آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
ص
کد خبر: 407157 | تاریخ مخابره: 1405 چهارشنبه 18 شهريور - 06:50

ص

دوران سالمندی، گذار روانی و تکاملی پیچیده است که کیفیت آن شدیداً تحت‌تأثیر دو عامل تاریخچه روابط فردی و نوع تعامل خانواده قرار دارد، درحالی‌که تصورات غلط جامعه، سالمندی را با انفعال و محدودیت پیوند می‌زند. به‌گزارش ایسنا؛ سارا گلستانی به بیان مهم‌ترین چالش‌های روانی سالمندان پرداخت و گفت: حفظ سلامت جسمانی و رضایت از کارنامه زندگی از مهم‌ترین چالش‌های این‌دوران است. پیری از ۶۰ تا ۷۰‌سالگی آغاز می‌شود که زمان ارزیابی مسیر طی‌شده است؛ دراین‌مرحله، فرد باید احساس کند آنچه در توان داشته به‌ثمر رسانده و در ابعاد اقتصادی و اجتماعی مولد بوده است. تحقق این حس رضایت به عبور آرام از پیری کمک می‌کند؛ درحالی‌که بروز خلل دراین‌حوزه‌ها، چالش‌ها را به بحران تبدیل کرده و نیاز به مداخله حرفه‌ای را افزایش می‌دهد.

این روانشناس درخصوص‌اینکه چگونه می‌توان به سالمندان کمک کرد تا با احساس پیری، ناتوانی و ترس از آینده کنار بیایند، اظهار کرد: سالمندان برای پذیرش محدودیت‌های جسمی و ازدست‌رفتن قابلیت‌های دوران جوانی، نیاز به یک شبکه حمایتی متشکل از همسالان و افراد جوان‌تر دارند. معمولاً اعضای خانواده و دوستان نزدیک، نخستین حلقه این حمایت را تشکیل می‌دهند. وی ادامه داد: برای آن‌دسته از سالمندانی که به‌دلایلی مانند مهاجرت یا سوگ، از خانواده و دوستان قدیمی دور مانده‌اند، پیوستن به گروه‌های هم‌سالان، انجمن‌های دوستی و روابط محلی اهمیت مضاعفی دارد. این تعاملات نه‌تنها اوقات فراغت آن‌ها را پر می‌کند و سلامت روانشان را ارتقا می‌دهد، بلکه در مواقع نیاز، منبع پشتیبانی جسمی نیز محسوب می‌شود. نحوه حمایت ما بسته به نقشی که داریم مثلاً عضو خانواده یا درمانگر متفاوت است، اما در تمام این نقش‌ها، حفظ ارتباط مستمر و حضور فیزیکی در کنار سالمند، مهم‌ترین گام است. گلستانی بااشاره‌به این‌که نقش خانواده در افزایش تاب‌آوری سالمندان و کاهش افسردگی، اضطراب و احساس بی‌ارزشی آن‌ها بسیار کلیدی است، گفت: همراهی، حضور مؤثر و اختصاص وقت برای سالمند، به جلوگیری از انزوا و تقویت روحیه او کمک می‌کند. بااین‌حال، بهره‌مندی از این حمایت، مستقیماً به تاریخچه روابط فرد در گذشته بستگی دارد. اگر فرد در دوران جوانی و میان‌سالی برای ساختن روابط سالم با اعضای خانواده‌اش تلاش نکرده باشد، در دوران سالمندی نیز نمی‌تواند از مزایای این پیوند عاطفی بهره‌مند شود. وی افزود: اولویت این‌است‌که قبل از رسیدن به دوران سالمندی، برای حفظ و ترمیم روابطمان برنامه‌ریزی کنیم. درصورتی‌که اکنون با والد سالمند دچار چالش ارتباطی هستیم، حل کامل تعارضات گذشته شاید دشوار باشد اما دستیابی به یک «تعادل ارتباطی» هدفی واقع‌بینانه و ضروری است تا بتوان ارتباط منسجم و مرتبی را میان اعضای خانواده و سالمند حفظ کرد. این روانشناس باتأکیدبر این‌موضوع که می‌توان محدودیت‌های جسمی دوره پیری را با حفظ عزت‌نفس و کرامت سالمند تلفیق کرد، گفت: برای حفظ عزت‌نفس و کرامت سالمند، اطرافیان نباید همه کارها را برای سالمند انجام دهند و ناتوانی‌اش را دامن نزنند، بلکه اجازه دهند خودش کارهایش را درحدتوان انجام دهد. همچنین اجازه دهند درخواست کمک کند و اگر اهل درخواست کردن نیست، او را تشویق به این کنند تا هرزمان‌که نیاز دارد کمک بخواهد؛ کمک نیز باید متناسب با راحتی سالمند باشد تا به عزت‌نفسش آسیب نرسد. اگر سالمند احساس وابستگی به دیگران کند، این حس به‌طورطبیعی می‌تواند احساس کم‌توانی و بی‌ارزشی را در او تقویت کند. گلستانی درپاسخ‌به‌اینکه آیا پیری مرحله‌ای تکاملی برای رشد است یا دوره‌ای همراه با زوال و انفعال؟ اظهار کرد: پیری مرحله‌ای تکاملی در مسیر رشد است زیرا سالمندان باید نگرش جدیدی را در زندگی تجربه کنند. این‌دوره، زمان جمع‌بندی تجارب و نگاهی پخته به مسیری است که پشت‌سر گذاشته‌اند. اگر فرد مراحل رشد پیشین را به‌خوبی سپری کرده باشد، در سالمندی به منبعی ارزشمند برای انسجام خانواده و ایجاد ثبات عاطفی تبدیل می‌شود. درمقابل اگر فرد در مراحل رشد موفق نبوده باشد، پیری برای او بیش‌ازآنکه تکاملی باشد، با زوال و انفعال همراه است و به‌جای ایفای نقش مثبت در خانواده، به منبعی برای ایجاد چالش برای اطرافیان تبدیل می‌شود. وی درباره حس «بار اضافی بودن» در دوران سالمندان و نحوه مدیریت آن توسط خانواده، خاطرنشان کرد: این پدیده می‌تواند هم یک واقعیت باشد و هم یک خطای شناختی که همگی به میزان ناتوانی، ویژگی‌های خلقی و رشد روانی سالمند بستگی دارد. برای برخی سالمندان با افزایش ناتوانی‌های جسمی و تغییر خلق‌وخو، فشار روانی نیز بر اطرافیان وارد می‌شود. اگر سالمند سخت‌گیر یا بدقلق باشد، می‌تواند مانند یک «کودک دشوار» عمل کند که حضورش برای خانواده یک فشار است؛ دراین‌حالت، ادراک اطرافیان از او به‌عنوان یک بار اضافی، یک واقعیت است و نه خطای شناختی. این روانشناس اضافه کرد: در مدیریت این‌وضعیت، خانواده می‌تواند با تقسیم وظایف میان اعضا و کمک به حل مسائل، نقش مؤثری ایفا کند؛ اما نقش اصلی برعهده خود سالمند است که باید ازطریق مدیریت خلق‌وخو و بهبود ارتباط با ارزش‌های خانواده، بر میزان این فشار اثر بگذارد. وی بابیان‌اینکه می‌توان میان «استقلال تصمیم‌گیری سالمند» و «مراقبت دلسوزانه فرزندان» توازن برقرار کرد، گفت: تازمانی‌که سالمند دچار زوال عقل یا اختلال در تصمیم‌گیری نشده باشد، قاعدتاً باید در تمام امور صاحب‌اختیار باشد و فرزندان نیز همان نقش و رابطه پیشین خود را حفظ کنند. اگر دراین‌میان تضاد یا چالش ایجاد می‌شود، احتمالاً ریشه در مشکلات ارتباطی گذشته دارد؛ به‌گونه‌ای‌که با افزایش ناتوانی سالمند، نوعی «جابجایی قدرت» میان او و فرزندانش رخ می‌دهد. وی تأکید کرد: سالمندی که پیش از ناتوانی، رابطه‌ای متعادل با اطرافیان داشته، پس از دوران پیری نیز می‌تواند روابطی دوسویه و بدون آسیب به استقلال خود داشته باشد؛ بنابراین، افراد پیش از رسیدن به سن سالمندی باید برای تنظیم روابط خود برنامه‌ریزی کنند؛ زیرا پس از کاهش توانمندی‌ها، فرصت کافی برای اصلاح الگوهای رفتاری وجود نخواهد داشت و این عدم‌تنظیم می‌تواند فشار روانی سنگینی را هم بر خود سالمند و هم بر فرزندان وارد کند. وی بابیان‌اینکه شکاف بین‌نسلی در خانواده‌های امروز ایرانی، فشار روانی ویژه‌ای بر سالمندان تحمیل می‌کند، گفت: شکاف بین‌نسلی به همه فشار وارد می‌کند، این فشار، طبیعی است که وقتی تفاوت‌های بین‌نسلی سرعتشان بیشتر می‌شود آن فشار زیادتر می‌شود ولی برای همه است و صرفاً روی سالمندان وجود ندارد چون یک تعامل دوطرفه بین اعضا وجود دارد. گلستانی درمورد مهم‌ترین پروتکل‌های ساده برای تقویت «تاب‌آوری شناختی» سالمندان در محیط خانه نیز گفت: باید با سالمندان درمورد شرایطشان صحبت، توضیح و یادآوری کرد. درمورد بیماری‌هایی که ممکن است به‌خاطر کهولت سن داشته باشند اثری که روی آن‌ها می‌گذارد و با گفتگو کردن و آگاهی‌دادن به آن‌ها کمک کرد تا نسبت به عواقب سالمندی و راهکارهای آن آگاه باشند و بدانند چطور با هرچیزی کنار بیایند تا زندگی ادامه داشته باشد. وی بزرگ‌ترین سوءتفاهم جامعه درباره دوران سالمندی را این‌گونه تشریح کرد که در فرهنگ ما این تصور رواج دارد که با گذشت از یک سن خاص، فرد باید فعالیت‌های خود را محدود کند؛ به‌طوری‌که ورزش، معاشرت، تفریح و تجربه‌های جدید را رها کند، درحالی‌که انجام این فعالیت‌ها دقیقاً برای حفظ سلامت دراین‌دوره ضروری است. گلستانی به مقایسه فرهنگ ما با کشورهای پیشرفته پرداخت و گفت: در جوامع توسعه‌یافته، سالمندان به‌دنبال تجربه‌های تازه، سفر و حضور در جمع‌های اجتماعی متنوع هستند اما در جامعه ما، تجربیات سالمندان معمولاً به دایره‌ای بسیارکوچک و افراد کاملاً آشنا محدود می‌شود و تمایل کمتری برای ورود به محیط‌های جدید یا ایجاد تجارب متفاوت دیده می‌شود.

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه