آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
کارگردان «درایو» در دام ایده‌های نخ‌نما
کد خبر: 407092 | تاریخ مخابره: 1405 چهارشنبه 28 مرداد - 07:01

نگاهی به فیلم «جهنم خصوصی او»

کارگردان «درایو» در دام ایده‌های نخ‌نما

سپهر گلمکانی

بازگشت نیکولاس وندینگ رفن به دنیای سینما پس از ده‌سال، می‌تواند یک خبر رضایت‌بخش برای مخاطبان باشد؛ اما اصرار شدید این کارگردان دانمارکی بر اصول ناپخته، مبهم و منزجرکنندهٔ سینمای شخصی‌اش، موردی است که مخاطبان علاقه‌مند به آثار «درایو» و سه‌گانه «موادفروش» را ترغیب نمی‌کند. وندینگ رفن به‌خوبی در سریالِ کوتاه «برای جوان مُردن خیلی پیر است» نشان داد که همچنان مؤلفه‌های درگیرکننده ژانر جنایی/نئونوآر را می‌شناسد و می‌تواند اثری در قامتِ «درایو» تولید کند؛ اما این کارگردان در فیلم جدیدش باعنوان «جهنم خصوصی او»، دوباره به‌سمت مؤلفه‌هایی گام برداشته که مخاطب قبلاً در «تنها خدا می‌بخشد» و «شیطان نئون» دیده بود. مؤلفه‌های سینمای شخصی نیکولاس وندینگ رفن که دقیقاً پس از فیلمِ جنجال‌برانگیز «تنها خدا می‌بخشد» شکل گرفت، عبارت‌اند از ارجحیت یافتن سبک بصری بر روایت، ریتم بسیارکند، ترکیب اغراق‌آمیز از انواع رنگ‌ها؛ قاب‌های کارت‌پستالی؛ استفاده از موسیقی تکنو، خشونت افسارگسیخته و حضور قهرمان‌هایی صامت یا نسبتاً کم‌حرف. هرچند این مؤلفه‌ها در ابتدای مسیر سینمای بلوغ‌یافته وندینگ رفن اصالت و تازگی داشت؛ اما اکنون در فیلم «جهنم خصوصی او» به چرخه‌ای تکرار و ملال‌آور تبدیل شده است. این فیلم درابتدا جهانی مه‌آلود با پس‌زمینه آینده‌نگرانه را نشان می‌دهد که دخترانی زیبا با رابطه‌هایی مملو از حسادت و نفرت، برای نقش‌آفرینی در یک فیلم علمی-تخیلی آماده می‌شوند. درهمین‌راستا، یکی از دخترها به بیان افسانه‌ای تاریک می‌پردازد؛ این افسانه به مردی چرم‌پوش اشاره می‌کند که دختران را از پدرهایشان می‌دزدد و آن‌ها را به‌قتل می‌رساند. حال‌آنکه مخاطب انتظار دارد گذشته‌ای از مرد چرم‌پوش، شمایل و انگیزه او بشنود و به‌واسطه‌آن، آل (ظاهراً قهرمان اصلی فیلم با نقش‌آفرینی قابل‌قبول سوفیا تاچر) کُنشی برای جستجوی ماهیت این شرور انجام دهد، ناگهان به روایت دیگری پرتاب می‌شود. روایت دوم حولِ محور یک سرباز آمریکایی-ژاپنی (با بازی چارلز ملتون) است که دخترش توسط مرد چرم‌پوش دزدیده و کُشته شده و درحال‌حاضر چیزی جز گرفتن انتقام از او فکر نمی‌کند. ماهیت انتقام به‌تنهایی کُنش به‌وجود می‌آورد و این ماهیت به ابزاری برای شکل‌گیری روایت و ترغیب مخاطب تبدیل می‌شود. این سرباز در مسیر انتقام، با گروهی از اوباش درمی‌افتد؛ سکانس‌های مبارزه‌ای که آشکارا از سینمای رزمی بروس لی الهام گرفته شده‌اند؛ اما درحالی‌که اکشن‌های امروزی مانند سری «جان ویک» با برداشت‌های بلند و ریتم نفس‌گیر مخاطب را به‌وجد می‌آورد، «جهنم خصوصی او» درست در حساس‌ترین لحظه‌های مبارزه، با کات‌های بی‌موقع، کندکردن تصویر (اسلوموشن) و برش به نماهای غیرمرتبط، رمق اکشن را می‌گیرد. درحالی‌که روایت دوم دارد سروشکلی به‌خود می‌گیرد و به‌نظر می‌رسد به نقطه‌ای از روایت اول گره می‌خورد، ناگهان مجموعه‌ای از برداشت‌های رؤیاگونه و مشمئزکننده از ذهن کارگردان تراوش می‌شود که روی همان روایتِ نیمه‌منسجم تأثیر می‌گذارد و عملاً آن‌را با یک پایان‌بندی کاریکاتوری نابود می‌کند. مشکلِ بزرگ فیلم «جهنم خصوصی او»، نبود کُنش ازسوی کاراکترها است و اگر هم کُنشی شکل بگیرد، در میان طوماری از ایده‌ها و مضامین نخ‌نمای زاده‌شده از ذهن کارگردان ناپدید می‌شود. مضامین نخ‌نما مانند حسادت آل به نامادری‌اش، نیاز عاطفی به پدر، خیانت، انزوا و سوءاستفاده جنسی و عاطفی از دختران در جهانی بی‌هویت، کارکردی در شکل‌گیری روایت ندارند. طراحی صحنه و لباس در «جهنم خصوصی او»، گوشه‌ای از جهان بی‌هویت فیلم را درخشان می‌کند؛ اما موسیقی متن پینو دوناجیو به پس‌زمینه فیلم موردبحث نمی‌خورد و چند پله‌ای نسبت به دستاوردهای خارق‌العاده کلیف مارتنیز در «درایو» و «برای جوان مُردن پیر است» عقب‌تر است. «جهنم خصوصی او» نمی‌تواند بازگشتی شکوهمند برای نیکولاس وندینگ رفن تلقی شود. این فیلم ایده‌ها و مضامین ناگسسته‌ای دارد که به روایتی منسجم ختم نمی‌شود. کاراکترها توخالی هستند و فاقد کُنش و این‌مسئله، فیلم جدید این کارگردان دانمارکی را ملال‌آور می‌کند. وندینگ رفن بارها علاقه خود به‌سبک سینمای جالو و آثار جنایی ایتالیایی در دهه هفتاد میلادی را ابراز کرده است؛ اما مخاطبانی که فیلم‌های تحسین‌شده این‌سبک مانند «قرمز تیره» را دیده‌اند، قاعدتاً می‌دانند که اصل بنیادین در سینمای جالو، وجود معمای جنایی ملموس و ایجاد حس تعلیق تا لحظه کشف حقیقت است. رفن با ساختارشکنی بی‌مورد، اساس این ارجاع را نابود می‌کند. قاتل چرم‌پوش دراین‌فیلم، به‌جای‌آنکه محرک یک معما و تعلیق باشد، صرفاً به ابزاری برای خلق تصاویر مشمئزکننده و نمادپردازی‌های گنگ تبدیل می‌شود. این کارگردان دانمارکی فراموش کرده که سینمای جالو در کنار تمام افراط‌گرایی‌های بصری، روایتی برای تعریف‌کردن داشت. «جهنم خصوصی او» به‌نوعی قربانی خودشیفتگی بصری کارگردان شده است. درمجموع، نیکولاس وندینگ رفن مهارت قابل‌توجهی در ترسیم داستان‌های جنایی و هیجان‌انگیز دارد و آن‌را به‌خوبی در فیلم‌های گذشته‌اش نشان داده است. او می‌تواند در کنار پایبندی به سبک بصری منحصربه‌فردش، داستانی منسجم با کاراکترهای ماندگار و دغدغه‌مند خلق کند و مخاطبان امیدوار هستند که او با رویکردی شبیه به «درایو»، به‌سمت بازسازی فیلم ترسناک/اسلشر «پُلیس دیوانه» گام بردارد. شاید این کارگردان دانمارکی بهتر است برای فیلم بعدی‌اش، قلم داستان را به فرد دیگری بسپارد.

 

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه