کد خبر:
406973
| تاریخ مخابره:
1405 چهارشنبه 17 تير -
06:09
چرا تولید محصولات کشاورزی در ایران گران تمام میشود؟
وزارت جهاد کشاورزی در ماههای اخیر کاهش هزینه تولید را یکی از مهمترین برنامههای خود برای حمایت از تولید و کنترل قیمت موادغذایی اعلام کرده است؛ اما چرا تولید محصولات کشاورزی در ایران گران تمام میشود؟ پاسخ این پرسش تنها به قیمت بذر و کود محدود نیست و از خردبودن زمینهای کشاورزی تا فرسودگی ماشینآلات، ضایعات بالا و نوسانات ارزی در آن نقش دارند.
یکی از مهمترین دلایل بالابودن هزینه تولید در بخش کشاورزی، ساختار تولید در ایران است. بخش قابلتوجهی از بهرهبرداریهای کشاورزی در قالب واحدهای کوچک و پراکنده انجام میشود؛ موضوعی که استفاده از ماشینآلات، فناوریهای نوین و خرید عمده نهادهها را دشوار و هزینه تولید را افزایش داده است. درواقع مجموعهای از عوامل ساختاری، اقتصادی و مدیریتی طی سالهای گذشته موجب شده قیمت تمامشده بسیاری از محصولات افزایش پیدا کند؛ عواملی که برخیازآنها دراختیار وزارت جهاد کشاورزی است و برخیدیگر به شرایط کلان اقتصاد کشور بازمیگردد. بهگزارش ایسنا؛ بالابودن هزینه تولید در بخش کشاورزی را نمیتوان صرفاً به گرانی نهادهها نسبت داد. ایران در برخی حوزهها ازجمله انرژی، نیروی کار و تولید بخشی از نهادههای کشاورزی مانند برخی کودهای شیمیایی، همچنان از مزیت نسبی برخوردار است. بااینوجود، بهرهوری پایین، خرد بودن اراضی، فرسودگی ماشینآلات و ضایعات بالا باعث شده هزینه تمامشده بسیاری از محصولات افزایش یابد و بخشی از این مزایا عملاً خنثی شود. آنچه بیش از هزینه نهادهها بر رقابتپذیری بخش کشاورزی اثر میگذارد، بهرهوری تولید است. بهبیاندیگر، پایینبودن عملکرد در واحد سطح، مصرف بالای آب، ضعف زنجیره تأمین و هزینههای پس از برداشت، باعث میشود هزینه تولید هرکیلوگرم محصول افزایش یابد؛ موضوعی که حتی درصورت ارزانبودن برخی نهادهها نیز میتواند قیمت تمامشده را بالا نگه دارد. یکی از مهمترین چالشهای ساختاری در بخش کشاورزی، خرد بودن اراضی است. براساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد FAO، ناکارآمدی در زنجیره تأمین و مراحل پس از برداشت در بسیاری از کشورها سهم قابلتوجهی در افزایش قیمت موادغذایی دارد و در برخی اقتصادها اینسهم به بخش مهمی از قیمت نهایی میرسد. در ایران، طبق دادهها، بخش قابلتوجهی از بهرهبرداریهای کشاورزی در قالب واحدهای کوچک و پراکنده انجام میشود؛ موضوعی که مانع استفاده بهینه از ماشینآلات، فناوریهای نوین و خرید عمده نهادهها شده و هزینه تولید را افزایش میدهد. در همین چارچوب، ادغام زمینهای خرد و حرکت بهسمت تولید مقیاسپذیر میتواند ازطریق «صرفه مقیاس» هزینه متوسط تولید را کاهش داده و بهرهوری منابع را افزایش دهد. کارشناسان اقتصاد کشاورزی تأکید میکنند که ادغام زمینهای خرد و حرکت بهسمت تولید مقیاسپذیر میتواند ازطریق «صرفه مقیاس» هزینه متوسط تولید را کاهش داده و بهرهوری منابع را افزایش دهد. در کنار خرد بودن اراضی، بهرهوری پایین آب و زمین نیز از عوامل افزایش هزینه تولید در بخش کشاورزی بهشمار میرود. در برخی مناطق کشور همچنان از روشهای سنتی آبیاری استفاده میشود که مصرف آب را افزایش داده و هزینه تولید را بالا میبرد. حرکت بهسمت آبیاری نوین و «کشاورزی دقیق» روشی که بااستفادهاز فناوری و داده، مصرف آب، کود و سم را متناسب با نیاز هر بخش از مزرعه تنظیم میکند، از مهمترین راهکارهای افزایش بهرهوری منابعطبیعی بهشمار میرود. درمقابل فرسودگی ناوگان ماشینآلات کشاورزی ازجمله تراکتورها و کمباینها، باعث افزایش مصرف سوخت، هزینه تعمیرات، کاهش سرعت عملیات و افزایش ضایعات برداشت شده است؛ موضوعی که بهطور مستقیم هزینه تمامشده تولید را بالا میبرد. در کنار چالشهای فنی، هزینه بالای تأمین مالی و محدودیت دسترسی به سرمایهدرگردش نیز از عوامل مهم افزایش هزینه تولید عنوان میشود؛ مسئلهای که مانع نوسازی تجهیزات و توسعه فناوری شده است. نوسانات نرخ ارز نیز یکی از عوامل اثرگذار بر هزینه تولید است که قیمت نهادههایی مانند کود، سم، بذر و ماشینآلات را بهطور مستقیم تحتتأثیر قرار داده و برنامهریزی تولید را با بیثباتی مواجه کرده. در حوزه زنجیره تأمین نیز ضایعات بالا در مراحل برداشت، حملونقل و نگهداری، از دیگر عوامل افزایش هزینه محسوب میشود؛ موضوعی که به ضعف زیرساختهای سردخانهای و لجستیکی مرتبط است. با وجود چالشها، ایران در برخی حوزهها دارای مزیت نسبی است؛ ازجمله انرژی نسبتاً ارزانتر، نیروی کار فعال در بخش کشاورزی و تولید داخلی بخشی از نهادهها مانند برخی کودها. بااینحال این مزیتها برای جبران شکاف بهرهوری کافی نیستند. در حوزه عملکرد تولید، دادههای مقایسهای نشان میدهد فاصله قابلتوجهی میان ایران و کشورهای پیشرو وجود دارد. مثلاً عملکرد گندم در ایران حدود ۱.۷ تن در هکتار گزارش شده، درحالیکه در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، هلند و چین اینرقم بین ۵ تا ۸ تن در هکتار است. براساس دادههای FAO، مصرف کود شیمیایی در ایران حدود ۶۸ کیلوگرم در هکتار است؛ بااینحال بهگفته تحلیلگران بخش کشاورزی، مسئله اصلی نه میزان مصرف بلکه مصرف غیرهدفمند و نامتوازن آن است؛ موضوعی که موجب شده سیاستهای رسمی بهسمت «کوددهی هدفمند» و «کشاورزی دقیق» حرکت کند. در سطح سیاستگذاری، وزارت جهاد کشاورزی بر افزایش بهرهوری آب و خاک، توسعه کشاورزی دانشبنیان و کاهش هزینه تولید تأکید دارد. بررسی تجربه کشورهای موفق نشان میدهد کاهش هزینه تولید در کشاورزی معمولاً بر سه محور اصلی استوار بوده است: در کشورهایی مانند هلند، تمرکز بر کشاورزی دقیق، آبیاری هوشمند، مدیریت دادهمحور و استفاده گسترده از فناوریهای نوین باعث افزایش بهرهوری در واحد سطح و کاهش هزینه تولید شده است. در کشورهایی مانند آمریکا و برزیل، ادغام زمینها، توسعه مزارع بزرگ و مکانیزاسیون گسترده موجب تحقق صرفههای مقیاس و کاهش هزینه متوسط تولید شده است. در اروپا نیز توسعه زنجیره سرد، کاهش واسطهها و دیجیتالیسازی بازار محصولات کشاورزی نقش مهمی در کاهش ضایعات و کنترل قیمت نهایی غذا داشته است. در کنار عوامل داخلی، تحریمهای اقتصادی نیز طی سالهای گذشته بر هزینه تولید در بخش کشاورزی اثر گذاشته است. اگرچه بخش زیادی از محصولات و نهادههای کشاورزی مشمول معافیتهای بشردوستانه اعلام شدهاند، اما محدودیتهای بانکی، افزایش هزینه نقلوانتقال پول، دشواری واردات ماشینآلات، قطعات و برخی نهادههای تخصصی، هزینه تأمین تجهیزات و فناوریهای موردنیاز اینبخش را افزایش داده و روند نوسازی و ارتقای بهرهوری را با چالش مواجه کرده است. در تحلیلهای تخصصی درباره کاهش هزینه تولید، مجموعهای از اقدامات مکمل شامل بهینهسازی فرآیند تولید، کاهش ضایعات، اصلاح مدیریت مزرعه و ارتقای بهرهوری نیروی انسانی موردتأکید قرار گرفته است؛ مجموعهای که در کنار اصلاح ساختار مالکیت، بهعنوان بسته سیاستی کاهش هزینه شناخته میشود. ازاینمنظر، وعده وزارت جهاد کشاورزی برای کاهش هزینه تولید، درصورتی میتواند به نتیجه برسد که همزمان مجموعهای از اصلاحات ساختاری در اقتصاد و بخش کشاورزی اجرا شود. در غیر این صورت، حتی اگر بخشی از هزینهها کاهش یابد، عواملی مانند تورم، نوسان ارز و افزایش قیمت نهادهها میتوانند آثار آنرا خنثی کنند؛ بنابراین، کاهش هزینه تولید را باید نه اقدام مقطعی، که پروژهای بلندمدت دانست؛ که موفقیت آن به هماهنگی سیاستهای اقتصادی، سرمایهگذاری در زیرساختهای کشاورزی و افزایش بهرهوری در تمام حلقههای زنجیره تولید وابسته است.