کد خبر:
407258
| تاریخ مخابره:
1405 شنبه 18 مهر -
06:53
جنگ؛ و شتابگیری روند دلارزدایی
افزایش نااطمینانی ناشی از جنگ میتواند در کوتاهمدت تقاضا برای دلار و دارایی امن را افزایش دهد، اما تداوم اختلال در انرژی و تجارت جهانی ممکن است کشورها را بهسمت ارزهای محلی، یوان و طلا و کاهش وابستگی به نظام مالی دلار سوق دهد. بهگزارش ایمنا؛ تحولات ژئوپلیتیکی و اختلال در بازار انرژی طی سالهای اخیر، بحث درباره آینده نظام پولی و مالی جهان را وارد مرحله تازهای کرده است. افزایش ریسکهای تجاری و امنیتی، نوسان قیمت انرژی و تغییر الگوی ذخایر بانکهای مرکزی، در کنار گسترش استفاده از ارزهای محلی و افزایش تقاضا برای طلا، از عواملی هستند که میتوانند بر جایگاه ارزهای اصلی در اقتصاد جهانی اثر بگذارند. دراینمیان، جنگ و نااطمینانی ناشیازآن ازیکسو میتواند در کوتاهمدت تقاضا برای داراییهای امن و دلاری را افزایش دهد و ازسویی، انگیزه کشورها برای تنوعبخشی به ذخایر و سازوکارهای پرداخت را تقویت کند. در همین چارچوب، زهرا فتورهچی (کارشناس اقتصادی) به بررسی تأثیر تحولات خاورمیانه بر بازار انرژی، رفتار سرمایهگذاران، جایگاه دلار و یوان، نقش طلا و چشمانداز حرکت اقتصاد جهانی بهسمت نظام پولی چندقطبی پرداخته است.
فتورهچی بااشارهبه رفتار سرمایهگذاران در شرایط جنگی اظهار کرد: در شرایط افزایش نااطمینانی، سرمایهگذاران بهطورمعمول بهسمت داراییهایی میروند که ریسک کمتری داشته باشد و بتواند بازدهی بهنسبت قابلپیشبینی ایجاد کند. اوراق قرضه و بهویژه اوراق خزانه آمریکا از جمله ابزارهایی هستند که درچنینشرایطی موردتوجه قرار میگیرند و اینموضوع میتواند در کوتاهمدت و میانمدت به تقویت دلار منجر شود. وی افزود: خلیجفارس قلب تپنده بازار انرژی جهان است و جنگ فعلی، تجارت نفت و حملونقل دریایی را با اختلال مواجه کرده است. دراینشرایط، حتی ممکن است شرکتهای حملونقل دریایی در مقاطعی بیش از شرکتهای نفتی منتفع شوند؛ زیرا افزایش ریسک مسیرهای دریایی، نرخ حملونقل و هزینههای بیمه را بالا میبرد. این کارشناس اقتصادی ادامه داد: اگر جنگ ادامه پیدا کند و قیمت نفت برای مدت طولانی در محدوده ۱۲۰ تا ۱۵۰دلار قرار گیرد، آثار آن فقط به بازار نفت محدود نخواهد شد. چنین سطحی از قیمت انرژی میتواند فشار قابلتوجهی بر اقتصادهای واردکننده نفت ایجاد کند و درنهایت هزینه تولید و حملونقل کالا را در سطح جهان افزایش دهد. وی تصریح کرد: در هفتههای اخیر نیز شاهد افزایش شدید هزینه حملونقل بودهایم. براینمونه، رویترز گزارش داده نرخ حمل کانتینر از چین به سواحل شرقی آمریکا به حدود ۱۰هزار و ۹۴۸دلار برای هر کانتینر ۴۰فوتی رسیده که بیش از چهاربرابر سطح پیشازجنگ است. وی بااشارهبه کاهش ذخایر استراتژیک انرژی بیان کرد: اگر جنگ طولانی شود و ذخایر استراتژیک نفت کشورها نیز کاهش پیدا کند، کشورهای آسیایی که وابستگی بیشتری به نفت خاورمیانه دارند، ازجمله چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی، با یک پرسش جدی مواجه خواهند شد؛ اینکه آیا همچنان باید برای خرید انرژی و انجام مبادلات بینالمللی به نظام مالی تحتسلطه دلار وابسته باشند یا بهدنبال مسیرهای جایگزین بروند. وی افزود: دراینشرایط، استفاده از یوان، ارزهای محلی، طلا و حتی برخی ابزارهای دیجیتال میتواند برای کشورها جذابتر شود؛ زیرا آنها تلاش میکنند ریسک وابستگی به یک ارز یا یک نظام مالی را کاهش دهند. این کارشناس اقتصادی بااشارهبه جایگاه چین در بازار انرژی جهان گفت: چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است و اگر در نتیجه تحولات خاورمیانه، سهم مبادلات انرژی با یوان افزایش پیدا کند، اینمسئله میتواند به بینالمللیشدن یوان از مسیر تجارت انرژی کمک کند. وی ادامه داد: در ادبیات اقتصادی از مفهوم «پترویوان» برای اشاره به مبادلات نفتی با یوان استفاده میشود؛ یعنی بخشی از نقشی که تاکنون دلار در تجارت انرژی داشته است، میتواند درصورت فراهمشدن شرایط به یوان منتقل شود. فتورهچی تأکید کرد: اگر کشورهای منطقه که طی سالهای گذشته برای تأمین امنیت خود به آمریکا وابستگی داشتهاند، در شرایط بحرانی احساس کنند که حمایت امنیتی آمریکا مطابق انتظار آنها نیست، ممکن است در سیاست اقتصادی و تجاری خود نیز سمت تنوعبخشی حرکت کنند و سهم یوان یا ارزهای محلی را در مبادلات خود افزایش دهند. البته اینمسئله به عملکرد چین نیز بستگی دارد. اگر چین بتواند دراینشرایط از ظرفیتهای اقتصادی و انرژی خود بهدرستی استفاده کند، امکان افزایش نقش یوان در تجارت انرژی وجود خواهد داشت؛ هرچند بسیاری از کشورهای جهان نیز تمایلی ندارند وابستگی به دلار را صرفاً با وابستگی به یک ارز یا قدرت مالی دیگر جایگزین کنند. این کارشناس اقتصادی بااشارهبه نقش طلا در نظام پولی آینده گفت: برنده پنهان این تحولات میتواند طلا باشد. بانکهای مرکزی همچنان در حال تنوعبخشی به ذخایر خود هستند و خرید طلا یکی از ابزارهای اینروند است. براساس گزارش شورای جهانی طلا؛ خرید خالص طلا توسط بانکهای مرکزی در سهماههدوم ۲۰۲۶ به ۲۸۹تن رسید و خرید نیمه نخست سال به ۳۴۵تن رسید. وی افزود: اگر کشورهای جهان نخواهند تمام ذخایر خود را به دلار یا یوان اختصاص دهند و نخواهند به یک قدرت مالی واحد وابسته باشند، طلا میتواند بهعنوان یک دارایی مستقل، جذابیت بیشتری پیدا کند. فتورهچی گفت: بنابراین آینده نظام پولی جهان بهمعنای حذف دلار یا جایگزینی آن با یوان نیست. ممکن است در آینده ترکیبی از دلار، یوان، یورو، ارزهای محلی، طلا و حتی ابزار دیجیتال مورداستفاده قرار گیرد. درواقع، آنچه اهمیت دارد، شکستن انحصار یک ارز و حرکت بهسمت تنوع بیشتر در نظام پولی و مالی جهان است. وی بااشارهبه رویکرد بریکس گفت: در مواضع اخیر اینگروه تأکید بیشتری بر استفاده از ارزهای محلی و توسعه سازوکارهای پرداخت فرامرزی دیده میشود و بحث ایجاد یک ارز مشترک واحد، دستکم دراینمقطع، محور اصلی تصمیمات اقتصادی بریکس نیست. این کارشناس اقتصادی درباره جایگاه ایران دراینتحولات اظهار کرد: ازنظر اندازه اقتصاد، ایران بهتنهایی آناندازه قدرت اقتصادی ندارد که بتواند نظم پولی جهان را تغییر دهد اما ایران از دو ظرفیت مهم برخوردار است؛ نخست قدرت نظامی و دوم موقعیت ژئوپلیتیکی. وی افزود: ایران در کنار تنگه هرمز و خلیجفارس قرار دارد، در مسیرهای ارتباطی مهم منطقه واقع شده و درعینحال عضو بریکس و برخی سازوکارهای اقتصادی منطقهای است، بنابراین ایران را نمیتوان صرفاً براساس اندازه اقتصادش در معادلات آینده نظام پولی و تجاری جهان ارزیابی کرد. فتورهچی تصریح کرد: بهاعتقاد من، ایران نمیتواند «معمار دلارزدایی» باشد، اما میتواند یک کاتالیزور مؤثر برای اینروند باشد. جنگ ایران میتواند از مسیر افزایش اختلال در انرژی، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، تشدید نگرانی سرمایهگذاران و گسترش استفاده از تحریمهای مالی، انگیزه کشورها برای کاهش وابستگی به نظام مالی آمریکا را افزایش دهد. وقتی هرهفته تحریمهای جدیدی علیه اقتصاد ایران اعمال میشود و حتی کشورهایی که با ایران ارتباط اقتصادی دارند نیز با محدودیت مواجه میشوند، طبیعی است که سایر کشورها نیز نسبت به وابستگی بیشازحد به یک نظام مالی حساستر شوند. دراینشرایط، تنوعبخشی به ذخایر بانکهای مرکزی، خرید طلا و استفاده بیشتر از یوان و سایر ارزهای رایج میتواند افزایش پیدا کند. رفتن دلار، فوری نیست؛ بلکه میتواند بهتدریج انحصار دلار را کاهش دهد. اگر کشورها بتوانند بخشی از تجارت، ذخایر و سرمایهگذاریهای خود را به ارزهای مختلف منتقل کنند، وزن دلار در نظام مالی جهان کاهش خواهد یافت. وی گفت: ازاینمنظر، جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل میتواند یکی از عوامل مؤثر بر تغییرات نظام پولی جهان باشد؛ بهویژه اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، ناامنی در دریای سرخ تشدید شود و فشار بر مسیرهای کشتیرانی افزایش یابد. دراینشرایط، افزایش هزینه انرژی و حملونقل میتواند تورم جهانی را بالا ببرد و کشورهای واردکننده انرژی را با هزینههای بیشتری مواجه کند. درنهایت این پرسش مطرح میشود که کشورهای واردکننده انرژی این هزینه را با چه ارزی پرداخت کنند و آیا همچنان باید تمام این مبادلات از مسیر نظام مالی دلار انجام شود یا خیر. همین پرسش میتواند به یکی از محرکهای افزایش سرعت دلارزدایی تبدیل شود. وی در جمعبندی تحلیل خود گفت: در کوتاهمدت و میانمدت، از نگاه من، آمریکا و دلار میتوانند از شرایط جنگی منتفع شوند؛ زیرا افزایش نااطمینانی، تقاضا برای داراییهای امن و نیاز به تأمین مالی میتواند تقاضا برای دارایی دلاری را افزایش دهد. اما در بلندمدت، چین نیز درصورت استفاده درست از ظرفیتهای اقتصادی و انرژی خود میتواند نقش پررنگتری دراینروند پیدا کند. این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: بااینحال، بهنظر من برنده اصلی در بلندمدت میتواند یک نظام جهانی چندقطبی باشد؛ نظامی که در آن تجارت بینالمللی تنها به یک ارز وابسته نباشد و دلار، یوان، یورو، ارزهای محلی، طلا و سایر ابزارهای پرداخت درکناریکدیگر مورداستفاده قرار گیرند. وی افزود: نقطهعطف جنگ ایران ازاینمنظر آناستکه میتواند روند تبدیل دلار از یک ارز غالب به یکی از ارزهای مهم نظام پولی جهان را سرعت ببخشد؛ تحقق چنین سناریویی به مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی و همچنین نحوه واکنش کشورهای مختلف بستگی دارد. فتورهچی خاطرنشان کرد: بنابراین اقتصاد ایران را نباید تنها از زاویه داخلی بررسی کرد. جایگاه ایران در اقتصاد جهانی، مسیرهای انرژی، کریدورهای تجاری، عضویت در بریکس و تحولات نظام پولی بینالمللی، همگی باید در تحلیل آینده اقتصاد ایران موردتوجه قرار گیرد. وی درپایان گفت: اگر ایران بتواند اصلاحات اقتصادی خود را آغاز کند و جایگاه خود را در ساختار چندقطبی اقتصاد جهانی بهدرستی تعریف کند، میتواند از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود برای افزایش نقش و سهمش در ترتیبات جدید اقتصادی جهان استفاده کند. تحولات ژئوپلیتیکی و اختلال احتمالی در بازار انرژی میتواند همزمان دو اثر متفاوت بر نظام مالی جهان داشته باشد؛ در کوتاهمدت، افزایش نااطمینانی ممکن است تقاضا برای دلار و داراییهای امن را تقویت کند، اما تداوم اینشرایط میتواند کشورها را بهسمت تنوعبخشی به ذخایر، استفاده از ارزهای محلی، یوان و طلا سوق دهد، برایناساس آینده نظام پولی جهان بهمعنای حذف دلار و جایگزینی آن با یک ارز دیگر نیست، بلکه میتواند بهسمت ساختاری متنوعتر و چندقطبی حرکت کند، دراینمیان جایگاه ایران نیز به ظرفیت ژئوپلیتیکی، انرژی، تجاری و نحوه اجرای اصلاحات اقتصادی داخلی وابسته خواهد بود.