کد خبر:
407306
| تاریخ مخابره:
1405 چهارشنبه 29 مهر -
11:32
نقش «سانسور هوشمند» در بازنمایی تصاویر کارتپستالی
فرانسه رؤیایی؛ بدون روتوش!
از برج ایفل تا خیابانهای ملتهب؛ چرا تصویر رؤیایی غرب با واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی آن فاصله دارد؟ فرانسه سالها در ذهن بخش بزرگی از افکارعمومی جهان، با برج ایفل، خیابانهای زیبای پاریس، کافههای شیک، فروشگاههای لوکس و مردمی خوشپوش و علاقهمند به مد و هنر شناخته شده. بهگزارش امیر حمزهنژاد (فارس)؛ تصویری که در آن، زندگی در فرانسه مترادف با رفاه، آزادی، آرامش و دسترسی آسان به امکانات مدرن است؛ تصویری که بسیاری از جوانان را به رؤیای مهاجرت و زندگی در پاریس سوق داده است؛ اما پرسش اینجاست که این تصویر تاچهاندازه بازتابدهنده زندگی واقعی مردم فرانسه است و چه بخشهایی از واقعیت در حاشیه این رؤیای پرزرقوبرق قرار گرفتهاند؟
فرانسه فقط برج ایفل و کافههای لوکس نیست. اینکشور با مجموعه مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبهروست که نمیتوان آنها را پشت «تصاویر کارتپستالی پاریس» پنهان کرد. اعتراضات معلمان و دانشآموزان درباره کیفیت آموزش و کمبود امکانات، نارضایتی کارگران و اقشار کمدرآمد از شرایط معیشتی و جنبش جلیقهزردها، هرکدام بهشکلی نشان دادهاند در پس ظاهر مدرن فرانسه، شکافها و نارضایتیهای عمیقی وجود دارد. جنبش جلیقهزردها که از سال ۲۰۱۸ با اعتراض به افزایش مالیات سوخت آغاز شد، سریعاً به بستری برای بیان نارضایتی از هزینههای زندگی، کاهش قدرت خرید و احساس نادیدهگرفتهشدن طبقات متوسط و پایین جامعه تبدیل شد. این اعتراضات نشان داد که در اروپا نیز بخشهای زیادی از جامعه احساس میکنند سهم متناسبی از رفاه و فرصتهای اقتصادی ندارند. تصاویر درگیریهای خیابانی، تخریب اموال عمومی و غارت برخی از فروشگاهها در جریان ناآرامیها نیز با آن تصویر آرام و منظم فاصله داشت. مسئله اصلی، کنارهمقراردادن این واقعیتها با تصویری است که سالها از زندگی در غرب ارائه شده است؛ اما فرانسه واقعی حالا از درون اعتراضات اینکشور بیرون زده است. اول دانشآموزان و معلمان نسبت به وضعیت بد آموزشی و امکانات کم اعتراض کردند. بعد کارگران و مردم عادی با جلیقهزردها بیرون آمدند و به آنان پیوستند. برخی بلاگرهای اینستاگرامی ادعا میکردند با پول یکروز کارکردن کلی موادغذایی از فروشگاههای کشورهای غربی میشود خرید و ادعا میشد که با پول چندماه کار در فرانسه میشود ماشین مدرن و گوشیهای برند خریداری کرد! فرانسه در تابستان هم کلی مرگومیر بهعلت گرمای هوا داشته که برای ایرانیان اینموضوع یک شوخی است! بسیاری از جوانان با تبلیغات گسترده غربی آرزوی زندگی در پاریس و فرانسه داشته و دارند. سؤال اینجاست که همه این تبلیغات و سانسور چگونه قابلتوجیه است؟ آیا بحث باور و دروغ شیرین یا حقیقت تلخ دراینموضوع نهفته یا رسانههای غربی نه واقعیت؛ بلکه رؤیا فروشی میکنند؟ مسئله نوعی از پنهانکاری خبری است که در آن، اگرچه بعضاً حوادثی ناگوار در کشورهای غربی رخ میدهد اما نوع بازنمایی رسانهای آن خصوصاً در شبکههای بیگانه فارسیزبان با عدمپرداخت به اینموارد یا بهنوعی ارائه محدود و خنثی است. در ایران اگرچه با موضوع خبری «بازتاب مضاعف» روبرو هستیم که برخی اخبار بهسبب موارد سیاسی و حساسیت اجتماعی بیشازحد بازتاب مییابند اما در غرب این موجهای خبری کاملاً محدود شده و اخبار بد نیز بعضاً در کالبد خبر خوب نمایش داده میشوند. درواقع در غرب اخبار بد با تصاویر خشن یا متأثرکننده نمایش داده نمیشود. بهطورمثال: با وجود مرگومیر در تابستان داغ فرانسه چقدر تصاویر منفی از این واقعه دراینکشور منتشر شد. این اخبار با عکسهای حضور مردم در پناهگاههای خنک یا پناهبردن آنان به فوارههای کنار میدان نمایش داده میشد. قطعاً دراینتصاویر حس رنج و درد آنچنانکه باید بازنمایی نمیشود. موضوعی که از آن میتوان بهعنوان «سانسور هوشمند» یاد کرد. نکته اساسی دیگر بازنمایی و ارائه عمومی و مداوم تصاویر کارتپستالی از فرانسه است که هیچگاه قطع نمیشود و در غالب فیلمها و سریالهای غربی با بزرگنمایی بهتصویر کشیده میشود. سریال «امیلی در پاریس» یکی از این بازنماییهای رؤیایی از فرانسه است که موردتوجه جوانان بهویژه دختران جوان قرار گرفته که با فضای کافه، مد و ... همراه است. درچنینفضایی، شبکههای اجتماعی نیز به بازتولید این تصویر کمک میکنند. بلاگرهایی که از خرید آسان کالاهای برند، خودروهای مدرن و زندگی لوکس در اروپا سخن میگویند، معمولاً بخشی از واقعیت را برجسته میکنند؛ اما آیا درآمد بالا بدونتوجه به هزینه مسکن، مالیات، بیمه، حملونقل و سایر مخارج زندگی، معیار مناسبی برای سنجش رفاه است؟ وقتی کسی از قدرت خرید یکروز دستمزد در فرانسه سخن میگوید، باید پرسید چندساعت کار برای تأمین اجارهخانه، هزینه انرژی و مخارج ضروری ماهانه لازم است. خرید یک گوشی گرانقیمت یا خودروی مدرن لزوماً بهمعنای برخورداری از رفاه پایدار نیست. معیار واقعی، نسبت درآمد به هزینههای زندگی و میزان امنیت اقتصادی خانوار است. براساس آمار مؤسسه ملی آمار و مطالعات اقتصادی فرانسه؛ در سال ۲۰۲۴ حدود ۹.۸میلیوننفر در فرانسه متروپل زیر خط فقر پولی زندگی میکردند؛ نرخ فقر نیز به ۱۵.۴درصد رسیده بود که بالاترین سطح از آغاز اینمجموعه آماری در سال ۱۹۹۶ محسوب میشد. این آمار بهروشنی نشان میدهد که تصویر رفاه عمومی را نمیتوان صرفاً از ظاهر شهرها و قدرت خرید برخی اقشار استنباط کرد. یکیدیگر از ابعاد کمتر موردتوجه در تصویر تبلیغاتی فرانسه، آسیبپذیری اینکشور در برابر موجهای گرماست. در تابستان ۲۰۲۶، موج گرمایی از ۱۷ ژوئن تا ۲ ژوئیه بخش گستردهای از فرانسه را درگیر کرد. سازمان بهداشت عمومی فرانسه در برآورد اولیه خود از ۵۷۶۴ مرگ اضافی بهدلایل مختلف در دوره و مناطق تحتتأثیر این موج گرما خبر داد؛ رقمی که هنوز نیازمند بررسی نهایی بود. بااینحال، چنین واقعیتهایی یادآوری میکنند که زندگی در اروپا نیز از مشکلات محیطی و هزینه انسانی مصون نیست. اگر قرار باشد از یک کشور فقط برج ایفل، کافههای لوکس، خیابانهای زیبا و فروشگاههای برند را ببینیم، درحالیکه مشکلات معیشتی، اعتراضات دانشآموزان، نارضایتی کارگران و شکاف طبقاتی در حاشیه بمانند، با تصویری ناقص مواجه خواهیم بود. رسانهها، صنعت گردشگری و شبکههای اجتماعی میتوانند با برجستهکردن بخشهای جذاب زندگی، تصویری رؤیایی بسازند؛ مواردیکه برای کسبدرآمد همواره مورداستفاده قرار میگیرد؛ اما واقعیت را باید در مجموعه شاخصها؛ از قدرت خرید و کیفیت آموزش تا امنیت اقتصادی و دسترسی به خدمات عمومی، جست. شاید بسیاری از جوانان با رؤیای زندگی در پاریس بزرگ شده باشند؛ اما همین تصویر رؤیایی عموماً مبنای تصمیم برای مهاجرت یا انتخاب محل زندگی، قرار میگیرد؛ و خب این درحالی است که ویترینهای مجازی اغلب فریبدهنده هستند. رؤیای شیرین زمانی به خطای محاسباتی تبدیل میشود که جای شناخت واقعیت را بگیرد.