اعضای تیم اعزامی، حتی یکنفر منصف پیدا نشد تا از مردم عذرخواهی کند. اوضاع آنقدر عجیب شده که یکی از بازیکنان میگوید باید برای سرمربی مجسمه ساخت! آیا به همین سادگی میتوان پسازاین ناکامی، سخن از ساخت مجسمه به میان آورد؟ آیا باید آنقدر سادهانگار باشیم که شکست را پیروزی بخوانیم، یا ماجرا نیت دیگری در پشت خود دارد؟ وقتی مدعی میشوند که به تیر دروازه زدیم، کرنر گرفتیم یا گل مردود داشتیم، ماجرا عجیبتر میشود؛ گویی برای گل نزدن هم میتوان بهخود بالید! مساوی را برد دانستن و به آن افتخار کردن، آنهم درشرایطیکه نتیجهاش حذف از مسابقات بوده، باوری شگفتتر است. دوستان، مساوی را میتوان به حضور در جلسه امتحانی تشبیه کرد که فرد، چون توان پاسخگویی ندارد، برگه را سفید تحویل میدهد و بعد باافتخار میگوید: «غلط نداشتم!» همانگونه که میگویند: «باخت نداشتیم.» آقای سرمربی، آقای دروازهبان؛ واقعاً سکوت کنید. از مجسمه، استقبال و هدایای میلیاردی سخن نگویید. کمی منصف باشید. بهجای سخنپراکنی، اگر عذرخواهی نمیکنید، دستکم سکوت کنید و حذف از دور دوم را به گردن دیگران، رسانهها یا انتقادهای مردم نیندازید. شما پیش از رفتن، با تصمیمها و اراده خود، مسیر شکست را رقم زدید؛ تیمی مسن را به میدان فرستادید و جوانان را جدی نگرفتید. آیا وجدانتان را به داوری گرفتهاید که رسانهها را علت باخت میدانید؟ آیا داییها، فردوسیپورها، خدادادها، خیابانیها و روزنامههای منتقد، کمتر از شما دل درگروی اینکشور دارند؟ اگر چنین میپندارید، راه را به خطا رفتهاید. بسیاری از کسانیکه برای حذف تیمملی، بهعلت ضعف کادر فنی و عملکرد بازیکنان، اشک ریختهاند، بهمراتب بیش از شما سربلندی ایران و عزت اینکشور را در جهان میخواهند. کمی بردبار باشید. مدام فرستندههای خود را باز نگذارید و فقط در آن ندمید؛ اندکی هم گیرندههایتان را باز کنید. نصیحت دلسوزان و بزرگان را با جانودل بپذیرید. آنان نه پاداشهای میلیاردی میگیرند و نه سهمی از این مواهب دارند؛ بلکه چهبسا از خرج روزانه خانواده خود میزنند تا بلیت بخرند، بازیهای شما و تیمملی را ببینند و از آن حمایت کنند؛ و در پایان، به یکی دو شبکه ورزشی نیز توصیه میکنیم که بر طبل اختلاف نکوبند و شبکههای ورزشی تلویزیون را محلی برای نصیحت، تذکر، ارشاد، مهرورزی، دوستی، همدلی و یکرنگی قرار دهند؛ همچنین از چهرههای معلومالحال و مغرض برای کوبیدن سرمایههای ارزشمند فوتبال کشور استفاده نکنند. در آینده نیز از دو سه نفر از بازیکنان تیمملی یاد خواهیم کرد که بیتردید باید در رفتار و گفتار خود تجدیدنظر کنند. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.