آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
سازوکار عادی‌سازی خشونت علیه ایران!
کد خبر: 407304 | تاریخ مخابره: 1405 چهارشنبه 29 مهر - 11:32

سازوکار عادی‌سازی خشونت علیه ایران!

تهدیدهای ترامپ علیه ایران از بازگرداندن کشور به «عصر حجر» تا احتمال استفاده از «مادر همه بمب‌ها»، نگرانی‌ها درباره عادی‌سازی خشونت و تضعیف قواعد بین‌المللی را افزایش داده. به‌گزارش لیلا واحدی (ایرنا)؛ تجاوز نظامی علیه ایران ازسوی ایالات‌متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، درطول ماه‌های گذشته همواره با پیوست رسانه‌ای و روانی همراه بوده است؛ که رئیس‌جمهور آمریکا در خط مقدم آن قرار داشت و هریک‌از اعضای دولتش هم به‌فراخور شرایط یا به‌صورت آشکار و شناس یا در قامت منبع آگاه، دراین‌کارزار علیه ایران حضور داشته‌اند.

محور اصلی جنگ روانی-رسانه‌ای تهدیدهای مکرر و اغلب غیرعادی علیه مردم و کشور ایران بوده است. تهدیداتی که بی‌صدا و آرام در حال عادی‌سازی خشونتی بی‌سابقه در جهان است. نقطه آغاز این جنگ با چنین مختصاتی را می‌توان در توئیت رئیس‌جمهور آمریکا در فروردین‌ماه سال‌جاری دانست؛ ساعاتی پیش از برقراری آتش‌بس میان ایران و آمریکا ترامپ تهدید کرد ایران را به عصر حجر بازخواهد گرداند؛ نامتعارف‌ترین تهدید رئیس‌جمهوری علیه سرزمینی دیگر در قرن ۲۱. این‌روند در ماه‌های گذشته ادامه یافت و به‌نظر می‌رسد این‌روزها با شدت بیشتری در دستورکار مقامات واشنگتن قرار دارد و این‌بار سخن از نوع خاصی از بمب است که قدرت تخریب آن بسیارمتفاوت از بمب‌های دیگر خواهد بود. رسانه‌های آمریکایی ۱۴ و ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۲ و ۲۳ مهرماه) در گزارش‌های متنوعی با جزئیات و تفصیل درباره این بمب، خبرها و گزارش‌های متنوعی منتشر کرده و مدعی شده‌اند که کاخ سفید و پنتاگون گزینه استفاده از بمب عظیم غیرهسته‌ای موسوم به «مادر همه بمب‌ها» را برای حمله به اهدافی در ایران بررسی کرده‌اند. سی‌بی‌اس، سی‌ان‌ان و ای‌بی‌سی به‌نقل‌از مقام‌ها و منابع مطلع گزارش داده‌اند که طرح‌هایی برای استفاده احتمالی از این سلاح آماده شده است. ترامپ هم ۲۴ مهر (۱۶ اکتبر) درگفت‌وگوبا شبکه الجزیره هرچند استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را رد کرد اما هم‌زمان درباره «مادر همه بمب‌ها» توضیح داد که این سلاح هسته‌ای نیست و صرفاً «بمبی بسیاربزرگ» است. او گفت که آمریکا نیازی به استفاده از سلاح هسته‌ای ندارد. اینکه رئیس‌جمهور آمریکا به‌صورت علنی، شفاف و واضح از امکان یا عدم‌امکان استفاده از سلاح هسته‌ای یا به‌کارگیری سلاح‌هایی با قدرت تخریب بسیاربالا، سخن بگوید؛ از واقعیتی تلخ و البته خطرناک حکایت دارد؛ اینکه خشونت عریان و تهدیدات غیرمتعارف علیه کشور دیگری به گفت‌وگوهای علنی سیاسی و رسانه‌ای، راه یافته. اینکه آیا ترامپ از چنین سلاح‌هایی علیه ایران استفاده خواهد کرد یا نه نباید تنها موضوع نگران‌کننده برای مقامات جهان و سازمان‌های بین‌المللی باشد؛ نگرانی و خطر بزرگ‌تر، عادی‌شدن سخن‌گفتن از این‌نوع خشونت و تهدید است؛ روندی‌که در آن تهدید به نابودی زیرساخت‌های یک کشور، بازگرداندن آن به عصر حجر و حتی طرح علنی موضوع سلاح هسته‌ای، به بخشی از گفتار روزمره آمریکا در جنگی انتخابی علیه ایران تبدیل شده است. مادر همه بمب‌ها تهدید تازه ترامپ علیه ایران است؛ بمبی با حدود ۸.۵‌تن موادمنفجره برای ایجاد موج انفجار و تخریب گسترده سطحی؛ که آمریکا بسیار تلاش دارد تا بر تمایز آن با بمب هسته‌ای، تأکید کند اما استفاده از آن علیه ایران، نقض آشکار قواعد بین‌الملل و جنایت جنگی است. میزان تخریب این بمب، متعارف‌بودن یا نبودن آن، کاربرد آن برای نابودی تأسیسات هسته‌ای، کارایی آن در عمق زمین یا هر مشخصات فنی دیگر، چندان اهمیتی نخواهد داشت وقتی بدانیم استفاده از این بمب یا هر سلاح دیگری، علیه کشور ثانی ممنوع بوده و می‌تواند آسیب‌ها و تخریب‌های جبران‌ناپذیری به جان مردم و منابع‌طبیعی آن‌کشور وارد کند. ازمنظر حقوق بین‌الملل، قانونی‌بودن حمله به ماهیت هدف، لزوم نظامی، تناسب خسارت غیرنظامی با مزیت نظامی موردانتظار و رعایت تدابیر احتیاطی، بستگی دارد. مواد ۵۱، ۵۲ و ۵۷ پروتکل الحاقی اول کنوانسیون‌های ژنو، حملات بی‌تمایز و نامتناسب را منع می‌کنند و ماده ۵۶ نیز برای برخی تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک، ازجمله تأسیسات تولید انرژی هسته‌ای مشمول شرایط آن، حمایت ویژه‌ای درنظر می‌گیرد؛ پس نظامی دانستن یک هدف مجوز استفاده از هر سلاحی نیست و شرایط واقعی و پیامدهای قابل‌پیش‌بینی حمله باید بررسی شود. رضا نصری (حقوقدان بین‌الملل) در‌واکنش‌به گزارش‌های احتمال استفاده از این بمب علیه تأسیسات هسته‌ای و نیروگاه‌های برق ایران، درباره خطر ارتکاب جنایات جنگی هشدار داده است. به‌گفته وی؛ ضرورت نظامی، تناسب حمله و امکان دستیابی به نتیجه مشابه با سلاحی کم‌خطرتر باید براساس شرایط واقعی و در زمان حمله ارزیابی شود. او بااستنادبه ماده مشترک یک کنوانسیون‌های ژنو، بر مسئولیت دولت‌ها در رعایت و تضمین رعایت حقوق بشردوستانه تأکید کرده و تهدیدهای علنی را مستلزم واکنش پیشگیرانه و مطالبه توضیح از دولت‌های مدعی دفاع از این قواعد دانسته است. البته اثبات وقوع جنایت جنگی به بررسی شواهد و شرایط مشخص حمله نیاز دارد. بازگرداندن به عصر حجر و استفاده از مادر بمب‌ها، تنها سرفصل تهدیدات فصلی رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران نیست؛ کلیدواژه‌ روندی است که می‌تواند به سنت نظام بین‌الملل تبدیل شده و جهان را بیش‌ازهمیشه با بحران روبرو کند. روندی‌که در آن، مرزهای ادبیات سیاسی و رسانه‌ای درباره جنگ به‌تدریج تغییر می‌کند، بی‌آنکه اعتراضی به این بدعت در جامعه جهانی صورت گیرد. اشاره به احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای یا نابودی گسترده زیرساخت‌های یک کشور پیش‌ازاین و حتی درخلال جنگ‌های جهانی هم با حساسیت دیپلماتیک و نگرانی شدید بین‌المللی مواجه می‌شد. اکنون اما رئیس‌جمهور آمریکا درباره سلاحی با قدرت تخریب گسترده صحبت و آن‌را با یک بمب هسته‌ای کوچک مقایسه و هم‌زمان ادعا می‌کند که این سلاح هسته‌ای نیست. چنین قیاسی، توجه افکارعمومی را از پرسش درباره چرایی و پیامدهای استفاده از سلاح (فارغ از نوع و میزان تخریب آن) به بحث درباره طبقه‌بندی آن منتقل می‌کند. به‌بیان‌دیگر، کانون تمرکز از این‌موضوع که آیا استفاده از این سلاح علیه هر هدفی مجاز و ضروری است، به‌سوی این گزاره حرکت می‌کند که آیا این سلاح هسته‌ای است یا متعارف؟ تکرار این ادعاها می‌تواند حساسیت عمومی را کاهش دهد و به‌کارگیری هرنوع سلاحی علیه هر کشور و سرزمینی را موضوعی عادی نشان دهد. گزارش‌های مربوط به آماده‌سازی طرح استفاده از مادر همه بمب‌ها علیه ایران، در کنار تهدیدهای پیشین ترامپ درباره بازگرداندن ایران به عصر حجر و اظهارات او درباره سلاح هسته‌ای، پرسشی بنیادین را پیش‌روی جامعه بین‌المللی قرار می‌دهد که آیا قدرت‌های بزرگ می‌توانند تهدید به تخریب گسترده را به ابزاری عادی برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل کنند، بی‌آنکه اعتبار حقوق بین‌الملل و امنیت جمعی آسیب ببیند؟ در کنار این پرسش، سؤال مهم‌تر می‌تواند این‌باشدکه آیا اساساً به‌کارگیری این سلاح‌ها و یا حتی بازگرداندن ایران به عصر حجر می‌تواند اهداف ترامپ و هیئت‌حاکمه آمریکا را محقق کند؟ می‌تواند دانش هسته‌ای را از ایرانیان بگیرد یا اراده سیاسی ایران برای ادامه مقاومت را تغییر دهد؟ حمله به فردو، نطنز یا هر تأسیسات دیگری ممکن است خسارات سنگینی به‌بار آورد اما خسارت فیزیکی به‌معنای تسلیم ایران نخواهد بود. در غیاب راهبردی روشن برای پایان جنگ، عادی‌سازی تهدیدهای ویرانگر ممکن است بیش‌ازآنکه دستاوردی برای ترامپ ایجاد کند، هزینه‌های انسانی، حقوقی، اقتصادی و امنیتی آمریکا را افزایش دهد و هم‌زمان، هنجارهایی را تضعیف کند که قرار است مانع تبدیل جنگ به مجوزی برای خشونت نامحدود شوند. نکته‌ای که دونالد ترامپ هنوز و با وجود دو جنگ متوجه آن نشده، این‌است‌که تخریب تجهیزات با نابودی دانش فنی و توان انسانی یکسان نیست همان‌طورکه اراده سیاسی و محاسبات امنیتی یک کشور را نمی‌توان صرفاً با تغییر نوع تجهیزات به‌کار گرفته شده، تغییر داد.

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه