کد خبر:
407008
| تاریخ مخابره:
1405 يکشنبه 28 تير -
05:31
سخن مدیرمسئول
دیابت در کمین جامعه
در دنیای مدرن امروز، سلامت عمومی به عرصهای برای تقابل میان سودجوییهای صنعتی و بقای انسانی بدل شده است. بیماری دیابت، بهعنوان یکی از پیچیدهترین و فراگیرترین معضلات نظام سلامت، امروزه دیگر تنها یک عارضه پزشکی نیست؛ آیینهای تمامنما از سبک زندگی، سیاستهای نظارتی و اولویتهای اقتصادی دولتهاست. پرسش بنیادی «انسولین؛ مرگ یا زندگی؟» بیش از آنکه به انتخاب درمانی اشاره داشته باشد، دعوتیست به بازخوانیِ مسیرِ خطیری که جامعه ما در آن گام برمیدارد و هشداری است برای بیداریِ عزم ملی در برابر فاجعهای که آرامآرام ریشههای سلامتی را میخشکاند. براساس آمارهای رسمی و نگرانکنندهای که ازسوی نهادهای بهداشتی کشور منتشر شده، شمار بیماران دیابتی در ایران از مرز ۷.۵میلیوننفر فراتر رفته است. اینآمار اگر با همین بیتوجهی مردم به الگوی تغذیه و همین سطح از تسامح دولتها در ادوار گذشته و حال همراه باشد، بهسادگی میتواند در آیندهای نزدیک از مرز ۱۵میلیوننفر عبور کند. وقوع چنین رخدادی، یک تراژدی ملی و غیرقابلقبول است که آیندهای تاریک و فرساینده را برای جمعیت جوان و کارآمد کشور رقم خواهد زد؛ البته هدف من در این نوشتار، به چالش کشیدن صرف مسئولین بهداشتی نیست؛ بلکه دعوت از آحاد مردم برای مبارزه با این بیماری مهلک است، چراکه یقین دارم مسئولین بهداشتی نیز شاید بهعلت محدودیتهای بودجهای، توان و یارای کافی برای مقابله با این سونامی را ندارند. بااینحال، در یک مورد خاص، اکثر بیماران دیابتی بهقولمعروف «دم خروس» را میبینند و نمیتوانند قسم حضرت عباسِ متولیان را باور کنند. بیتوجهی و بیتفاوتی نهادهای نظارتی و ادارات استاندارد کشور در قبال تولید انبوه نوشابههای رنگارنگ و انواع مواد قندی با تبلیغات گسترده، خود عاملی حیاتی برای گسترش دیابت است. درواقع، درحالیکه تبلیغات فریبنده مردم را به مصرف اینمحصولات تشویق میکنند، مشخص نیست ادارات استاندارد با چه منطقی تنها نقش تماشاگر را ایفا میکنند؛ نهتنها اقدامی برای پیشگیری انجام نمیدهند، بلکه گاه با ندانمکاری، به توسعه و ترویج این فرهنگ نادرست غذایی کمک میکنند. ممکن است مسئولین بهانه بیاورند که دیابت در سراسر دنیا شیوع یافته است؛ این بیماری که چشم، کلیه، قلب و بسیاری از اندامهای حیاتی را درگیر میکند، محصول مستقیم سبک زندگی مدرن است؛ اگرچه بخشی از ابتلای به دیابت ریشه ژنتیکی دارد و این ژن ناقل، گاهی باوجود تمام تلاشهای پیشگیرانه، مسیر خود را طی میکند، اما بخش اعظمی از شیوع این بیماری کاملاً قابلکنترل است. مشکل اصلی اینجاست که در جامعه ما، فشارهای اقتصادی و گرانی هزینه زندگی، قدرت مبارزه با دیابت را از مردم گرفته است. درپایان، تنها راه نجات، عزم و اراده دولت در تخصیص بودجه برای مقابله با این بیماری و اصلاح ساختارهای نظارتیست. جلوگیری از تبلیغات مخرب مواد قندی، در کنار برنامههای سازنده و آگاهیبخش صداوسیما، میتواند نسخهای ارزشمند برای رهایی از این بحران باشد. بخصوص ترویج مصرف مواد فیبری و غذاهای گیاهی و سالم، مهمترین و در دسترسترین راه علاج و پیشگیری از ابتلا به این بیماریست که باید به یک گفتمان عمومی و ملی بدل شود. بیایید با انتخابی آگاهانه برای سلامت خویش، این زنجیره خطرناک را همین امروز بشکنیم؛ چراکه آگاهی و اراده فردی ما، نخستین و مهمترین سد در برابر پیشروی این سونامیست. نگذاریم فردای این سرزمین تحت سیطره بیماریهای قابلکنترل، نشاط و پویایی خود را از دست بدهد.