کد خبر:
407107
| تاریخ مخابره:
1405 سهشنبه 3 شهريور -
07:12
دلایل فرار از ازدواج!
آمارهای ازدواج چندسالی هست در منحنی نزولی حرکت میکند. طبق دادههای سازمان ثبتاحوال کشور، شمار ازدواجهای ثبتشده از حدود 795هزارمورد در سال 1392 به 481هزار و 395مورد در سال 1402 کاهش یافته است، درواقع کاهشی نزدیک به 40 درصد اتفاق افتاده است و در ادامه این روند نزولی، در سال گذشته تعداد 431هزار و 672 واقعه ازدواج بهثبت رسیده؛ یعنی در بازه دوساله نیز حدود 10درصد کاهش اتفاق افتاده و درواقع میزان ازدواج در کشور طی 12سالگذشته، تقریباً 50 درصد کاهش داشته است. ازسویدیگر براساس گزارش مرکز رصد جمعیت سازمان ثبتاحوال کشور، هفتمیلیون و 355هزار مرد مجرد در گروه سنی 20 تا 54سال و 6میلیون و 929هزار و 568 زن مجرد در گروه سنی 15 تا 49سال در کشور زندگی میکنند که درمجموع چیزی نزدیک به 14میلیوننفر میشوند. مجرد ماندن اینتعداد از جمعیت کشور علاوهبر آثار و تبعات فردی میتواند در مسائل کلان جامعه و بهخصوص حوزه جمعیت هم آثار جدی داشته باشد؛ اما چرا جوانان امروز از ازدواج گریزاناند؟ آیا فرار از مسئولیتپذیری در میان نسل جوان و بهخصوص پسران موجب شده تا آمارهای ازدواج در سراشیبی سقوط حرکت کند؟ نقش خانواده و تربیت خانوادگی در تمایل جوانان به ازدواج چیست؟ اینها سؤالاتی است که برای پاسخ به آنها بهسراغ دکتر علیرضا شریفی یزدی رفتهایم. در بین لایههای بالای جامعه، یعنی طبقه فرادست جامعه و همینطور طبقه میاندست بالا؛ معمولاً اگر کسی حاضر به ازدواج نیست، این بیشتر بهعنوان یک سبک زندگی مطرح میشود؛ یعنی فرد بااینکه همه امکانات زندگی ازنظر نیازهای اولیه مالی، مثل درآمد خوب، خانه و ماشین و مواردی ازاینقبیل را دارد، ولی یک سبک زندگی تجردی را برای خودش انتخاب کرده و نیازهای جنسی و عاطفیاش را از کانالهای دیگری تأمین میکند ولی براساس مطالعاتی که انجام گرفته، در لایه میاندست و در لایه میاندست فرودست جامعه و طبقه فرودست جامعه ما اگر اینروزها مقوله ازدواج کمتر صورت میگیرد، اصلیترین دلیل بحث مسائل اقتصادی است. هرچند این تنها عامل نیست، ولی مهمترین عامل عدم ازدواج در این لایههای اجتماعی است. درواقع امکان ازدواج برای طبقه پایین جامعه و طبقه فرودست جامعه ما فراهم نیست. بااینکه طی هفت، هشتسالگذشته، تشریفات عروسی بهشدت تعدیل پیدا کرده و حتی مهریهها خیلیکمتر شده، ولی هنوز یک فاصله بزرگ بین تأمین نیازهای اولیه زندگی و توان تأمین این نیازها وجود دارد. مطالعات کشور ما میگوید آمارهای ایران ازنظر تجرد قطعی با کشورهای اسکاندیناوی، مثل نروژ، دانمارک، هلند و بلژیک و امثال اینها، تقریباً بههم نزدیک است؛ ولی دلایل این تجرد در ایران با اینکشورها خیلی متفاوت است. در کشورهای حوزه اسکاندیناوی، عمده افرادیکه تجرد قطعی دارند، این تجرد برایشان یک انتخاب است و امکان ازدواج برایشان فراهم است ولی ازدواج نمیکنند. ولی در کشور ما در بین این دو طبقه اجتماعی، یعنی طبقه فرودست و میاندست که هرکدام در خودشان سه لایه دارند، دلیل اصلی ازدواجنکردن ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه و مسائل اقتصادی است. نکته دیگری که باید درمواجههبا پدیده تجرد در کشورمان به آن توجه کنیم، ایناستکه ازنظر روانشناسی یک مکانیسم دفاعی وقتیکه افراد نمیتوانند ازدواج کنند، این نتوانستن را تبدیل به نخواستن میکنند! یعنی برایاینکه راحتتر با مسائل کنار بیایند، وقتیکه میبینند نمیتوانند ازدواج کنند، بهاینسمتوسو میروند و فلسفهبافی میکنند که ازدواج چیز خوبی نیست، خیلی از ازدواجها به طلاق منتج میشود، ازدواج بکنم محدودیت برایم ایجاد میشود و مواردی ازاینقبیل که درحقیقت این همان مقوله تبدیل نتوانستن به نخواستن است؛ اما در کنار این عامل، یک سری عوامل دیگر هم نقشآفرینی میکنند؛ ازجمله نداشتن مهارت کافی برای حل مشکلات زوجین و این باعث شده است که طلاق در جامعه افزایش پیدا کند و افراد تا میبینند با همسرشان اختلافی دارند، متأسفانه بهجایاینکه برای بهبود شرایط تلاش کنند، بهسرعت بهسمت جدایی میروند و خب این برای کسانیکه مجردند و اینها را میبینند، یک حالت ترس و نگرانی یا اضطراب ایجاد میکند و نتیجه و خروجی آن همین بیعلاقگی نسبت به بحث ازدواج است. وقتیکه ما از دوران کودکی و نوجوانی فرزندانمان را بهگونهای تربیت میکنیم که مهارت مسئولیتپذیری در آنها وجود دارد و میشود به آنها ایننکته را تفهیم کرد و تلقین کرد که در زندگی مشترک مسئولیتپذیری حرف اول را میزند، طبیعتاً اینافراد آمادگی بیشتری برای ازدواج خواهند داشت. در مقابلش، کسانیکه همه نیازهای فرزندشان را برآورده میکنند و به او اجازه تجربه و شکست را نمیدهند، این باعث میشود که در زندگی با مشکلاتی مواجه شود و طبیعتاً امکان اینکه اینافراد بهسمت ازدواج بروند، خیلیکمتر خواهد بود. یکیدیگر از دلایل بیرغبتی به ازدواج هم اختلافاتی است که در درون خانوادهها وجود دارد.